تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 631 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 631 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 631 دیوان شمس مولانا

نومید مشو جانا کاومید پدید آمد

اومید همه جان‌ها از غیب رسید آمد

نومید مشو گرچه مریم بشد از دستت

کان نور که عیسی را بر چرخ کشید آمد

نومید مشو ای جان در ظلمت این زندان

کان شاه که یوسف را از حبس خرید آمد

یعقوب برون آمد از پرده مستوری

یوسف که زلیخا را پرده بدرید آمد

ای شب به سحر برده در یارب و یارب تو

آن یارب و یارب را رحمت بشنید آمد

ای درد کهن گشته بخ بخ که شفا آمد

وی قفل فروبسته بگشا که کلید آمد

ای روزه گرفته تو از مایده بالا

روزه بگشا خوش خوش کان غره عید آمد

خامش کن و خامش کن زیرا که ز امر کن

آن سکته حیرانی بر گفت مزید آمد

توضیح . معنی . تفسیر

غزل شماره ۶۳۱ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۳۱ مولانا، غزلی سرشار از امید و بشارت است که به حضور دائمی لطف و رحمت الهی و گشایش امور پس از سختی‌ها می‌پردازد. مولانا در این غزل، با اشاره به داستان‌های قرآنی و شخصیت‌های برجسته، بر لزوم ناامید نشدن از فضل الهی و انتظار فرج پس از هر شدتی تأکید می‌کند.

امید از غیب و گشایش پس از سختی

مولانا غزل را با نوید امید و گشایش آغاز می‌کند:

نومید مشو جانا کاومید پدید آمد اومید همه جان‌ها از غیب رسید آمد

ای جان، ناامید مشو! زیرا امید (و گشایش) پدیدار شد.” “امید همه‌ی جان‌ها از عالم غیب (از سوی خداوند) فرا رسید.” این بیت، پیامی قاطع و امیدبخش است که به حضور لطف الهی و رسیدن گشایش از جایی که انتظارش نمی‌رود، اشاره دارد.

نمونه‌های قرآنی از گشایش الهی

مولانا با ذکر داستان‌های قرآنی، بر این امید تأکید می‌کند:

نومید مشو گرچه مریم بشد از دستت کان نور که عیسی را بر چرخ کشید آمد

ناامید مشو، اگرچه مریم (ع) از دست تو رفت (یا از دسترسی تو خارج شد، اشاره به پاکی و مقام او).” “زیرا آن نوری که عیسی (ع) را به آسمان‌ها کشید (و به معراج برد)، آمد (و می‌تواند تو را نیز از سختی‌ها رها کند).” این بیت به قدرت الهی در نجات و عروج دادن بندگانش، حتی در شرایط دشوار، اشاره دارد.

نومید مشو ای جان در ظلمت این زندان کان شاه که یوسف را از حبس خرید آمد

ای جان، در تاریکی این زندان (دنیای مادی و مشکلات آن) ناامید مشو!” “زیرا آن پادشاه (خداوند) که یوسف (ع) را از زندان رهایی بخشید (و او را خرید)، آمد.” این بیت به قدرت خداوند در رهایی بخشیدن از زندان‌های مادی و معنوی، اشاره دارد.

یعقوب برون آمد از پرده مستوری یوسف که زلیخا را پرده بدرید آمد

یعقوب (ع) از پرده‌ی پنهان‌کاری و غم (مستوری) بیرون آمد (و از غم رها شد).” “یوسفی که پرده‌ی زلیخا (حجاب‌ها و فریب‌های دنیوی) را پاره کرد، آمد.” این بیت به رهایی از غم و حجاب‌ها با ظهور حقیقت و لطف الهی، اشاره دارد.

استجابت دعا و شفای دردها

مولانا به استجابت دعا و شفای دردها اشاره می‌کند:

ای شب به سحر برده در یارب و یارب تو آن یارب و یارب را رحمت بشنید آمد

ای کسی که شب را با “یا رب” گفتن و دعا کردن به صبح رسانده‌ای،” “آن “یا رب” گفتن‌های تو را رحمت (الهی) شنید و (گشایش) آمد.” این بیت به استجابت دعا و شنیده شدن تضرع‌های شبانه توسط خداوند و نزول رحمت او تأکید دارد.

ای درد کهن گشته بخ بخ که شفا آمد وی قفل فروبسته بگشا که کلید آمد

ای درد کهنه شده (که مدت‌هاست با توست)، آفرین (بخ بخ) که شفا آمد!” “ای قفل بسته شده، باز شو! زیرا کلید (گشایش) آمد.” این بیت به پایان یافتن دردها و مشکلات دیرینه و رسیدن راه حل و گشایش الهی اشاره دارد.

پایان روزه و آمدن عید

مولانا به پایان روزه و آمدن عید اشاره می‌کند:

ای روزه گرفته تو از مایده بالا روزه بگشا خوش خوش کان غره عید آمد

ای کسی که از (مائده‌ی) بالای (آسمانی) روزه گرفته‌ای (و از لذات دنیوی پرهیز کرده‌ای)،” “روزه را با خوشی باز کن! زیرا آن هلال عید (غره عید) آمد.” این بیت به پایان یافتن ریاضت‌ها و سختی‌ها و رسیدن به پاداش و جشن معنوی (عید) پس از آن اشاره دارد.

خاموشی و حیرت در برابر امر الهی

مولانا در پایان غزل، به خاموشی و حیرت در برابر امر الهی اشاره می‌کند:

خامش کن و خامش کن زیرا که ز امر کن آن سکته حیرانی بر گفت مزید آمد

خاموش باش و خاموش باش! زیرا از (شنیدن) امر “کن” (امر الهی که همه چیز را خلق می‌کند)،” “آن سکته‌ی حیرانی (بهت و حیرت مطلق) بر گفتار افزوده شد (و دیگر نیازی به سخن گفتن نیست).” این بیت به مقام حیرت و سکوت در برابر عظمت و قدرت امر الهی، که هرگونه گفتار را بی‌معنا می‌سازد، اشاره دارد.

نکات مهم

  • ناامید نشدن: پیام اصلی غزل، لزوم ناامید نشدن از لطف و رحمت الهی است.
  • گشایش از غیب: امید و گشایش از جایی که انتظارش نمی‌رود (عالم غیب) می‌رسد.
  • نمونه‌های قرآنی: داستان‌های مریم و عیسی، یوسف و یعقوب، به عنوان نمونه‌هایی از گشایش و نجات الهی ذکر شده‌اند.
  • استجابت دعا: تضرع و دعا در شب، مورد استجابت رحمت الهی قرار می‌گیرد.
  • پایان دردها و مشکلات: هر قفل بسته‌ای کلیدی دارد و هر دردی شفایی.
  • پاداش ریاضت: پس از تحمل ریاضت‌ها و سختی‌ها، پاداش و عید معنوی فرا می‌رسد.
  • مقام حیرت و سکوت: در برابر عظمت امر الهی، انسان به مقام حیرت و سکوت می‌رسد و دیگر نیازی به سخن گفتن نیست.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: