مطالب پیشنهادی![]()
اندرآمد شاه شیرینان ترش
جان شیرینم فدای آن ترش
چشم کژبین را بگفتم کژ مبین
کس کند باور گل خندان ترش
در هر آن زندان که درتابد رخش
کس نماند در همه زندان ترش
گرد باغش گشتم و والله نبود
میوهای اندر همه بستان ترش
در حرم خندان بود سلطان ولیک
مینماید خویش در دیوان ترش
گر تو مرد مؤمنی باور مکن
انگبین و شکر و ایمان ترش
منکر ار باشد ترش نبود عجب
نسبتی دارد به بادنجان ترش
این غزل مولانا، به زیبایی حقیقت عشق الهی و عدم وجود ترشی و ناخوشایندی در آن را بیان میکند. مولانا با استفاده از متناقضنما و طنز، به مخاطب نشان میدهد که هرگونه تلخی یا ناراحتی که در مسیر عشق به نظر میرسد، ناشی از دیدگاه اشتباه یا عدم درک صحیح حقیقت است. این غزل بر شیرینی مطلق معشوق و عشق او تأکید دارد.
غزل با متناقضنمایی آغاز میشود: “اندرآمد شاه شیرینان ترش / جان شیرینم فدای آن ترش“. (معشوق که) پادشاه شیرینان (سرچشمه همه شیرینیها) است، به ظاهر با رویی ترش (اخمآلود یا با جلال) وارد شد. جان شیرین من فدای آن ترشی (ظاهری) او باد! این بیت، نشان میدهد که حتی جلال و اخم معشوق نیز برای عاشق شیرین و دلنشین است.
سپس به بینایی صحیح در عشق اشاره میکند: “چشم کژبین را بگفتم کژ مبین / کس کند باور گل خندان ترش“. به چشم کجبین (آن که حقیقت را درست نمیبیند و در عشق، تلخی میبیند) گفتم که کجبین نباش. آخر چه کسی باور میکند که یک گل خندان (معشوق که سراسر زیبایی و شادی است) ترش و ناخوشایند باشد؟ این بیت، بر اهمیت دیدگاه درست و بینش عاشقانه تأکید دارد.
مولانا به رهایی از زندان دنیا با تابش معشوق اشاره میکند: “در هر آن زندان که درتابد رخش / کس نماند در همه زندان ترش“. در هر زندانی (مانند زندان دنیا و نفس) که روی زیبای او (معشوق) بتابد، هیچ کس در آن زندان ترشرو و غمگین نمیماند (همه از غم رها میشوند). این بیت، قدرت رهاییبخش عشق را نشان میدهد.
سپس به عدم وجود ترشی در باغ عشق اشاره میکند: “گرد باغش گشتم و والله نبود / میوهای اندر همه بستان ترش“. به دور باغ او (باغ عشق و وجود معشوق) گشتم و به خدا سوگند که در تمام آن بستان (عالم عشق)، حتی یک میوه ترش و ناخوشایند وجود نداشت. این بیانگر شیرینی مطلق و بینقص عشق الهی است.
مولانا به بازیگوشی معشوق اشاره میکند: “در حرم خندان بود سلطان ولیک / مینماید خویش در دیوان ترش“. سلطان (معشوق) در حرم خویش (در خلوت و باطن ذات خود) خندان و شاداب است. اما خویش را در دیوان (در صحنه ظهور و جلوهگری در جهان) به ظاهر ترشرو و جدی نشان میدهد (تا بندگان را بیازماید یا قدرت خود را نمایش دهد). این بیت، به تفاوت ظاهر و باطن معشوق و جلال او اشاره دارد.
سپس به نکتهای مهم برای مرد مؤمن اشاره میکند: “گر تو مرد مؤمنی باور مکن / انگبین و شکر و ایمان ترش“. اگر تو مرد مؤمن و اهل یقینی، باور مکن که انگبین (عسل) و شکر (که هر دو نماد شیرینی عشق و ایمان هستند) ترش باشند. (یعنی در ذات عشق و ایمان هیچ تلخی وجود ندارد). این بیت، بر شیرینی فطری و ذاتی ایمان و عشق تأکید دارد.
غزل با تمثیلی طنزآمیز به پایان میرسد: “منکر ار باشد ترش نبود عجب / نسبتی دارد به بادنجان ترش“. اگر منکر عشق (کسی که حقیقت را انکار میکند) ترشرو و ناخوشایند باشد، عجیب نیست. چرا که او (در ذات و مزاج خود) نسبتی با بادنجان ترش (که به طور طبیعی ترشمزه است و این طعم جزئی از ذات آن است) دارد. این بیت، با طنز، ترشی و ناخوشایندی را به طبیعت منکران عشق نسبت میدهد و آن را خارج از ذات عشق میداند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر