مطالب پیشنهادی![]()
ای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آید
در خانه خیالت شاید که غم درآید
ای آنک هر وجودی ز آغاز از تو خیزد
شاید که با وجودت در ما عدم درآید
ای غم تو جمع میشو کاینک سپاه شادی
تا کیقباد شادان با صد علم درآید
ای دل مباش غمگین کاینک ز شاه شیرین
آن چنگ پرنوای خالی شکم درآید
آن ساقی الهی آید ز بزم شاهی
وان مطرب معانی اکنون به دم درآید
ای غم چه خیره رویی آخر مرا نگویی
اندر درم درافتی چون او درم درآید
آخر شوم مسلم از آتش تو ای غم
زان کس که جان فزایی او را سلم درآید
غزل ۸۵۱ مولانا، غزلی بشارتدهنده و امیدوارکننده است که به تأثیر حضور معشوق الهی در رهایی از غم و اندوه و ظهور شادی و معرفت میپردازد. مولانا در این غزل، با خطاب به معشوق (حق تعالی) و سپس به “غم”، از قدرت دگرگونساز عشق و جلوههای آن در عالم وجود سخن میگوید. این غزل در واقع دعوتی به استقبال از شادی و حضور حق است.
مولانا غزل را با توصیف زیبایی و عظمت معشوق آغاز میکند:
ای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آید در خانه خیالت شاید که غم درآید
«ای کسی که (جمال و) حسنت چنان عظیم است که حتی حوری (موجود بهشتی که نماد زیبایی است) در برابر تو (با شرمندگی و تواضع) قدم دو میآید (یعنی جایگاه خود را نمیداند و عقب مینشیند)،» «(آری، با این عظمت) شاید (و جایز است) که (در برابر حضور تو) غم نیز به خانه خیال (اندیشهی عاشق) درآید (تا در آنجا فنا شود).» این بیت، بیانگر برتری بینظیر معشوق (حق) بر تمام زیباییها و اشاره به اینکه حتی غم نیز با حضور او از بین میرود و محو میشود.
ای آنک هر وجودی ز آغاز از تو خیزد شاید که با وجودت در ما عدم درآید
«ای کسی که هر وجودی از آغاز خلقت، از تو سرچشمه میگیرد و هستی مییابد،» «(پس) شاید (و جایز است) که با حضور وجود (مطلق) تو، در ما (وجود ناقص و محدود) عدم (نیستی و فنای خودی) وارد شود (و وجود ما در وجود تو محو گردد).» این بیت، تأکید بر یگانگی و مبدأ بودن معشوق؛ در برابر وجود مطلق او، هر وجود دیگری فانی و ناچیز است.
مولانا به “غم” خطاب میکند و نوید آمدن شادی را میدهد:
ای غم تو جمع میشو کاینک سپاه شادی تا کیقباد شادان با صد علم درآید
«ای غم! تو خودت را جمع کن و آمادهی رفتن باش، زیرا که سپاه شادی (نور و معرفت) در راه است،» «(و این سپاه) تا کیقباد (شاه نامدار و مظهر اقتدار و شادمانی) با صد پرچم (نماد پیروزی و عظمت) شادمانه وارد شود.» این بیت، نوید آمدن دوران شادی و سرور روحانی با ظهور کیقبادِ شادی (یعنی تجلی حق) و پیروزی بر غم.
ای دل مباش غمگین کاینک ز شاه شیرین آن چنگ پرنوای خالی شکم درآید
«ای دل! غمگین مباش، زیرا که از آن پادشاه شیرین (معشوق/حق تعالی)،» «آن چنگ (سازی که نماد طرب و نواست و در اینجا به معنی وجود بینیاز از مادیات) که پر از نواهای دلنشین است و شکمش خالی (بینیاز از طعام ظاهری) است، وارد میشود (و به تو شادی میبخشد).» این بیت، دعوت دل به امیدواری؛ معشوق (شاه شیرین) با نوازندهی (چنگ) معانی خود، شادی و نوای روحانی را به دل میآورد.
آن ساقی الهی آید ز بزم شاهی وان مطرب معانی اکنون به دم درآید
«آن ساقی الهی (که از عالم بالا و بزم شاهی الهی میآید)،» «و آن مطرب معانی (که با دم مسیحایی خود، حقایق را زنده میکند) اکنون به نواختن آغاز میکند (به دم درآید، یعنی دم میزند و مینوازد).» این بیت، بیانگر حضور ساقی (بخشنده فیض الهی) و مطرب (آشکارکنندهی معانی و حقایق) که از عالم بالا آمدهاند و موجب تجلی معرفت میشوند.
مولانا دوباره به غم خطاب میکند و سرانجام آن را بیان میکند:
ای غم چه خیره رویی آخر مرا نگویی اندر درم درافتی چون او درم درآید
«ای غم! چرا اینقدر خیره سر و بیحیایی؟ آخر به من نمیگویی (و توضیح نمیدهی) که،» «چگونه تو (ای غم) در پی من (درم، یعنی درب دل من) میافتی و وارد میشوی، در حالی که او (معشوق/حق) نیز وارد (درم) دل من میشود؟ (یعنی غم و معشوق با هم در یک دل جای ندارند).» این بیت، پرسشی خطاب به غم که چگونه جرأت میکند در دلی که معشوق حضور دارد، وارد شود؛ این بیت نشاندهنده ناسازگاری غم با حضور معشوق است.
آخر شوم مسلم از آتش تو ای غم زان کس که جان فزایی او را سلم درآید
«بالاخره (از وجود) آتش (سوزاننده) تو، ای غم! (رها میشوم و) تسلیم میگردم (مسلم شوم، یعنی تسلیم حق میشوم)،» «(زیرا) از سوی آن کس (معشوق/حق) که جانافزاست (جانبخش و حیاتبخش است)، صلح و آرامش (سلم) به او (عاشق) وارد میشود (و غم را از بین میبرد).» این بیت، بیانگر رهایی از غم با تسلیم به حق؛ با حضور جانفزای معشوق، آرامش و صلح به دل میآید و آتش غم خاموش میشود.
غزل ۸۵۱ مولانا، سرودهای پر از امید و بشارت است که بر قدرت بیکران معشوق الهی در از بین بردن غم و اندوه تأکید میکند. مولانا با بیان عظمت و یگانگی حق، نشان میدهد که حضور او چگونه هرگونه غم و نیستی را به فنا میکشاند. او با نوید آمدن سپاه شادی و ورود ساقی و مطرب معانی، به دلها آرامش و اطمینان میبخشد که با ظهور عشق الهی، دیگر جایی برای غم باقی نمیماند. این غزل دعوتی است به تسلیم در برابر حق و استقبال از شادی و معرفت حقیقی که تنها از جانب او حاصل میشود.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر