تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1070

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1070

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1070

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1070

گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر

بی‌رقیبش دادمی من بوسه‌هایی سیر سیر

بس خطاها کرده‌ام دزدیده لیکن آرزوست

با لب ترک خطا روزی خطایی سیر سیر

تا یکی عشرت ببیند چرخ کاو هرگز ندید

عشرت کدبانوی با کدخدایی سیر سیر

یک به یک بیگانگان را از میان بیرون کنید

تا کنارم گیرد آن دم آشنایی سیر سیر

دست او گیرم به میدان اندرآیم پای‌کوب

می‌زنم زان دست با او دست و پایی سیر سیر

ای خوشا روزی که بگشاید قبا را بند بند

تا کشم او را برهنه بی‌قبایی سیر سیر

در فراق شمس تبریزی از آن کاهید تن

تا فزاید جان‌ها را جان‌فزایی سیر سیر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1070 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، سرشار از آرزوی وصال بی‌پرده و تمام‌عیار با معشوق است. شاعر با تکرار کلمه‌ی “سیر سیر” (به معنای کامل، فراوان، و از ته دل)، اشتیاق خود را برای تجربه‌ای عمیق و بی‌واسطه از عشق بیان می‌کند. در پایان غزل، این معشوق به شمس تبریزی اشاره دارد.

بیت اول

  • “گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر”: شاعر آرزو می‌کند که اگر معشوق را در “خلوت” (مکانی تنها و به دور از اغیار) و “به جایی سیر سیر” (به طور کامل و بی‌نقص) می‌دید.
  • “بی‌رقیبش دادمی من بوسه‌هایی سیر سیر”: در آن صورت، “بی‌رقیبش” (بدون حضور هیچ رقیب یا مزاحمی)، “من بوسه‌هایی سیر سیر” (بوسه‌هایی کامل، فراوان و از ته دل) به او می‌دادم. این بیت نشان‌دهنده‌ی اشتیاق شدید عاشق به وصال بی‌واسطه و کامل با معشوق است.

بیت دوم

  • “بس خطاها کرده‌ام دزدیده لیکن آرزوست”: شاعر اعتراف می‌کند که “بس خطاها” (بسیار اشتباهات و گناهان) را “دزدیده” (پنهانی) انجام داده است، “اما آرزو دارد”. این خطاها می‌تواند اشاره به گناهان ظاهری یا حتی اشتغالات دنیوی باشد.
  • “با لب ترک خطا روزی خطایی سیر سیر”: آرزو دارد که “روزی” (یک روز)، “با لب ترک خطا” (با خود معشوق که خطاها را می‌بخشد یا ترک کننده خطاست)، “خطایی سیر سیر” (گناهی کامل و بزرگ) انجام دهد. این “خطا” در اینجا نه به معنای گناه اخلاقی، بلکه به معنای رهایی از قیدها، شکستن سنت‌ها و عرفیات در راه عشق است؛ خطایی که تنها با معشوق رخ می‌دهد و از نظر عارف، عین صواب است.

بیت سوم

  • “تا یکی عشرت ببیند چرخ کاو هرگز ندید”: شاعر آرزو دارد که وصالی رخ دهد، تا “چرخ” (آسمان و عالم هستی) “یکی عشرت” (یک شادی و بزم) را “ببیند که هرگز ندیده است”. این نشان‌دهنده عظمت و بی‌نظیر بودن بزم وصال عاشقانه است.
  • “عشرت کدبانوی با کدخدایی سیر سیر”: این عشرت، مانند “عشرت کدبانو با کدخدایی سیر سیر” (جشن و بزم کامل همسر با شوهرش) است. “کدبانو و کدخدا” در اینجا نمادی از جان و جانان، یا عاشق و معشوق هستند که در خلوت کامل با یکدیگر به سر می‌برند.

بیت چهارم

  • “یک به یک بیگانگان را از میان بیرون کنید”: شاعر (یا معشوق) دستور می‌دهد که “یک به یک” (تک تک) “بیگانگان” (اغیار، تعلقات دنیوی، هر آنچه غیر از معشوق است) را “از میان بیرون کنید”. این اشاره به تصفیه درون و رهایی از تعلقات است.
  • “تا کنارم گیرد آن دم آشنایی سیر سیر”: برای اینکه “آن دم” (آن لحظه)، “آشنایی سیر سیر” (معشوق حقیقی و کاملاً آشنا) او را “کنار گیرد” (در آغوش کشد). این بیت بر لزوم پاکسازی درون برای وصال تأکید دارد.

بیت پنجم

  • “دست او گیرم به میدان اندرآیم پای‌کوب”: اگر وصال حاصل شود، “دست او (معشوق) را می‌گیرم” و “به میدان” (میدان وجد و سماع) “اندر می‌آیم پای‌کوب” (در حال رقص و وجد).
  • “می‌زنم زان دست با او دست و پایی سیر سیر”: و “می‌زنم زان دست” (با کمک همان دست معشوق)، “با او دست و پایی سیر سیر” (رقص و شوریدگی کامل و از ته دل) را انجام می‌دهم. این بیت نشان‌دهنده همگامی و هماهنگی عاشق و معشوق در بزم عشق است.

بیت ششم

  • “ای خوشا روزی که بگشاید قبا را بند بند”: “ای خوشا آن روزی” که معشوق “قبا را بند بند بگشاید” (لباس خود را کاملاً از تن بیرون آورد). این مصرع کنایه از تجلی بی‌واسطه و بی‌پرده‌ی جمال معشوق است.
  • “تا کشم او را برهنه بی‌قبایی سیر سیر”: برای اینکه “او را برهنه” (بی‌پرده و بی‌حجاب) و “بی‌قبایی سیر سیر” (بدون هیچ لباسی، یعنی بدون هیچ واسطه و حائلی) “کشم” (در آغوش بگیرم). این بیت اوج آرزوی وصال بی‌پرده و فنای کامل در معشوق را بیان می‌کند.

بیت هفتم

  • “در فراق شمس تبریزی از آن کاهید تن”: شاعر در پایان غزل، نام معشوق را آشکار می‌کند و می‌گوید: “تن” (جسم و وجود ظاهری من) “در فراق شمس تبریزی از آن کاهید” (به خاطر دوری از شمس تبریزی لاغر و ضعیف شد).
  • “تا فزاید جان‌ها را جان‌فزایی سیر سیر”: این کاهیدن تن برای آن بود که در مقابل، “جان‌ها” (جان‌های سالکان و عاشقان) را “جان‌فزایی سیر سیر” (حیات‌بخشی کامل و بی‌نقص) “فزاید” (افزون کند). این بیت به مفهوم تأثیرگذار فنای عاشق در راه معشوق اشاره دارد که موجب حیات معنوی دیگران می‌شود.

غزل ۱۰۷۰ مولانا یک غزل پرشور و حلسه (صریح در بیان) است که اشتیاق بی‌حد مولانا به شمس تبریزی و آرزوی وصال کامل و بی‌پرده با او را نشان می‌دهد. مولانا در این غزل، تمامی موانع و حجاب‌ها را کنار می‌زند و خود را آماده فنای کامل در معشوق می‌کند، چرا که این فنا، عین حیات و جان‌بخشی است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: