مطالب پیشنهادی![]()
شهر پر شد لولیان عقل دزد
هم بدزدد هم بخواهد دستمزد
هر که بتواند نگه دارد خرد
من نتانستم مرا باری ببرد
گرد من میگشت یک لولی پریر
همچنینم برد کلی کرد و مرد
کرد لولی دست خود در خون من
خون من در دست آن لولی فسرد
تا که میشد خون من انگوروار
سالها انگور دل را میفشرد
کرد دیدم کو کند دزدی ولیک
کرد ما را بین که او دزدید کرد
کی گمان دارد که او دزدی کند
خاصه شه صوفی شد آمد مو سترد
دزد خونی بین که هر کس را که کشت
خضر و الیاسی شد و هرگز نمرد
رخت برد و بخت داد آنگه چه بخت
سیم برد و دامن پرزر شمرد
دردها و دردها را صاف کرد
پیش او آرید هر جا هست درد
این جهان چشمست و او چون مردمک
تنگ میآید جهان زین مرد خرد
باز رشک حق دهانم قفل کرد
شد کلید و قفل را جایی سپرد
غزل ۸۱۵ مولانا، غزلی نمادین و پررمز و راز است که در آن، “لولی” (عارف عاشقپیشه یا شمس تبریزی) به عنوان یک “دزد عقل” معرفی میشود. مولانا در این غزل، به تأثیر دگرگونکنندهی عشق و فنای عقل جزئی در برابر آن میپردازد. این “دزدیدن” عقل نه تنها مخرب نیست، بلکه منجر به تحول و دستیابی به گنجینههای معنوی و جاودانگی میشود.
مولانا غزل را با معرفی “لولی” آغاز میکند:
شهر پر شد لولیان عقل دزد هم بدزدد هم بخواهد دستمزد
«شهر (جهان هستی یا درون انسان) پر از لولیان (عارفان شوریده/عشاق) عقلدزد شده است،» «(که این لولی) هم عقل را میدزدد و هم برای این کار (که در واقع لطف است) دستمزد (عشق و فنا) میخواهد.» این بیت، بیانگر این است که در راه عشق، عقل جزئی از میان میرود و این فقدان، خود خواست معشوق است. “لولی” در ادبیات عرفانی نماد انسان رها، شوریده، و بیقید و بند است که اغلب با دزدیدن دل و عقل همراه است.
هر که بتواند نگه دارد خرد من نتانستم مرا باری ببرد
«هر کس که بتواند عقل (جزئی) خود را در برابر این لولی (عشق) حفظ کند (او را نگهدارد)،» «من نتوانستم (عقلم را نگه دارم)؛ لولی (عشق) مرا (با خود) برد.» این بیت، نشاندهنده تسلیم کامل مولانا در برابر قدرت عشق و عدم توانایی او در حفظ عقل در مقابل آن.
گرد من میگشت یک لولی پریر همچنینم برد کلی کرد و مرد
«پریروز (تازگیها) یک لولی (معشوق/شمس) اطراف من میگشت (مرا شیفته خود کرد)،» «همینطور مرا (با خود) برد، به کلی (مرا از خود) کرد (فانی ساخت) و (وجود مجازیام) مرد.» این بیت، توصیف لحظهی فنای عاشق در معشوق؛ لولی (شمس) با دلبری خود، عاشق را فانی میکند.
کرد لولی دست خود در خون من خون من در دست آن لولی فسرد
«لولی (معشوق) دست خود را در خون من (وجود فانیشدهی من) کرد،» «(و) خون من (وجودم) در دست آن لولی (در حضور او) منجمد و بیحرکت (فسرد) شد.» این بیت، نشاندهنده تأثیر عمیق و یخکننده (یا بیحس کننده) حضور معشوق بر وجود عاشق که منجر به فنا میشود.
تا که میشد خون من انگوروار سالها انگور دل را میفشرد
«(این فرآیند فنا) تا جایی ادامه یافت که خون من (وجود من) مانند انگور (آمادهی تبدیل شدن به شراب) شد،» «(گویی) سالها (معشوق) انگور دل (وجود) مرا میفشرد (تا آن را به شراب معرفت تبدیل کند).» این بیت، استعاره از فرآیند طولانی و دردناک ریاضت و تصفیه باطن که در آن وجود عاشق فشرده میشود تا به شراب عشق و معرفت تبدیل گردد.
کرد دیدم کو کند دزدی ولیک کرد ما را بین که او دزدید کرد
«او (لولی/معشوق) را دیدم که دزدی میکند، اما (به شگفتی) این دزدی او را ببین که او (در واقع) بخشش (کرم) را دزدید! (یعنی کار دزدی را برعکس انجام داد و به جای گرفتن، بخشید).» این بیت، پارادوکسنمایی در عمل لولی؛ او ظاهراً دزدی میکند، اما در حقیقت “بخشندگی” را میدزدد (یعنی آنچنان میبخشد که گویی بخشش را هم به یغما برده) یا به معنای دیگر، “فنا” را دزدیده و “بقاء” را میبخشد.
مولانا به هویت پنهان لولی و قدرت اعجاز او اشاره میکند:
کی گمان دارد که او دزدی کند خاصه شه صوفی شد آمد مو سترد
«چه کسی گمان میکند که او (لولی) دزدی کند (با آن ظاهر و مرتبه)؟» «به ویژه که او شاهی است که به صورت صوفی درآمده و موی خود را تراشیده است (نشانه درویشی و ترک دنیا).» این بیت، معرفی لولی (شمس) به عنوان یک پادشاه درویشگونه که ظاهرش باطنش را پنهان میکند.
دزد خونی بین که هر کس را که کشت خضر و الیاسی شد و هرگز نمرد
«این دزد خونریز را ببین (که ظاهراً کشنده است)، اما هر کسی را که کشت،» «(آن فرد) به مقام خضر و الیاس (پیامبران دارای عمر جاودان) رسید و هرگز نمرد (حیات جاودانه یافت).» این بیت، بیان قدرت احیاگری عشق؛ فنا در این راه به معنای مرگ نیست، بلکه به معنای کسب حیات جاودانه است.
مولانا به جایگزینی مادیات با معنویات اشاره میکند:
رخت برد و بخت داد آنگه چه بخت سیم برد و دامن پرزر شمرد
«(لولی/معشوق) داراییهای (رخت) ظاهری را برد، اما (در عوض) بخت (اقبال و سعادت) بخشید؛ آن هم چه بختی!» «(از ما) نقره (سیم) برد، اما دامانمان را پر از زر (گنجینه معنوی) کرد (و برای ما شمرد).» این بیت، نشاندهنده جایگزینی داراییهای مادی (رخت، سیم) با نعمات معنوی و سعادت ابدی (بخت، زر) از سوی معشوق.
مولانا به شفابخشی لولی و عظمت وجود او اشاره میکند:
دردها و دردها را صاف کرد پیش او آرید هر جا هست درد
«(او) همهی دردها و رنجها را پاک و خالص (صاف) کرد (و از میان برد)،» «(پس) هر جا دردی هست، آن را پیش او (لولی/معشوق) بیاورید.» این بیت، بیانگر قدرت شفابخش و درمانگر معشوق در رفع تمامی دردهای وجودی.
این جهان چشمست و او چون مردمک تنگ میآید جهان زین مرد خرد
«این جهان (هستی) به مثابهی یک چشم است و او (لولی/معشوق) مانند مردمک آن (که مرکز بینایی است)،» «(از عظمت او) جهان (هستی) از این مرد کوچک (مردمک چشم/ لولی که ظاهراً کوچک است) تنگ میآید (و ظرفیت گنجایش او را ندارد).» این بیت، تمثیلی زیبا از عظمت معشوق؛ او اگرچه به ظاهر کوچک و ناچیز به نظر میرسد (مردمک)، اما مرکزیت و جوهرهی هستی است و جهان در برابر عظمت او ناچیز مینماید.
مولانا غزل را با اشاره به لزوم سکوت در برابر این حقایق به پایان میبرد:
باز رشک حق دهانم قفل کرد شد کلید و قفل را جایی سپرد
«باز حسادت و غیرت حق (رشک حق) دهانم را قفل کرد (و مانع از سخن گفتن بیشتر شد)،» «(و) کلید و قفل را به جایی (به عالم غیب/به خود حق) سپرد.» این بیت، بیانگر این است که حقایق الهی آنقدر والا و مقدس هستند که زبان انسان از بیان کامل آنها عاجز است و باید در برابر عظمت آنها سکوت اختیار کرد.
این غزل با استعارهی بدیع “لولی عقلدزد”، تصویری عمیق و چندلایه از تأثیر دگرگونکنندهی عشق و فنای عرفانی ارائه میدهد. مولانا در این ابیات، شمس تبریزی (در مقام لولی) را عامل فنای عقل جزئی و هستی مجازی عاشق میداند، اما تأکید میکند که این “مرگ” منجر به “حیات جاودانه” و دستیابی به گنجینههای معنوی میشود. غزل در نهایت به عظمت بیکران معشوق و ناتوانی زبان در بیان اسرار او اشاره کرده و به لزوم سکوت و شهود باطنی فرامیخواند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر