مطالب پیشنهادی![]()
مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند
مکن اسرار نهانی که وی اسرار بداند
همه را از تو چو خاشاک بر آن آب براند
که همه شیوه می را دل خمار بداند
کف او خار نشاند کف او گل شکفاند
همه گلهای نهانی ز دل خار بداند
تو به هر روز به تدریج یکی چیز بدانی
تو برو چاکر او شو که به یک بار بداند
چو اسیری به گه حکم به اقرار و گواهی
تن صوفی به گواهی دل اقرار بداند
غزل ۷۶۴ مولانا، غزلی کوتاه اما پر از نکات عمیق عرفانی دربارهی علم بیواسطهی معشوق به اسرار دل عاشق، قدرت دگرگونکنندهی او، و لزوم تسلیم و خدمت در راه او است. مولانا در این غزل، به بینایی مطلق معشوق نسبت به باطن انسان و تفاوت علم جزئی انسان با علم کلی معشوق اشاره میکند.
مولانا غزل را با هشداری به دل آغاز میکند که از آگاهی مطلق معشوق پرده برمیدارد:
مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند مکن اسرار نهانی که وی اسرار بداند
«ای دل، تو (در نیت و باطن خود) دگرگون و متغیر مشو، زیرا دل یار (معشوق) از احوال تو آگاه است،» «اسرار پنهانی (درون) خود را فاش مکن (به گمان اینکه او نمیداند)، زیرا او تمام اسرار (باطن) را میداند.» این بیت، بیانگر علم مطلق و لدنی معشوق به باطن عاشق است. معشوق نه تنها از تغییرات دل آگاه است، بلکه به تمام اسرار نهانی نیز واقف است.
مولانا به قدرت معشوق در غربال کردن دلها و آگاهی او از ظرایف عشق اشاره میکند:
همه را از تو چو خاشاک بر آن آب براند که همه شیوه می را دل خمار بداند
«همه (ناخالصیها و تعلقات) را از تو، مانند خاشاک (علف هرز و ضایعات) بر آن آب (عشق پاک) میراند،» «زیرا دل خمار (عاشق مست) تمام ظرافتها و شیوههای شراب (عشق) را میداند.» این بیت، نشاندهنده قدرت معشوق در پاکسازی دل عاشق از ناخالصیها، و همچنین بینایی و آگاهی کامل عاشق حقیقی (دل خمار) از ظرایف و شیوههای عشق.
کف او خار نشاند کف او گل شکفاند همه گلهای نهانی ز دل خار بداند
«دست او (معشوق) هم میتواند خار بکارد و هم گل بشکفاند،» «(و او) تمام گلهای پنهانی (لطایف و حقایق) را که از دل خار (سختیها و وجودهای ناخالص) برمیخیزد، میداند.» این بیت، بیانگر قدرت و اختیار مطلق معشوق در ایجاد همهچیز (خار و گل) و همچنین آگاهی او از لطایف پنهانی که از دل سختیها و ناخالصیها پدید میآید.
مولانا به تفاوت علم محدود انسان با علم کامل معشوق و لزوم خدمت به او اشاره میکند:
تو به هر روز به تدریج یکی چیز بدانی تو برو چاکر او شو که به یک بار بداند
«تو (ای انسان) هر روز به تدریج و اندکاندک یک چیز را میدانی،» «(اما) تو برو و خادم (چاکر) او (معشوق) شو، زیرا او یکباره (به طور کامل و دفعی) همه چیز را میداند.» این بیت، مقایسهی علم جزئی و تدریجی انسان با علم کلی و آنی معشوق؛ و دعوتی به خدمت و تسلیم در برابر او برای دستیابی به معرفت حقیقی.
مولانا غزل را با اشاره به تسلیم کامل صوفی و گواهی دل او به پایان میبرد:
چو اسیری به گه حکم به اقرار و گواهی تن صوفی به گواهی دل اقرار بداند
«چون (عاشق) اسیری است در زمان حکم (الهی) که باید اقرار و گواهی دهد،» «جسم صوفی (عاشق سالک) به گواهی دلش، (حقیقت را) اقرار میکند (و به آن آگاه است).» این بیت، نشاندهنده تسلیم کامل صوفی در برابر حکم الهی و اینکه بدن او به گواهی دلش، حقیقت را اقرار میکند. دل صوفی، خود گواه و اقرارکننده به حقیقت است.
این غزل با بیانی کوتاه اما عمیق، به علم بیواسطه و مطلق معشوق، قدرت دگرگونکنندهی او، و لزوم تسلیم و خدمت در راه حق میپردازد. مولانا در این ابیات، بر بینایی باطنی معشوق و برتری دانش او نسبت به علم بشری تأکید میکند و عاشق را به رهایی از خودبینی و تسلیم کامل در برابر یار دعوت میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر