تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 993 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 993 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 993 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۹۳ دیوان شمس مولانا

زان ازلی نور که پرورده‌اند
در تو زیادت نظری کرده‌اند

خوش بنگر در همه خورشیدوار
تا بگدازند که افسرده‌اند

سوی درختان نگر ای نوبهار
کز دی دیوانه بپژمرده‌اند

لب بگشا هیکل عیسی بخوان
کز دم دجال جفا مرده‌اند

بشکن امروز خمار همه
کز می تو چاشنیی برده‌اند

درده تریاق حیات ابد
کاین همگان زهر فنا خورده‌اند

همچو سحر پرده شب را بدر
کاین همه محجوب دو صد پرده‌اند

بس کن و خاموش مشو صدزبان
چونک یکی گوش نیاورده‌اند

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۹۳ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۹۳ مولانا، دعوتی شورانگیز از معشوق (یا انسان کامل) است تا با جلوه‌ی خود، خفتگان را بیدار و مردگان را زنده کند. مولانا در این غزل، با تأکید بر موهبت خاص الهی در وجود مخاطب، از او می‌خواهد که مانند خورشید بر افسردگان بتابد و همچون نوبهار، جان پژمردگان را تازه کند. او با اشاره به دم عیسی (ع) و تریاق حیات ابد، به قدرت معشوق در بخشیدن زندگی و رهایی از فنا اشاره می‌کند و در نهایت، به لزوم برداشتن پرده‌های غفلت می‌پردازد.

موهبت ازلی و نگاه ویژه

مولانا غزل را با ستایش مخاطب (معشوق یا انسان کامل) آغاز می‌کند:

زان ازلی نور که پرورده‌اند در تو زیادت نظری کرده‌اند

«از آن نور ازلی و جاودانی (خداوند) که هستی را پرورش داده‌اند،» «در وجود تو (ای معشوق/انسان کامل) نگاه و توجه ویژه‌ای (زیادت نظری) کرده‌اند (و تو را برگزیده‌اند).» این بیت، بیانگر مقام خاص و موهبت الهی در وجود مخاطب.

بیدار کردن افسردگان و پژمردگان

مولانا از مخاطب می‌خواهد که با جلوه‌ی خود، حیات‌بخش باشد:

خوش بنگر در همه خورشیدوار تا بگدازند که افسرده‌اند

«خوش و با لطف، بر همگان بنگر، همچون خورشید،» «تا (باطن) کسانی که افسرده و ناامید شده‌اند، گداخته (گرم و بابان و نرم) شود.» این بیت، دعوت به تابیدن بر جان‌ها با نگاهی خورشیدوار تا یخ افسردگی‌ها ذوب شود.

سوی درختان نگر ای نوبهار کز دی دیوانه بپژمرده‌اند

«ای نوبهار (معشوق/انسان کامل که جلوه‌ی بهاری داری)، به سوی (جان‌های همچون) درختان خشکیده بنگر،» «که از سرمای زمستان دیوانه (سخت) پژمرده و بی‌جان شده‌اند.» این بیت، تشبیه معشوق به نوبهار و درخواست برای حیات‌بخشی به جان‌های پژمرده.

لب بگشا هیکل عیسی بخوان کز دم دجال جفا مرده‌اند

«لب (به سخن) بگشا و همچون عیسی (مسیح) کالبدهای (هیکل) مرده را به زندگی بخوان،» «زیرا (این جان‌ها) از دم (نفس و تاثیر) دجال ستمکار (نماد باطل و دنیاپرستی) مرده و بی‌جان شده‌اند.» این بیت، تأکید بر قدرت احیاگر کلام و نفس معشوق در برابر مرگ معنوی ناشی از باطل.

شکستن خمار و بخشیدن حیات ابدی

مولانا به قدرت معشوق در رهایی از ناخوشی‌ها اشاره می‌کند:

بشکن امروز خمار همه کز می تو چاشنیی برده‌اند

«امروز (با حضور خود) خمار (ناخوشی پس از مستی) همگان را بشکن،» «زیرا آن‌ها از شراب تو (معرفت و عشق تو) چاشنی و مزه‌ای برده‌اند (و اکنون در انتظار رفع خمارند).» این بیت، درخواست برای رفع ملال و ناخوشی عاشقان که از شراب معرفت معشوق نوشیده‌اند.

درده تریاق حیات ابد کاین همگان زهر فنا خورده‌اند

«تریاق (پادزهر) زندگی جاوید (حیات ابد) را به آن‌ها بده،» «زیرا این همگان (انسان‌ها) زهر فنا (نیستی و نابودی) را چشیده‌اند (و گرفتار مرگ معنوی‌اند).» این بیت، درخواست برای بخشیدن زندگی جاودان معنوی به انسان‌های گرفتار فنا.

دریدن پرده‌های غفلت و لزوم ادامه سخن

مولانا به لزوم رفع حجاب و ادامه دادن سخن اشاره می‌کند:

همچو سحر پرده شب را بدر کاین همه محجوب دو صد پرده‌اند

«همچون سحر (طلوع فجر) که پرده‌ی شب را می‌دَرَد،» «(تو نیز) پرده‌های (غفلت و حجاب) را پاره کن، زیرا این همگان در پشت صدها پرده (ی نادانی و غفلت) پنهان و محجوب شده‌اند.» این بیت، دعوت به رفع حجاب‌های معنوی و آشکار کردن حقیقت.

بس کن و خاموش مشو صدزبان چونک یکی گوش نیاورده‌اند

«(ای معشوق!) بس کن (این حالت خفتگی را) و صدزبان (با همه وجود و قدرت) خاموش مشو،» «چون (تاکنون) حتی یک نفر هم گوش (به سخن و پیام) نیاورده (و توجه نکرده‌اند).» این بیت، درخواستی کنایه‌آمیز برای ادامه سخن و جلوه‌گری، زیرا هنوز کسی آنطور که باید، توجه نکرده است. (برخی این بیت را به گوینده یعنی مولانا هم نسبت می‌دهند که به رغم بی‌توجهی‌ها، از گفتن باز نایستد.)

نکات مهم

  • موهبت الهی در مخاطب: خداوند نگاه ویژه‌ای به معشوق/انسان کامل دارد.
  • قدرت حیات‌بخشی: معشوق می‌تواند افسردگان را بگدازد، پژمردگان را زنده کند، و مردگان را فرا بخواند.
  • رهایی از خمار و فنا: معشوق قدرت رفع ملال و بخشیدن حیات ابد را دارد.
  • برداشتن پرده‌های غفلت: لازم است که حجاب‌های نادانی و غفلت از میان برداشته شوند.
  • لزوم تداوم جلوه‌گری: حتی با بی‌توجهی‌ها، لازم است که معشوق/متکلم به جلوه‌گری و سخن گفتن ادامه دهد.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۹۳ مولانا، مناجاتی پرشور و دعوتی آتشین از معشوق یا انسان کامل است تا با حضور و جلوه‌ی خود، عالم را از خواب غفلت بیدار و جان‌های افسرده را زنده کند. مولانا با آغاز غزل به “ازلی نور”ی اشاره می‌کند که “در تو زیادت نظری کرده‌اند”، که بیانگر مقام ویژه و موهبت الهی مخاطب است. او با تشبیه او به “خورشید” و “نوبهار”، از او می‌خواهد که بر افسردگان و پژمردگان بتابد و حیات‌بخش باشد.

مولانا سپس با اشاره به “هیکل عیسی” و “دم دجال”، از معشوق می‌خواهد که لب بگشاید و مردگان از “جفای دجال” را زنده کند. او از معشوق می‌خواهد که “خمار” همگان را “بشکن” و “تریاق حیات ابد” را “درده” به کسانی که “زهر فنا خورده‌اند”، که نشان از قدرت مطلق معشوق در رهایی از مرگ معنوی و بخشیدن زندگی جاودان است. مولانا با تمثیل “سحر که پرده شب را بِدَرد”، از معشوق می‌خواهد که “پرده”های غفلت و حجاب را از جان‌ها بدرد، زیرا مردمان در “دو صد پرده” محجوب شده‌اند. در نهایت، مولانا با کنایه و اصرار، از معشوق می‌خواهد که “بس کن و خاموش مشو صدزبان”، چرا که هنوز “یکی گوش نیاورده‌اند” و نیاز به تداوم جلوه‌گری و سخن گفتن هست. این غزل پیامی از قدرت احیاگر معشوق الهی، لزوم بیداری معنوی، و درخواست برای رفع حجاب‌های غفلت را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: