مطالب پیشنهادی![]()
آن خواجه خوش لقا چه دارد
بازار مرا بها چه دارد
او عشوه دهد از او تو مشنو
رختش بطلب که تا چه دارد
نقدش برکش ببین که چندست
در نقد دگر دغا چه دارد
گر دست و ترازوی نداری
تا برکشی کز صفا چه دارد
اندر سخنش کشان و بو گیر
کز بوی می بقا چه دارد
شاد آن که بجست جان خود را
کز حالت مرتضا چه دارد
در خویش ز اولیا چه بیند
وز لذت انبیا چه دارد
گفتم به قلندری که بنگر
کان چرخ که شد دوتا چه دارد
گفتا که فراغتیست ما را
کو خود چه کس است یا چه دارد
مستم ز خدا و سخت مستم
سبحان الله خدا چه دارد
از رحمت شمس دین تبریز
هر سینه جدا جدا چه دارد
غزل ۷۰۱ مولانا، غزلی عمیق و پرسشبرانگیز است که خواننده را به کنکاش درونی و جستجوی حقیقت فرا میخواند. مولانا در این غزل، بر نکوهش ظاهربینی، اهمیت اصالت باطنی و معرفت حقیقی، و عظمت بیکران فیض الهی تأکید میکند. او تجربهی مستی از عشق الهی را وصف کرده و نقش شمس تبریزی را در این مسیر برجسته میسازد.
مولانا غزل را با پرسش از حقیقت وجود آغاز میکند:
آن خواجه خوش لقا چه دارد بازار مرا بها چه دارد
«آن خواجهی خوشچهره (کسی که ظاهراً دارای جمال و مقامی است) در باطن چه دارد؟» «(چنین کسی) در بازار (عرفان و حقیقت) من، چه بهایی دارد؟ (آیا اصلا ارزشی دارد؟)» این بیت به لزوم فراتر رفتن از ظواهر و خوشرویی سطحی افراد و جستجوی حقیقت و ارزش باطنی اشاره دارد.
او عشوه دهد از او تو مشنو رختش بطلب که تا چه دارد
«او (شخص ظاهربین یا دنیا) عشوه و فریب میدهد، از او گوش نگیر (سخنش را نشنو)،» «بار و اسبابش (رختش، کنایه از حقیقت درونی و کمالات معنوی) را از او طلب کن تا ببینی چه دارد.» این بیت به پرهیز از فریب ظواهر و تمرکز بر جوهر و اصالت تأکید میکند.
نقدش برکش ببین که چندست در نقد دگر دغا چه دارد
«نقد (جوهر و حقیقت وجودی) او را برکش (بررسی کن) تا ببینی چه مقدار ارزش دارد،» «(تا بفهمی که) در مقابل حقیقت (نقد اصلی)، چه فریب و ناراستیای (دغا) دارد.» این بیت به سنجش حقیقت با جوهر وجودی افراد، نه با ظاهر یا ادعاهایشان اشاره دارد.
گر دست و ترازوی نداری تا برکشی کز صفا چه دارد
«اگر دست (قدرت) و ترازوی (معرفت و بصیرت) نداری،» «تا (بتوانی) بررسی کنی که (از) صفا و پاکی (حقیقی) چه دارد؟» این بیت به لزوم داشتن بصیرت و قدرت درونی برای سنجش حقایق و تمایز میان حقیقت و باطل اشاره دارد.
مولانا به لزوم جستجوی حقیقت در کلام و احوال معنوی اشاره میکند:
اندر سخنش کشان و بو گیر کز بوی می بقا چه دارد
«در سخنش (گفتار او) جستجو کن و بو (حقیقت) را دریاب،» «که از بوی “می” (شراب عشق الهی که بوی بقا و جاودانگی میدهد)، چه (مقداری) دارد؟ (آیا بوی عشق و جاودانگی از او میآید؟)» این بیت تأکیدی بر شناخت افراد از طریق کلام و روح حاکم بر آن، و یافتن نشانههای عشق الهی در گفتارشان است.
شاد آن که بجست جان خود را کز حالت مرتضا چه دارد
«شاد است آن کس که (به درستی) جان خود را جستجو کرد (و حقیقت آن را یافت)،» «(و دریافت که) از حالت مرتضی (علی (ع)، نماد انسان کامل و ولیالله) چه (مقداری) در خود دارد؟» این بیت به شادی حاصل از خودشناسی و یافتن نشانههای ولایت و کمال در وجود خود، با الگو قرار دادن امام علی (ع).
در خویش ز اولیا چه بیند وز لذت انبیا چه دارد
«(و آن کس که جان خود را جست،) در درون خویش از اولیا (مقامات اولیاءالله) چه میبیند؟» «و از لذت (معرفتی و روحی) انبیا چه (مقداری) بهرهمند است؟» این بیت به درک مقامات باطنی اولیا و انبیا از طریق تجربهی درونی و خودشناسی اشاره دارد.
مولانا به حال قلندر (درویش رها از تعلقات) و مستی خویش از خدا میپردازد:
گفتم به قلندری که بنگر کان چرخ که شد دوتا چه دارد
«به قلندری (درویشی که رها از دنیاست) گفتم که نگاه کن،» «آن چرخ (آسمان) که (از عظمت الهی) خم شده (دوتا شده)، چه (عظمتها و حقایقی) دارد؟» این بیت به دعوت به تأمل در عظمت هستی و پی بردن به حقایق پشت پردهی عالم.
گفتا که فراغتیست ما را کو خود چه کس است یا چه دارد
«(آن قلندر) گفت که ما را فراغتی (آسایش و آرامشی از قید دنیا) هست،» «(و برای ما مهم نیست که آن چرخ) خود چه کسی است یا چه دارد (چون ما از تعلق به آن رها هستیم).» این بیت به بینیازی قلندر از ظواهر دنیوی و رهایی او از قید تعلقات، به دلیل فراغت باطنی.
مستم ز خدا و سخت مستم سبحان الله خدا چه دارد
«مستم از خدا و بسیار مستم (غرق در مستی الهیام)،» «سبحان الله! خداوند چه (عظمتها و گنجینههایی) دارد!» این بیت به اوج مستی و بیخودی عارف از خداوند و ابراز شگفتی از عظمت بیکران الهی.
مولانا در پایان غزل، به تأثیر رحمت شمس تبریزی بر سینهها اشاره میکند:
از رحمت شمس دین تبریز هر سینه جدا جدا چه دارد
«از رحمت (و فیض) شمس دین تبریزی،» «هر سینهای (هر دلی) جدا جدا چه (معرفت و فیض و حالتی) دارد؟» این بیت به نقش شمس تبریزی به عنوان منبع فیض و رحمت برای تمامی عاشقان و عارفان، و تفاوت در دریافت این فیض در هر سینه.
فیض شمس تبریزی: شمس تبریزی منبع رحمت و فیض است که هر دلی به فراخور ظرفیت خود از او بهره میبرد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر