تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 593 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 593 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 593 دیوان شمس مولانا

برون شو ای غم از سینه، که لطف یار می‌آید
تو هم ای دل ز من گم شو، که آن دلدار می‌آید

نگویم یار را شادی که از شادی گذشتست او
مرا از فرط عشق او، ز شادی عار می‌آید

مسلمانان مسلمانان، مسلمانی ز سر گیرید
که کفر از شرم یار من، مسلمان‌وار می‌آید

برو ای شُکر کاین نعمت، ز حدّ شُکر بیرون شد
نخواهم صبر گرچه او، گهی هم کار می‌آید

رَوید ای جمله صورت‌ها، که صورت‌های نو آمد
عَلَم‌هاتان نگون گردد، که آن بسیار می‌آید

دَر و دیوار این سینه، همی‌دَرَّد ز انبوهی
که اندر دَر نمی‌گنجد، پس از دیوار می‌آید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۵۹۳ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۵۹۳ مولانا، غزلی پرشور و غرق در حال وصال و حضور معشوق است. مولانا در این غزل، به اثرات transformative (دگرگون‌کننده) آمدن یار بر جان و دل اشاره می‌کند. او از شدت شادی و حیرت در برابر معشوق سخن می‌گوید، که حتی مفاهیم متضاد را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و باعث می‌شود که همه چیز در حضور او رنگی دیگر یابد.


آمدن یار و رانده شدن غم

مولانا غزل را با دستور به غم و دل برای ترک صحنه آغاز می‌کند، زیرا حضور معشوق همه چیز را دگرگون می‌کند:

برون شو ای غم از سینه، که لطف یار می‌آید تو هم ای دل ز من گم شو، که آن دلدار می‌آید

ای غم، از سینه بیرون شو! زیرا لطف یار (معشوق) دارد می‌آید.” “تو هم ای دل، از من (وجود من) ناپدید شو و گم شو! زیرا آن دلدار (معشوق) دارد می‌آید.” این بیت به محو شدن غم و حتی فنای “دل” و “من” در حضور معشوق و لطف بی‌کران او اشاره دارد.

فراتر از شادی و محو شدن کفر

مولانا حال خود را در برابر عظمت معشوق فراتر از شادی‌های معمولی می‌داند:

نگویم یار را شادی که از شادی گذشتست او مرا از فرط عشق او، ز شادی عار می‌آید

“یار (معشوق) را شادی نمی‌نامم، زیرا او از حد و مرز شادی فراتر رفته است.” (یعنی او منشأ شادی‌هاست، نه خود شادی). “مرا از شدت عشق او، از شادی (های معمولی) عار می‌آید (شرمنده می‌شوم و خوشم نمی‌آید).” این بیت به فنای عاشق در معشوق و رسیدن به مرتبه‌ای بالاتر از شادی‌های دنیوی اشاره دارد، که در آن شادی عادی بی‌معنی می‌شود.

مسلمانان مسلمانان، مسلمانی ز سر گیرید که کفر از شرم یار من، مسلمان‌وار می‌آید

ای مسلمانان، ای مسلمانان! مسلمانی را دوباره از سر بگیرید!” (یعنی معنای حقیقی مسلمانی را درک کنید). “زیرا کفر (بی‌ایمانی یا هر چیز ضد ایمان) از شرم یار من (معشوق)، مانند مسلمانان (مطیع و سر به راه) می‌آید.” این بیت به قدرت مطلق معشوق در دگرگون کردن همه چیز، حتی کفر به ایمان، و غلبه‌ی جمال او بر اضداد اشاره دارد.

بی‌نیازی از شکر و صبر

مولانا از بی‌نیازی خود به شکر و صبر سخن می‌گوید:

برو ای شُکر کاین نعمت، ز حدّ شُکر بیرون شد نخواهم صبر گرچه او، گهی هم کار می‌آید

ای شکر، برو! زیرا این نعمت (حضور معشوق) از حد شکر کردن فراتر رفته است” (آن‌قدر عظیم است که نمی‌توان شکرش را به جا آورد). ” صبر نمی‌خواهم، گرچه او (صبر) گاهی به کار می‌آید” (یعنی در این حضور، نیازی به صبر نیست، هرچند صبر در غیبت فضیلت دارد). این بیت به غرق شدن عاشق در فیض بی‌کران معشوق و بی‌نیازی او از مفاهیم زمانمند و محدود مانند شکر و صبر اشاره دارد.

محو شدن صورت‌ها و شکافتن سینه

مولانا به تأثیر حضور معشوق بر عالم ظاهر و باطن می‌پردازد:

رَوید ای جمله صورت‌ها، که صورت‌های نو آمد عَلَم‌هاتان نگون گردد، که آن بسیار می‌آید

ای تمام صورت‌ها و اشکال (مظاهر هستی)، بروید! زیرا صورت‌های جدید (تجلیات نو) از راه رسیده‌اند.” “پرچم‌های شما (نماد وجود و هویت شما) سرنگون شود! زیرا آن (معشوق، تجلیات او) بسیار می‌آید” (به کثرت و بی‌وقفه می‌آید). این بیت به فنای مظاهر کهنه در برابر تجلیات نو به نوی حق و عظمت بی‌کران تجلیات الهی اشاره دارد.

دَر و دیوار این سینه، همی‌دَرَّد ز انبوهی که اندر دَر نمی‌گنجد، پس از دیوار می‌آید

در و دیوار این سینه (دل من)، از انبوهی و فوران (عشق و تجلی معشوق) شکافته می‌شود.” “زیرا (معشوق) آن‌قدر عظیم است که از در (حدود عادی) نمی‌گنجد، پس از دیوار (به صورت خارق‌العاده و بی‌مرز) می‌آید.” این بیت به شدت فوران عشق و تجلی معشوق در دل عاشق، که حتی قالب وجود او را می‌شکند (کنایه از فنا و بی‌خودی) اشاره دارد.


نکات مهم

  • فنای غم و خودی در حضور معشوق: با آمدن یار، غم و حتی “من” وجودی عاشق محو می‌شود.
  • عشق فراتر از شادی: عظمت معشوق به قدری است که شادی‌های معمولی در برابر آن بی‌معنی می‌شوند.
  • دگرگون‌کنندگی مطلق عشق: عشق معشوق حتی می‌تواند کفر را نیز به اطاعت و تسلیم وادارد.
  • بی‌نیازی از شکر و صبر: در حضور فیض بی‌کران معشوق، مفاهیمی چون شکر و صبر رنگ می‌بازند.
  • فنای مظاهر و تجلیات نو: با آمدن معشوق، صورت‌های کهنه محو می‌شوند و تجلیات جدید بی‌وقفه ظاهر می‌گردند.
  • شدت فوران عشق در دل: عشق و تجلی معشوق به قدری شدید است که سینه و دل عاشق را می‌شکافد و از حدود خارج می‌شود.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: