مطالب پیشنهادی![]()
دل من چون صدف باشد، خیال دوست دُر باشد
کنون من هم نمیگنجم، کز او این خانه پر باشد
ز شیرینیِ حدیثش شب، شکافیدهست جان را لب
عجب دارم که میگوید؟ حدیث حق مر باشد
غذاها از برون آید، غذای عاشق از باطن
برآرد از خود و خاید، که عاشق چون شتر باشد
سبکرو همچو پریان شو، ز جسم خویش عریان شو
مسلّم نیست عریانی، مر آن کس را که عُر باشد
صلاح الدین به صید آمد همه شیران بود صیدش
غلام او کسی باشد، که از دو کون حر باشد
غزل ۵۷۶ مولانا، غزلی کوتاه و پرمغز است که به توصیف حال عاشق واصل و غذای روحانی او میپردازد. مولانا در این غزل، به عظمت و گستردگی خیال دوست (تصور معشوق) در دل عاشق اشاره میکند و سپس به تفاوت غذای جسمانی و روحانی میپردازد. در نهایت، با ستایش از شمس تبریزی (با نام صلاحالدین)، به آزادی حقیقی از هر دو جهان اشاره میکند.
محور اصلی این غزل، پر شدن دل عاشق از خیال معشوق، تفاوت غذای باطنی عاشق با غذای ظاهری، و مفهوم رهایی و آزادی حقیقی در مسیر عرفان.
مولانا غزل را با توصیف دل عاشق آغاز میکند: “دل من چون صدف باشد، خیال دوست دُر باشد کنون من هم نمیگنجم، کز او این خانه پر باشد” “دل من مانند صدف است” و “خیال دوست (تصور و حضور ذهنی معشوق) مانند دُر (مروارید گرانبها) است.” “اکنون من (وجود من) نیز در این دل نمیگنجم”، زیرا “این خانه (دل) از او (خیال دوست) پر شده است.” این بیت به پر شدن کامل دل عاشق از معشوق و عظمت خیال او اشاره دارد، به طوری که حتی وجود خود عاشق نیز در برابر آن، جایی ندارد.
“ز شیرینیِ حدیثش شب، شکافیدهست جان را لب عجب دارم که میگوید؟ حدیث حق مر باشد” “از شیرینی سخنان معشوق، شب (یا تاریکی فراق)، لب جان را شکافته است” (یعنی کلام او در تاریکی شب، جان را روشن و آمادهی شنیدن میکند و آن را به سخن وامیدارد). “عجب دارم که (چنین حدیثی را) چه کسی میگوید؟” (یعنی این سخن از کیست؟) “این سخن حق (راست و اصیل) است که باید (مانند دارو) تلخ و گزنده باشد” (تا جان را از خواب غفلت بیدار کند). این بیت به تأثیر عمیق و بیدارکنندهی کلام حق (یا معشوق) که میتواند در عین شیرینی، گزنده نیز باشد، اشاره دارد. تلخی حقیقت گاهی برای بیداری ضروری است.
“غذاها از برون آید، غذای عاشق از باطن برآرد از خود و خاید، که عاشق چون شتر باشد” “غذاهای معمولی از بیرون (از عالم ماده) به بدن میرسند”، اما “غذای عاشق از باطن (از درون و عالم معنا) میآید.” (عاشق) “از خود (از درون وجودش) غذا را برمیآورد و میخاید (میجود)، که عاشق مانند شتر است.” (شتر نشخوار میکند و غذای خود را دوباره بالا میآورد و میجود). این تشبیه به نشخوار فکری و باطنی عاشق و تغذیه او از حقایق درونی و معنوی اشاره دارد. او نیازی به غذای ظاهری ندارد.
“سبکرو همچو پریان شو، ز جسم خویش عریان شو مسلّم نیست عریانی، مر آن کس را که عُر باشد” “مانند پریان، سبکروح و چالاک شو” (یعنی از قید سنگینیهای مادی رها شو). “از جسم خویش عریان شو” (یعنی از تعلقات جسمانی و مادی رهایی یاب و از خودی بگذر). اما “مسلّم نیست عریانی (این رهایی از جسم و تعلقات) “مر آن کس را که عُر (مایه ننگ و رسوایی) باشد.” (یعنی کسی که هنوز به نفس اماره و گناهان آلوده است، نمیتواند به این رهایی برسد). این بیت به لزوم رهایی از مادیات و پاکی نفس برای رسیدن به مقام روحانی و سبکروحی اشاره دارد.
“صلاح الدین به صید آمد همه شیران بود صیدش غلام او کسی باشد، که از دو کون حر باشد” “صلاحالدین (نامی که مولانا برای شمس تبریزی و گاهی برای خودش و هر انسان کامل به کار میبرد) به شکار آمد.” (اما شکار او نه حیوانات، بلکه) “همه شیران (افراد قدرتمند و شجاع) صید او بودند.” “غلام و پیرو او (صلاحالدین) کسی است که از دو جهان (دنیا و آخرت) آزاد باشد.” این بیت به قدرت معنوی و جاذبهی بینظیر شمس تبریزی در جذب افراد بزرگ و شجاع، و مفهوم آزادی حقیقی از قید هر دو جهان مادی و معنوی در مسیر او اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر