مطالب پیشنهادی![]()
کسی کز غمزهای صد عقل بندد
گر او بر ما نخندد پس که خندد
اگر تسخر کند بر چرخ و خورشید
بود انصاف و انصاف آن پسندد
دلا میجوش همچون موج دریا
که گر دریا بیارامد بگندد
چو خورشیدی و از خود پاک گشتی
ز تو چنگ اجل جز غم نرندد
شکرشیرینی گفتن رها کن
ولیکن کان قندی چون نقندد
غزل ۶۷۳ مولانا، غزلی کوتاه و پر از شور و انرژی عرفانی است. مولانا در این غزل، به قدرت بیحد معشوق، ضرورت پویایی و خروش درونی عاشق، و رهایی از بند مادیات اشاره میکند. او بر فنا ناپذیری عاشق حقیقی و بینیازی از سخن گفتن در حضور حقیقت مطلق تأکید میورزد.
مولانا غزل را با توصیف قدرت معشوق آغاز میکند:
کسی کز غمزهای صد عقل بندد گر او بر ما نخندد پس که خندد
«کسی که با یک غمزه (یک نگاه یا اشارهی دلربا) صدها عقل را به بند میکشد (و مبهوت میکند)،» «اگر او بر ما (عاشقان حیرتزده) نخندد، پس چه کسی میخندد (که سزاوار خندهی او باشد)؟» این بیت به قدرت بینظیر معشوق در مسحور کردن و درهم شکستن منطق عقل اشاره دارد، و بیانگر این است که عاشق با تمام وجود پذیرای هرگونه توجه و جلوهای از جانب اوست، حتی اگر خندهی استهزا باشد.
اگر تسخر کند بر چرخ و خورشید بود انصاف و انصاف آن پسندد
«اگر (این معشوق با عظمت) بر چرخ (فلک) و خورشید نیز تمسخر کند (و آنها را حقیر بشمارد)،» «(این کار) عین انصاف و عدالت است و انصاف نیز آن را میپسندد.» این بیت به مقام والای معشوق اشاره دارد که حتی اجرام سماوی نیز در برابر عظمت او ناچیزند و هرگونه رفتاری از جانب او، عین حق و عدالت است.
مولانا به اهمیت پویایی و عدم رکود درونی اشاره میکند:
دلا میجوش همچون موج دریا که گر دریا بیارامد بگندد
«ای دل، همچون موج دریا در خروش و جوشش باش،» «چرا که اگر دریا آرام بگیرد (و راکد شود)، فاسد میشود و میگندد.» این بیت به ضرورت پویایی، حرکت و عدم رکود درونی در مسیر سلوک و عشق تأکید میکند؛ همانگونه که آب راکد میگندد، دل نیز با توقف درجا میزند و فاسد میشود.
مولانا به رهایی عاشق از چنگ اجل و بینیازی از گفتار اشاره میکند:
چو خورشیدی و از خود پاک گشتی ز تو چنگ اجل جز غم نرندد
«هنگامی که (همچون) خورشید (نورانی و مستقل) شدی و از خودی (نفسانیت و تعلقات) پاک گشتی،» «چنگ (پنجهی) اجل (مرگ) جز غم و اندوهی از تو نمیگیرد (یعنی نمیتواند به حقیقت وجود تو آسیب برساند و تنها غمهای ظاهری را میستاند).» این بیت به مقام فنای درونی و رسیدن به حقیقت خورشیدوار وجود اشاره دارد که در آن صورت، حتی مرگ نیز نمیتواند به روح عاشق آسیب برساند و تنها تعلقات مادی را از او جدا میکند.
شکرشیرینی گفتن رها کن ولیکن کان قندی چون نقندد
«سخن گفتن از شیرینی (و حلاوت عشق) را رها کن،» «اما (چگونه میتوان سخن نگفت در حالی که) آن گنجینهی قند (معشوق یا حقیقت عشق) خود به خود در حال قند شدن (شیرین شدن و جلوهگری) است؟» این بیت به ناتوانی زبان از توصیف حقیقت عشق و معشوق اشاره دارد، اما در عین حال بیان میکند که این حقیقت چنان شیرین و آشکار است که به خودی خود جلوهگر میشود و نیازی به سخن گفتن ندارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر