تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1113

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1113

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1113

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1113

ای جان جان جان‌ها جانی و چیز دیگر

وی کیمیای کان‌ها کانی و چیز دیگر

ای آفتاب باقی وی ساقی سواقی

وی مشرب مذاقی آنی و چیز دیگر

ای مشعله یقین را وی پرورش زمین را

وی عقل اولین را ثانی و چیز دیگر

ای مظهر الهی وی فر پادشاهی

هر صنعتی که خواهی تانی و چیز دیگر

هر گون غرایبی را هر بوالعجایبی را

هر غیب و غایبی را دانی و چیز دیگر

زان عشق همچو افیون لیلی کنی و مجنون

ای از سنات گردون سانی و چیز دیگر

ای نور صدرها را اومید صبرها را

بر اوج ابرها را رانی و چیز دیگر

ای فخر انبیا را وی ذخر اولیا را

وی قصر اجتبا را بانی و چیز دیگر

ای گنج مغفرت را وی بحر مرحمت را

من غیر درگهت را شانی و چیز دیگر

چشمی که غیر رویت بیند ز بهر زینت

باشد در این جریمت زانی و چیز دیگر

ای اصل اصل مبدا وی دستگیر فردا

گشتم به دست سودا عانی و چیز دیگر

پرست این دهانم بر غیر تو نخوانم

چون هست غیر گوشت فانی و چیز دیگر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1113 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، یک ستایش‌نامه‌ی پرشور و عمیق در وصف معشوق حقیقی (خداوند یا شمس تبریزی) است. مولانا با تکرار عبارت “و چیز دیگر”، بر بی‌نهایت بودن کمالات معشوق و فراتر بودن او از هر توصیف و تصوری تأکید می‌کند. این غزل سرشار از محبت، فنای عاشق و اذعان به عظمت بی‌حد معشوق است.

بیت اول

“ای جان جان جان‌ها جانی و چیز دیگر / وی کیمیای کان‌ها کانی و چیز دیگر”:

  • “ای که جانِ جانِ تمام جان‌ها هستی، و فراتر از صرفاً جان بودن، “چیزی دیگر” هستی.” (یعنی حقیقت وجودی تو والاتر از درک ماست).
  • “و ای که کیمیای تمام معادن هستی (باعث ارزشمندی آن‌ها)، و فراتر از یک معدن بودن، “چیزی دیگر” هستی.” این بیت به منشأ و منبع تمام هستی و کمالات اشاره دارد.

بیت دوم

“ای آفتاب باقی وی ساقی سواقی / وی مشرب مذاقی آنی و چیز دیگر”:

  • “ای آفتاب باقی و همیشگی، و ای ساقی تمام ساقیان (ساقیِ حقیقی).”
  • “و ای که نوشیدنی‌ای لذیذ و مطلوب هستی، و فراتر از آن، “چیزی دیگر” هستی.” (یعنی ذات تو شیرین‌ترین لذت‌هاست). این بیت بر جاودانگی، سرچشمه‌ی فیض و نهایت لذت معنوی معشوق تأکید می‌کند.

بیت سوم

“ای مشعله یقین را وی پرورش زمین را / وی عقل اولین را ثانی و چیز دیگر”:

  • “ای که مشعل روشن‌کننده یقین هستی، و پرورش‌دهنده‌ی زمین.”
  • “و ای که (در عظمت) دومین عقل اول (یعنی پس از عقل کلی، مقام برتر و بی‌نظیر) هستی، و فراتر از آن، “چیزی دیگر” هستی.” این بیت به منبع یقین، تدبیر عالم و مقام والای معنوی معشوق اشاره دارد.

بیت چهارم

“ای مظهر الهی وی فر پادشاهی / هر صنعتی که خواهی تانی و چیز دیگر”:

  • “ای مظهر (جلوه‌گاه) الهی، و ای شکوه و عظمت پادشاهی.”
  • “هر کاری (هنری) که بخواهی، می‌توانی انجام دهی، و فراتر از آن، “چیزی دیگر” هستی.” این بیت به قدرت مطلق و توانایی بی‌حد معشوق اشاره دارد.

بیت پنجم

“هر گون غرایبی را هر بوالعجایبی را / هر غیب و غایبی را دانی و چیز دیگر”:

  • “هر نوع شگفتی‌ای (غرایب) را، و هر پدیده‌ی عجیب (بوالعجایب) را،”
  • “و هر پنهان و غایبی را می‌دانی، و فراتر از آن، “چیزی دیگر” هستی.” این بیت بر علم مطلق و احاطه‌ی معشوق بر تمام موجودات و اسرار تأکید دارد.

بیت ششم

“زان عشق همچو افیون لیلی کنی و مجنون / ای از سنات گردون سانی و چیز دیگر”:

  • “از آن عشق (که همچون افیون، مست‌کننده است)، لیلی (معشوق) و مجنون (عاشق) را می‌سازی.” (یعنی عشق، خود خالق عاشق و معشوق است).
  • “ای که از ذات و طبیعت تو، آسمان (گردون) به سامان و نظم درمی‌آید، و فراتر از آن، “چیزی دیگر” هستی.” این بیت به نقش خالقیت و تدبیر معشوق در آفرینش عشق و نظام هستی اشاره دارد.

بیت هفتم

“ای نور صدرها را اومید صبرها را / بر اوج ابرها را رانی و چیز دیگر”:

  • “ای نور سینه‌ها (روشن‌کننده‌ی دل‌ها)، و امید صابرین.”
  • “(ای که) بر اوج ابرها می‌رانی (آن‌ها را حرکت می‌دهی)، و فراتر از آن، “چیزی دیگر” هستی.” این بیت به هدایت باطنی، پاداش صابران و قدرت معشوق بر طبیعت اشاره دارد.

بیت هشتم

“ای فخر انبیا را وی ذخر اولیا را / وی قصر اجتبا را بانی و چیز دیگر”:

  • “ای که مایه‌ی افتخار انبیا هستی، و اندوخته‌ی اولیا (اولیا الهی).”
  • “و ای که بناکننده‌ی قصر اجتبا (مقام برگزیدگی و قرب الهی) هستی، و فراتر از آن، “چیزی دیگر” هستی.” این بیت به مقام والای معشوق به عنوان منبع کرامت و جایگاه برگزیدگان اشاره دارد.

بیت نهم

“ای گنج مغفرت را وی بحر مرحمت را / من غیر درگهت را شانی و چیز دیگر”:

  • “ای که گنجینه مغفرت (بخشش) هستی، و دریای رحمت.”
  • “من (نزد) غیر از درگاه تو، شأن و منزلتی دیگر (هیچ شأن و منزلت دیگری) نمی‌یابم.” این بیت به بی‌نیازی عاشق از هر درگاه دیگری جز معشوق و پناه بردن تنها به او اشاره دارد.

بیت دهم

“چشمی که غیر رویت بیند ز بهر زینت / باشد در این جریمت زانی و چیز دیگر”:

  • “چشمی که غیر از چهره‌ی تو (ای معشوق)، برای زینت و زیبایی (دنیوی) چیز دیگری را ببیند،”
  • “در این راه (جریمه‌ی عشق)، همچون “زناکار” (فاسق و آلوده) است، و فراتر از آن (یعنی گناهش از زنا نیز بیشتر است)، “چیزی دیگر” است.” این بیت به لزوم اخلاص و نگاه تنها به معشوق و گناه چشم‌چرانی معنوی اشاره دارد.

بیت یازدهم

“ای اصل اصل مبدا وی دستگیر فردا / گشتم به دست سودا عانی و چیز دیگر”:

  • “ای که اصلِ اصلِ مبدأ (سرچشمه‌ی تمام هستی) هستی، و دستگیر (فریادرس) روز قیامت (فردا).”
  • “من (از شدت) سودا (شیدایی عشق) عانی (اسیر و رنجور) شدم، و فراتر از آن، “چیزی دیگر” هستم.” (یعنی وضعیتم بدتر از صرفاً رنجوری است). این بیت به پایان‌ناپذیری ذات معشوق و رنج عاشق در راه او اشاره دارد.

بیت دوازدهم

“پرست این دهانم بر غیر تو نخوانم / چون هست غیر گوشت فانی و چیز دیگر”:

  • “این دهانم را پر کن (از سخن خودت)، تا (در مدح) غیر تو سخن نگویم.”
  • “زیرا هر آنچه غیر از تو (گوشت: وجودت) هست، فانی و از بین رفتنی است، و فراتر از آن، “چیزی دیگر” (هیچ و پوچ) است.” این بیت به لزوم ذکر و یاد دائمی معشوق و فنای هر آنچه غیر از اوست اشاره دارد.

غزل ۱۱۱۳ مولانا، با تکرار عبارت “و چیز دیگر”، به اوج حیرت، شیفتگی و ناتوانی زبان در برابر عظمت معشوق حقیقی اشاره دارد. این غزل به صورت متوالی، صفات کمالی معشوق را برمی‌شمارد: منشأ جان‌ها، کیمیای وجود، آفتاب باقی، ساقیِ حقیقی، منبع یقین، مظهر الهی، عالم مطلق، خالق عشق، نور دل‌ها، فخر انبیا و اولیا، گنج مغفرت و بحر رحمت، و اصلِ اصلِ مبدأ. مولانا در این غزل، بر اخلاص در نظر و ذکر تأکید کرده و هرگونه توجه به غیر معشوق را گناه می‌داند. این غزل در مجموع، تصویری باشکوه از وحدت وجود و مقام بی‌همتای حق‌تعالی در اندیشه‌ی مولانا ارائه می‌دهد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: