تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1139

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1139

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1139

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1139

مجوی شادی چون در غمست میل نگار

که در دو پنجه شیری تو ای عزیز شکار

اگر چه دلبر ریزد گلابه بر سر تو

قبول کن تو مر آن را به جای مشک تتار

درون تو چو یکی دشمنیست پنهانی

بجز جفا نبود هیچ دفع آن سگسار

کسی که بر نمدی چوب زد نه بر نمدست

ولی غرض همه تا آن برون شود ز غبار

غبارهاست درون تو از حجاب منی

همی‌برون نشود آن غبار از یک بار

به هر جفا و به هر زخم اندک اندک آن

رود ز چهره دل گه به خواب و گه بیدار

اگر به خواب گریزی به خواب دربینی

جفای یار و سقط‌های آن نکوکردار

تراش چوب نه بهر هلاکت چوبست

برای مصلحتی راست در دل نجار

از این سبب همه شر طریق حق خیرست

که عاقبت بنماید صفاش آخر کار

نگر به پوست که دباغ در پلیدی‌ها

همی‌بمالد آن را هزار بار هزار

که تا برون رود از پوست علت پنهان

اگر چه پوست نداند ز اندک و بسیار

تو شمس مفخر تبریز چاره‌ها داری

شتاب کن که تو را قدرتیست در اسرار

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1139 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با زبانی تمثیلی و آموزنده، به نقش رنج و جفا در تصفیه و پالایش باطنی انسان می‌پردازد. مولانا تأکید می‌کند که سختی‌ها و بلاها، اگرچه در ظاهر ناخوشایندند، اما در حقیقت ابزاری از جانب معشوق (حق تعالی) برای پاک‌سازی نفس و رسیدن به کمال هستند.

بیت اول

“مجوی شادی چون در غمست میل نگار / که در دو پنجه شیری تو ای عزیز شکار”:

  • “شادمانی مجو، زیرا تمایل معشوق (نگار) در غم و رنج (عاشق) است.” (یعنی معشوق می‌خواهد که عاشق در رنج باشد تا پاک شود).
  • “زیرا ای عزیز، تو شکاری هستی در دو پنجه شیر (عشق یا معشوق) و از آن رهایی نداری.” این بیت به جبر عشق و لزوم پذیرش رنج از جانب عاشق اشاره دارد.

بیت دوم

“اگر چه دلبر ریزد گلابه بر سر تو / قبول کن تو مر آن را به جای مشک تتار”:

  • “اگرچه دلبر (معشوق) بر سر تو (ظاهراً) گلاب (چیزی دلپذیر) می‌ریزد،”
  • “تو آن را به جای مشک تتار (خوشبوترین ماده، کنایه از نعمات ظاهری) بپذیر و قدر بدان.” این بیت به لزوم پذیرش آنچه از معشوق می‌رسد، چه به ظاهر خوشایند و چه ناخوشایند، و دیدن حکمت در آن اشاره دارد. در اینجا “گلابه” می‌تواند کنایه از ظواهر فریبنده یا حتی رنج‌های پنهانی باشد که در ظاهر خوشایند جلوه می‌کنند.

بیت سوم

“درون تو چو یکی دشمنیست پنهانی / بجز جفا نبود هیچ دفع آن سگسار”:

  • “در درون تو دشمنی پنهانی وجود دارد (که همان نفس اماره یا حجاب‌های درونی است).”
  • “هیچ چیزی جز جفا (سختی و بلا) نمی‌تواند آن سگ‌صفت (نفس خبیث) را دفع کند.” این بیت به نقش جفا و رنج در سرکوب نفس و تصفیه‌ی باطن اشاره دارد.

بیت چهارم

“کسی که بر نمدی چوب زد نه بر نمدست / ولی غرض همه تا آن برون شود ز غبار”:

  • “کسی که بر نمَد (فرش پشمی) چوب می‌زند، هدفش نمد نیست (بلکه آلودگی آن است).”
  • “ولی هدف او تنها این است که غبار و آلودگی از نمد بیرون رود.” این بیت تمثیلی است برای هدف اصلی سختی‌ها که پاک‌سازی باطن انسان است.

بیت پنجم

“غبارهاست درون تو از حجاب منی / همی‌برون نشود آن غبار از یک بار”:

  • “درون تو غبارهایی (آلودگی‌هایی) از حجاب “منی” (خودبینی و انانیت) وجود دارد.”
  • “آن غبارها با یک بار (یا یک جفای) اندک بیرون نمی‌رود.” این بیت به عمق آلودگی‌های نفسانی و نیاز به رنج‌های مداوم برای پاک‌سازی اشاره دارد.

بیت ششم

“به هر جفا و به هر زخم اندک اندک آن / رود ز چهره دل گه به خواب و گه بیدار”:

  • “با هر جفا و هر زخم (از سوی معشوق)، آن غبار اندک اندک،”
  • “از چهره‌ی دل (آینه باطن) چه در خواب و چه در بیداری می‌رود (پاک می‌شود).” این بیت به تأثیر تدریجی و همیشگی رنج‌ها در پاک‌سازی دل اشاره دارد.

بیت هفتم

“اگر به خواب گریزی به خواب دربینی / جفای یار و سقط‌های آن نکوکردار”:

  • “حتی اگر از سختی‌ها به خواب پناه ببری (یعنی از واقعیت فرار کنی)،”
  • “در خواب نیز جفای یار (معشوق) و خطاهای (سقط‌ها) آن نیکوکار (معشوق که از نظر عاشق خطایش هم خیر است) را می‌بینی.” این بیت به احاطه‌ی کامل جفای معشوق و عدم گریز از آن، حتی در عالم خواب اشاره دارد.

بیت هشتم

“تراش چوب نه بهر هلاکت چوبست / برای مصلحتی راست در دل نجار”:

  • “تراشیدن چوب (توسط نجار) به خاطر نابودی چوب نیست،”
  • “بلکه برای مصلحت و هدفی درست در دل نجار (که شکل دادن به چوب است) می‌باشد.” این بیت تمثیل دیگری است برای حکمت پنهان در پس رنج‌ها و بلاها.

بیت نهم

“از این سبب همه شر طریق حق خیرست / که عاقبت بنماید صفاش آخر کار”:

  • “به همین دلیل، تمام شرور و سختی‌ها در طریق حق، در واقع خیر هستند.”
  • “زیرا در نهایت، پاکی و صفای خود را آشکار می‌کنند.” این بیت خلاصه‌ی دیدگاه عرفانی مولانا درباره‌ی حکمت شرور در راه حق است.

بیت دهم

“نگر به پوست که دباغ در پلیدی‌ها / همی‌بمالد آن را هزار بار هزار”:

  • “به پوست (خام و ناپاک) نگاه کن که دباغ (کسی که پوست را تمیز می‌کند)، در میان پلیدی‌ها،”
  • “آن را هزاران بار می‌مالد و تمیز می‌کند.” این بیت تمثیل دیگری است برای نقش رنج‌ها در تصفیه و پالایش باطن.

بیت یازدهم

“که تا برون رود از پوست علت پنهان / اگر چه پوست نداند ز اندک و بسیار”:

  • “تا اینکه بیماری‌ها و آلودگی‌های پنهان از پوست خارج شود.”
  • “اگرچه خود پوست (انسان غافل) نمی‌داند که این مالیدن‌ها (رنج‌ها) چه اندک و چه بسیار به نفع اوست.” این بیت به ناآگاهی انسان از حکمت پنهان در پس رنج‌ها اشاره دارد.

بیت دوازدهم

“تو شمس مفخر تبریز چاره‌ها داری / شتاب کن که تو را قدرتیست در اسرار”:

  • “ای شمس، ای افتخار تبریز، تو راه‌حل‌ها و چاره‌های بسیاری داری.”
  • “شتاب کن (و به فریاد برس)، زیرا تو در اسرار (الهی) قدرتی عظیم داری.” این بیت تخلص مولاناست و به مقام شمس تبریزی به عنوان راهگشا و صاحب قدرت در حل مشکلات روحانی اشاره دارد.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۳۹ مولانا، تأکیدی قوی بر نقش سازنده‌ی رنج‌ها و جفاها در مسیر سلوک عرفانی است. مولانا با تمثیل‌های متعدد (شیر و شکار، نمد و غبار، نجار و چوب، دباغ و پوست)، نشان می‌دهد که چگونه بلایا و سختی‌ها از جانب معشوق، نه برای آزار، بلکه برای تصفیه و پالایش باطن انسان از غبار خودبینی و نفسانیت هستند. او انسان را به پذیرش این رنج‌ها و دیدن حکمت در پس آن‌ها دعوت می‌کند، چرا که این سختی‌ها در نهایت به صلاح و خیر مطلق منجر می‌شوند و به رسیدن به صفای باطن کمک می‌کنند. در پایان، مولانا به شمس تبریزی به عنوان فردی با قدرت اسرارآمیز در حل چالش‌های روحانی اشاره می‌کند و از او یاری می‌طلبد. این غزل به خوبی دیدگاه جبرگرایانه و در عین حال حکیمانه‌ی مولانا درباره‌ی شرور و نقش آن‌ها در کمال انسان را به نمایش می‌گذارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: