مطالب پیشنهادی![]()
یا من یزید حسنک حقا تحیری
اهلا و مرحبا بسراج منور
یا من سألت عن صفةالروح کیف هو
االروح لاح من قمرالحسن فابصر
فی برق و جنتیه حیات مخلد
لا تعد عنه نحو حیات مزور
من سکر مقلتیه اری کل جانب
سکران عاشق بشراب مطهر
قد کان فی ضمیری منه تصورا
من صورةالجلالة افنی تصوری
اطلب لباب دینک واترک قشوره
بالله فاستمع لکلام مقشر
لما صفا حیوتک من نور بدره
ابشر فقد سعدت بشمس و مشتری
این غزل مولانا، ستایشی از معشوق الهی است که حسن و زیباییاش مایه حیرت و شگفتی است. مولانا در این غزل، معشوق را سراگی نورانی و تجلیگاه روح میداند. او بر حیات جاودانه در پرتو برق جمال معشوق تأکید میکند و مستی حاصل از عشق او را مایهی پاکی و سعادت میداند. غزل به اهمیت طلب حقیقت دین و رهایی از ظواهر اشاره دارد و در نهایت، به شادی و سعادت حاصل از درک نور معشوق بشارت میدهد.
غزل با ستایش حسن معشوق و استقبال از او آغاز میشود: “یا من یزید حسنک حقا تحیری / اهلا و مرحبا بسراج منور” ای کسی که حُسنت (زیباییات) حقا که موجب حیرت است، خوش آمدی، خوش آمدی به ای سراج نورانی (نوربخش).
“یا من سألت عن صفةالروح کیف هو / االروح لاح من قمرالحسن فابصر” ای کسی که از صفت روح پرسیدی که چگونه است، روح از ماه حُسن (معشوق) آشکار شد؛ پس (به آن) بنگر. (اشاره به اینکه روح، تجلی جمال معشوق است).
مولانا به حیاتبخشی معشوق و تأثیر نگاه او بر مستی پاک اشاره میکند: “فی برق و جنتیه حیات مخلد / لا تعد عنه نحو حیات مزور” در برق (درخشش) گونههای او (معشوق)، حیات جاودانه (مخلد) است، از آن (حیات حقیقی) روی برنگردان به سوی حیاتی دروغین و فریبنده (مزور).
“من سکر مقلتیه اری کل جانب / سکران عاشق بشراب مطهر” از مستی چشمان او (معشوق)، هر سو را میبینم، مست و عاشق با شرابی پاککننده (مطهر).
مولانا به فنای تصورات در برابر جلال معشوق و لزوم طلب حقیقت دین اشاره میکند: “قد کان فی ضمیری منه تصورا / من صورةالجلالة افنی تصوری” همانا در درون من از او (معشوق) تصوری بود (که با ذهن ساخته بودم)، (اما) از صورت جلال و عظمت او، تصورم از بین رفت (فانی شد).
“اطلب لباب دینک واترک قشوره / بالله فاستمع لکلام مقشر” مغز (لباب) دینت را طلب کن و پوستههای (قشور) آن را رها کن، به خدا سوگند! به سخن (حق) گوش فرا ده که پوستش کنده شده و به حقیقت رسیده است (مقشر، یعنی مغز سخن).
غزل با بشارت به سعادت حاصل از نور معشوق پایان مییابد: “لما صفا حیوتک من نور بدره / ابشر فقد سعدت بشمس و مشتری” هنگامی که زندگی تو از نور ماه کامل او (بدره، اشاره به معشوق) پاک و زلال شد، بشارت باد! همانا با خورشید (شمس) و مشتری (ستارهی سعد) سعادتمند گشتی. (اشاره به نور معشوق که همچون خورشید و مشتری، مایه سعادت است).
این غزل با زبانی روشن و پرشور، به ستایش جمال الهی، تأثیرات عشق بر روح و جان، و دعوت به طلب حقیقت و رهایی از ظواهر میپردازد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر