تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 895 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 895 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 895 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۹۵ دیوان شمس مولانا

وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید
مور فروشد به گور چتر سلیمان رسید

این فلک آتشی چند کند سرکشی
نوح به کشتی نشست جوشش طوفان رسید

چند مخنث نژاد دعوی مردی کند
رستم خنجر کشید سام و نریمان رسید

جادوکانی ز فن چند عصا و رسن
مار کنند از فریب موسی و ثعبان رسید

درد به پستی نشست صاف ز دردی برست
گردن گرگان شکست یوسف کنعان رسید

صبح دروغین گذشت صبح سعادت رسید
جان شد و جان بقا از بر جانان رسید

محنت ایوب را فاقه یعقوب را
چاره دیگر نبود رحمت رحمان رسید

دزد کی باشد چو رفت شحنه ایمان به شهر
شحنه کی باشد بگو چون شه و سلطان رسید

صدق نگر بی‌نفاق وصل نگر بی‌فراق
طاق طرنبین و طاق طاق شوم کان رسید

مفتعلن فاعلات جان مرا کرد مات
جان خداخوان بمرد جان خدادان رسید

میوه دل می‌پزید روح از او می‌مزید
باد کرم بروزید حرف پریشان رسید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۹۵ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۹۵ مولانا، غزلی قوی و سرشار از استعارات تاریخی و قرآنی است که به غلبه‌ی حق بر باطل، پیروزی معنویت بر مادیات، و رسیدن به سعادت حقیقی می‌پردازد. مولانا با آوردن داستان‌های پیامبران و قهرمانان، نشان می‌دهد که با ظهور حقیقت (شمس/عشق الهی)، تمام وسوسه‌ها، شرارت‌ها، و رنج‌ها پایان می‌یابد و دوره‌ی جدیدی از آرامش و معرفت آغاز می‌شود.

غلبه‌ی جان بر تن و نور بر ظلمت

مولانا غزل را با بیان پیروزی جان بر تن و پایان وسوسه‌ها آغاز می‌کند:

وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید مور فروشد به گور چتر سلیمان رسید

«وسوسه‌های تن (نفس اماره و جسمانیات) به پایان رسید (گذشت)، و شور و غلغله‌ی جان (حیات روحانی و بیداری) فرا رسید،» «(اکنون که) مور (نفس خوار و ناچیز) به گور (فنا) فرو رفت (و از میان برخاست)، چتر (حکومت) سلیمان (جان/حقیقت) فرا رسید (و برقرار شد).» این بیت، بیانگر غلبه‌ی روح بر جسم و نفس؛ با فنای نفس ناچیز، حکومت معنوی و پادشاهی جان آغاز می‌شود (اشاره به داستان سلیمان و مور).

این فلک آتشی چند کند سرکشی نوح به کشتی نشست جوشش طوفان رسید

«این فلک آتشی (عالم دنیا/طبیعت نفسانی) تا کی می‌تواند سرکشی کند (و شرارت بورزد)؟» «(زیرا اکنون) نوح (پیامبر نجات‌بخش/ولی خدا) به کشتی (نجات) نشست و جوشش طوفان (قهر الهی برای پاکسازی) فرا رسید (و آن سرکشی‌ها را از بین خواهد برد).» این بیت، استعاره از پایان دوره‌ی سرکشی دنیا و نفس و آغاز مجازات الهی (طوفان) که توسط نوح (نماد ولی حق) به ارمغان می‌آید.

چند مخنث نژاد دعوی مردی کند رستم خنجر کشید سام و نریمان رسید

«تا کی (انسان‌های) بزدل و بی‌اصل (مخنث‌نژاد) می‌توانند ادعای مردانگی (شجاعت و کمال) کنند؟» «(زیرا) رستم (قهرمان اساطیری/نماد ولی حق) خنجر (قدرت) کشید (و آماده‌ی نبرد شد)، (و) سام و نریمان (پدر و پدربزرگ رستم، نماد قهرمانی و نسل پاک) فرا رسیدند (تا حق را بر پا دارند).» این بیت، نشان‌دهنده پایان ادعاهای باطل و ظهور قهرمانان حقیقی در میدان معنوی.

جادوکانی ز فن چند عصا و رسن مار کنند از فریب موسی و ثعبان رسید

«جادوگران با فن و نیرنگ، (تا کی می‌توانند) چندین عصا و ریسمان را (به ظاهر) مار کنند؟» «(زیرا) موسی (نماد پیامبر حق) و اژدهایش (ثعبان) فرا رسیدند (تا سحر و جادو را باطل کنند).» این بیت، اشاره به داستان موسی و سحره‌ی فرعون؛ نیرنگ‌ها و باطل‌ها با ظهور حقیقت و معجزه‌ی الهی از بین می‌روند.

رهایی از درد و صبح سعادت

مولانا به رهایی از رنج‌ها و طلوع صبح سعادت اشاره می‌کند:

درد به پستی نشست صاف ز دردی برست گردن گرگان شکست یوسف کنعان رسید

«درد و رنج به پستی (نابود) نشست و (گوهر) صاف از (چنگ) درد (ناپاکی) رها شد،» «(اکنون که) گردن گرگان (دشمنان نفسانی) شکسته شد، یوسف کنعان (جان پاک و نورانی) فرا رسید (و از زندان رهایی یافت).» این بیت، بیانگر رهایی از رنج‌ها و پیروزی نیکی؛ با نابودی گرگ‌های نفسانی، یوسف جان (که نماد پاکی و جمال است) از زندان (جسم) رها می‌شود.

صبح دروغین گذشت صبح سعادت رسید جان شد و جان بقا از بر جانان رسید

«صبح دروغین (امیدهای واهی و باطل) گذشت و صبح سعادت (حقیقی) فرا رسید،» «جان (فانی انسان) از میان رفت و جان بقا (حیات جاودان) از سوی جانان (معشوق حقیقی) فرا رسید (و به انسان رسید).» این بیت، تأکید بر فنای جان فانی و رسیدن به حیات جاودان در سایه‌ی لطف جانان.

محنت ایوب را فاقه یعقوب را چاره دیگر نبود رحمت رحمان رسید

«برای رنج (محنت) ایوب (علیه‌السلام) و فقر و پریشانی (فاقه) یعقوب (علیه‌السلام)،» «چاره‌ای دیگر نبود (جز اینکه) رحمت رحمان (رحمت بی‌کران الهی) فرا رسید (و گشایش آورد).» این بیت، اشاره به داستان ایوب و یعقوب و تأکید بر رحمت الهی به عنوان تنها چاره‌ساز رنج‌ها.

امنیت از دزد و ظهور صدق

مولانا به امنیت حاصل از حضور حقیقت و ظهور صدق اشاره می‌کند:

دزد کی باشد چو رفت شحنه ایمان به شهر شحنه کی باشد بگو چون شه و سلطان رسید

«زمانی که نگهبان (شحنه) ایمان (در شهر دل) مستقر شد، دزد (نفس/شیطان) دیگر کجاست؟» «و زمانی که شاه و سلطان (حقیقی/خداوند) فرا رسید، بگو نگهبان (شحنه) (دیگر چه جایگاهی دارد)؟» این بیت، نشان‌دهنده امنیت کامل در حضور ایمان و ظهور سلطان حقیقی؛ با آمدن حق، هیچ دزد و نگهبانی نیاز نیست.

صدق نگر بی‌نفاق وصل نگر بی‌فراق طاق طرنبین و طاق طاق شوم کان رسید

«صداقت را ببین که بدون دورویی (نفاق) است، و وصل را ببین که بدون فراق (جدایی) است،» «(اکنون که) طاق “طرنبین” (نام محلی در بخارا، یا نماد سرگرمی‌های باطل) و طاق “طاق شوم” (نماد بدبختی) از میان رفتند، (و) “کان” (معدن حقیقت) فرا رسید.» این بیت، بیانگر ظهور صداقت و وصل حقیقی؛ تمام مظاهر باطل و شوم از میان می‌روند و معدن حقیقت آشکار می‌شود.

تبدیل جان و حکمت پراکندگی

مولانا به تغییر ماهیت جان و حکمت پراکندگی اشاره می‌کند:

مفتعلن فاعلات جان مرا کرد مات جان خداخوان بمرد جان خدادان رسید

«(این وزن عروضی) “مفتعلن فاعلات” جان مرا مات (مبهوت و بی‌خود) کرد،» «جان “خداخوان” (کسی که فقط نام خدا را می‌خواند) مُرد (و از بین رفت)، (و به جای آن) جان “خدادان” (کسی که خدا را می‌شناسد و درک می‌کند) فرا رسید (و حیاتی نو یافت).» این بیت، اشاره به تأثیر عرفان و شعر بر جان عاشق که او را از حالت سطحی (خداخوان) به عمق معرفت (خدادان) می‌رساند.

میوه دل می‌پزید روح از او می‌مزید باد کرم بروزید حرف پریشان رسید

«(اکنون) میوه‌ی دل (ثمرات معنوی) می‌پزد (به کمال می‌رسد) و روح از آن می‌چشد (لذت می‌برد)،» «(و) باد کرم (لطف و بخشش الهی) وزیدن گرفت (و به وسیله‌ی آن) حرف (و کلام) پریشان (و پراکنده/الهامات غیبی) فرا رسید (و بر زبان جاری شد).» این بیت، بیانگر پختگی دل و روح در سایه‌ی لطف الهی که منجر به الهامات و سخنان پریشان (غیر منطقی و شهودی) می‌شود.

نکات مهم

  • غلبه‌ی جان بر تن: با از بین رفتن وسوسه‌های نفس، جان به حکومت می‌رسد و چتر سلیمان حقیقت برقرار می‌شود.
  • پایان سرکشی دنیا: با آمدن نوح (ولی حق)، طوفان الهی (پاکسازی) سرکشی‌های دنیا را از بین می‌برد.
  • ظهور قهرمانان حقیقی: ادعاهای باطل از میان می‌روند و رستم و سام و نریمان (نمادهای حق) آشکار می‌شوند.
  • باطل شدن سحر با حقیقت: نیرنگ‌ها و جادوها با ظهور موسی و معجزه‌ی ثعبان حق از بین می‌روند.
  • رهایی از درد و بازگشت یوسف: با شکست گرگ‌های نفسانی، درد و رنج از بین می‌رود و یوسف جان (پاکی) از زندان رها می‌شود.
  • صبح سعادت و جان بقا: امیدهای واهی جای خود را به سعادت حقیقی می‌دهند و جان از فنا به بقای الهی می‌رسد.
  • رحمت الهی، چاره‌ساز: برای هر رنج و فقر (مانند ایوب و یعقوب)، تنها رحمت رحمان چاره‌ساز است.
  • امنیت در سایه‌ی ایمان: با حضور ایمان و ظهور سلطان حقیقی (خداوند)، امنیت کامل برقرار می‌شود و جایی برای دزد و ناامنی نیست.
  • ظهور صدق و وصل: با از میان رفتن ریا و جدایی، صداقت و وصل حقیقی آشکار می‌شود و انسان به معدن حقیقت می‌رسد.
  • تبدیل جان (از خداخوان به خدادان): سلوک عرفانی جان را از حالت سطحی (فقط نام خدا را خواندن) به عمق معرفت (خدا را درک کردن) می‌رساند.
  • ثمرات دل و الهامات: با پختگی دل و روح در سایه‌ی لطف الهی، میوه‌های معنوی ظاهر می‌شوند و الهامات غیبی بر زبان جاری می‌شوند.

نتیجه‌گیری

غزل ۸۹۵ مولانا، سروده‌ای پر از امید و بشارت به پیروزی نهایی حق بر باطل است. مولانا با بهره‌گیری از داستان‌های قرآنی (سلیمان و مور، نوح و طوفان، موسی و سحر، یوسف و گرگ‌ها، ایوب و یعقوب) و اساطیری (رستم)، به تحولی عظیم در عالم و جان انسان اشاره می‌کند. او نشان می‌دهد که با ظهور حقیقت و عشق الهی (که نماد آن سلطان و ساقی و قهرمانان الهی هستند)، تمامی وسوسه‌ها، شرارت‌ها، نیرنگ‌ها، و رنج‌ها پایان می‌یابند. این غزل پیامی از غلبه‌ی نهایی روح بر جسم، ایمان بر گمراهی، و سعادت بر محنت را در خود جای داده و سالک را به آمادگی برای پذیرش این تحول عظیم و رسیدن به حیات جاودان و معرفت حقیقی فرامی‌خواند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: