تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 161 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 161 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 161 دیوان شمس مولانا

چو فرستاد عنایت به زمین مشعله‌ها را

که بدر پرده تن را و ببین مشعله‌ها را

تو چرا منکر نوری مگر از اصل تو کوری

وگر از اصل تو دوری چه از این مشعله‌ها را

خردا چند به هوشی خردا چند بپوشی

تو عزبخانه مه را تو چنین مشعله‌ها را

بنگر رزم جهان را بنگر لشکر جان را

که به مردی بگشادند کمین مشعله‌ها را

تو اگر خواب درآیی ور از این باب درآیی

تو بدانی و ببینی به یقین مشعله‌ها را

تو صلاح دل و دین را چو بدان چشم ببینی

به خدا روح امینی و امین مشعله‌ها را

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۶۱ دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۱۶۱ از دیوان شمس مولانا با مطلع «چو فرستاد عنایت به زمین مشعله‌ها را / که بِدَر پرده تن را و ببین مشعله‌ها را»، غزلی است که نزول عنایت الهی و ظهور انوار حق را در عالم و جان‌ها به تصویر می‌کشد. مولانا در این غزل، این “مشعله‌ها” (شعله‌های نور، انوار الهی، تجلیات حق) را مایه بیداری و راهنمایی سالکان می‌داند و منکران این نور را مورد عتاب قرار می‌دهد.

مولانا در ابتدای غزل، زمان نزول عنایت الهی را توصیف می‌کند: «چو فرستاد عنایت به زمین مشعله‌ها را / که بِدَر پرده تن را و ببین مشعله‌ها را». هنگامی که «عنایت» (لطف و توجه خاص الهی) «مشعله‌ها» (نشانه‌ها، انوار، پیامبران یا اولیاء) را به «زمین» (عالم خاک، یا وجود خاکی انسان) فرستاد، (به ما ندا رسید) که «پرده تن را بِدَر» (پرده حجاب جسمانی را پاره کن) و آن «مشعله‌ها» را ببین. این بیت دعوت به رهایی از قید جسم و دیدن انوار غیبی است.

عتاب منکران نور و دلیل کوری آن‌ها: «تو چرا منکر نوری مگر از اصل تو کوری / وگر از اصل تو دوری چه از این مشعله‌ها را». تو چرا «منکر نور» (منکر انوار حق یا تجلیات الهی) هستی؟ «مگر از اصل تو کوری» (شاید ریشه و حقیقت وجود تو نابیناست)؟ و اگر «از اصل خود دوری» (اگر از اصل و مبدأ الهی‌ات جدا افتاده‌ای)، پس «چه از این مشعله‌ها را» (چه بهره‌ای می‌توانی از این انوار ببری)؟ این ابیات منکران حقیقت را به خاطر کوری باطنی یا دوری از اصل خود سرزنش می‌کند.

رهایی از عقل و پوشش هوشیاری برای دیدن مشعله‌ها: «خردا چند به هوشی خردا چند بپوشی / تو عزبخانه مه را تو چنین مشعله‌ها را». ای «خرد» (عقل جزوی)، تا چه زمانی در قید «هوشی» (آگاهی‌های محدود و ظاهری) خواهی بود؟ ای خرد، تا چه زمانی خود را «بپوشی» (مخفی خواهی کرد)؟ تو در حقیقت «عزبخانه مه» (جایگاه خلوت و تنهایی ماه، نمادی از جایگاه تجلی نور الهی) و «چنین مشعله‌ها» (این انوار درخشان) هستی. این بیت دعوت به فراتر رفتن از محدودیت‌های عقل جزوی و پیوستن به عالم نور است.

رزم جان و گشایش کمین مشعله‌ها: «بنگر رزم جهان را بنگر لشکر جان را / که به مردی بگشادند کمین مشعله‌ها را». «رزم جهان» (کشمکش‌های دنیوی) را ببین و «لشکر جان» (سربازان عالم معنا، عاشقان حق) را بنگر که «به مردی» (با شجاعت و همت) «کمین مشعله‌ها را بگشادند» (حجاب‌هایی را که مانع رسیدن به انوار الهی بود، برداشتند). این نشان‌دهنده مبارزه روحانی و پیروزی اهل دل در رسیدن به حقیقت است.

دیدن مشعله‌ها در خواب یا بیداری: «تو اگر خواب درآیی ور از این باب درآیی / تو بدانی و ببینی به یقین مشعله‌ها را». تو چه در «خواب درآیی» (در عالم رؤیا یا بی‌خودی فرو روی) و چه «ور از این باب درآیی» (از این راه و طریق وارد شوی – راه عشق و سلوک)، به «یقین» آن «مشعله‌ها» را «بدانی و ببینی». این بیانگر این است که انوار الهی در هر حال و هر طریقتی بر طالب آشکار می‌شوند.

درک مشعله‌ها با چشم صلاح دل و دین: «تو صلاح دل و دین را چو بدان چشم ببینی / به خدا روح امینی و امین مشعله‌ها را». هنگامی که «صلاح دل و دین را» (نیکی و رستگاری باطنی و ظاهری) را «بدان چشم» (چشم بصیرت که مشعله‌ها را می‌بیند) ببینی، «به خدا روح امینی» (در پیشگاه حق امانت‌دار اسرار الهی) و «امین مشعله‌ها» (نگهبان و امانت‌دار آن انوار) خواهی شد. این بیت، پاداش رسیدن به بصیرت را امانت‌داری اسرار الهی می‌داند.

به طور کلی، غزل ۱۶۱ مولانا بر نزول انوار الهی و لزوم برداشتن حجاب تن برای رؤیت آن‌ها تأکید دارد. این غزل منکران نور را مورد عتاب قرار داده و راه رسیدن به بصیرت و درک مشعله‌ها را در سلوک باطنی و رهایی از قید عقل جزوی و تعلقات دنیوی می‌داند. مولانا در این غزل، دیدن انوار الهی را مایه رستگاری و امانت‌داری اسرار غیبی می‌شمارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: