مطالب پیشنهادی![]()
بازرسیدیم ز میخانه مست
بازرهیدیم ز بالا و پست
جمله مستان خوش و رقصان شدند
دست زنید ای صنمان دست دست
ماهی و دریا همه مستی کنند
چونک سر زلف تو افتاده شست
زیر و زبر گشت خرابات ما
خنب نگون گشت و قرابه شکست
پیر خرابات چو آن شور دید
بر سر بام آمد و از بام جست
جوش برآورد یکی می کز او
هست شود نیست شود نیست هست
شیشه چو بشکست و به هر سوی ریخت
چند کف پای حریفان که خست
آن که سر از پای نداند کجاست
مست فتادست به کوی الست
باده پرستان همه در عشرتند
تنتن تنتن شنو ای تن پرست
غزل شماره 516 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است که با بیانی سرشار از وجد و مستی، به حال عاشقان پس از نوشیدن بادهی الهی در “میخانهی” معرفت میپردازد. مولانا در این غزل، بازگشت از این عالم مستی را با رهایی از قید دوگانگیها و ورود به عالم بیخودی و رقص و پایکوبی جمعی همراه میداند. او با تصاویری پویا، تأثیر این مستی بر عالم ظاهر و باطن و فنای خودی در پرتو این تجربه را بیان میکند و به یادآوری پیمان ازلی در عالم “الست” میپردازد.
مولانا در این غزل با زبانی پر از شور و حال و تمثیل، به بیان احوال عاشقان در مقام مستی و بیخودی پس از تجربهی قرب الهی میپردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل میپردازیم:
بازرسیدیم ز میخانه مست بازرهیدیم ز بالا و پست
شرح: مولانا با حالتی از مستی معنوی میگوید: ما “بازرسیدیم ز میخانه مست” (از عالم حضور و معرفت الهی که نماد میخانه است، در حال مستی بازگشتیم). و در این حال، “بازرهیدیم ز بالا و پست” (از قید دوگانگیها و تمایزات عالم ظاهر – مانند بالا و پایین، خوب و بد – رها شدیم). این بیت بر رهایی از قید عقل و وهم و تمایزات ظاهری در اثر مستی عشق الهی تأکید دارد.
جمله مستان خوش و رقصان شدند دست زنید ای صنمان دست دست
شرح: در این حال مستی، “جمله مستان” (تمام کسانی که از این باده نوشیدهاند) “خوش و رقصان شدند” (با شادی و شور به رقص و پایکوبی پرداختند). و با ندای شادی میگوید: “دست زنید ای صنمان دست دست” (ای زیبارویان، یا ای سالکان، دست در دست هم به رقص و پایکوبی بپردازید). این بیت بر شادی و نشاط جمعی عاشقان و رقص و سماع آنان در پرتو مستی الهی تأکید دارد. “صنمان” میتواند اشاره به جمال معشوق در مظاهر مختلف یا خود عاشقان به لحاظ زیبایی باطن باشد.
ماهی و دریا همه مستی کنند چونک سر زلف تو افتاده شست
شرح: در این عالم مستی، حتی “ماهی و دریا همه مستی کنند” (تمام موجودات در عالم هستی، از کوچکترین تا بزرگترین، در حال مستی و بیخودی هستند). این مستی به این دلیل است “چونک سر زلف تو افتاده شست” (زیرا گوشهی زلف تو – اشاره به تجلی جمال و دلربایی معشوق – مانند تور صید، در عالم افتاده و همه را اسیر و مست خود کرده است). این بیت بر فراگیری تأثیر جمال الهی در تمام ذرات هستی و مستی و بیخودی همگان تأکید دارد.
زیر و زبر گشت خرابات ما خنب نگون گشت و قرابه شکست
شرح: در اثر این مستی و شور، “زیر و زبر گشت خرابات ما” (عالَم ظاهر و هر آنچه نظم ظاهری دارد، در هم ریخت و دگرگون شد). “خنب نگون گشت” (خم شراب – اشاره به نفس و تعلقات – واژگون شد و محتوایش ریخت) و “قرابه شکست” (ظرف و قالب ظاهری وجود شکسته شد). این بیت بر انقلاب درونی و بر هم خوردن نظم ظاهری زندگی در اثر غلبهی عشق و مستی تأکید دارد.
پیر خرابات چو آن شور دید بر سر بام آمد و از بام جست
شرح: “پیر خرابات” (مرشد و راهنمای معنوی، یا خود معشوق) “چو آن شور دید” (هنگامی که شور و حال عاشقان را مشاهده کرد)، خود نیز دستخوش تحول شد و “بر سر بام آمد” (به اوج معرفت و تجلی رسید) و “از بام جست” (گویی از قید عالم ظاهر و محدودیتها رها شد و در عالم معنا فرو رفت). این بیت بر شدت حال عاشقان که حتی پیر و مراد را نیز تحت تأثیر قرار میدهد، تأکید دارد.
جوش برآورد یکی می کز او هست شود نیست شود نیست هست
شرح: از این عالم مستی، “جوش برآورد یکی می” (شرابی خاص و بینظیر به ظهور رسید) “کز او هست شود نیست شود نیست هست” (که در اثر آن، هستی به نیستی و نیستی به هستی تبدیل میشود). این بیت بر مقام فنا و بقا در پرتو عشق الهی و در هم شکستن مرزهای هستی و نیستی در این مقام تأکید دارد.
شیشه چو بشکست و به هر سوی ریخت چند کف پای حریفان که خست
شرح: هنگامی که “شیشه” (قالب ظاهری وجود یا پیمانهی محدود عقل) “چو بشکست” (چون شکسته شد) و “به هر سوی ریخت” (محتوای آن – اسرار معرفت – پراکنده شد)، “چند کف پای حریفان که خست” (چقدر از کسانی که در این مسیر گام برمیداشتند – حریفان – در اثر خردههای شیشه زخمی شدند). این بیت بر دشواریهای مسیر سلوک و زخمهایی که در راه رسیدن به حقیقت متحمل میشوند، تأکید دارد.
آن که سر از پای نداند کجاست مست فتادست به کوی الست
شرح: “آن که سر از پای نداند کجاست” (آن کس که در اثر مستی چنان بیخود شده که خود را نمیشناسد و تمیزی بین سر و پای خود نمیدهد)، در واقع “مست فتادست به کوی الست” (در عالم ازلی و در میخانهی پیمان “الست” – اشاره به روز میثاق در قرآن – در حال مستی افتاده است). این بیت بر عمق مستی عاشق که او را به یاد پیمان ازلی و عالم پیش از خلقت میاندازد، تأکید دارد.
باده پرستان همه در عشرتند تنتن تنتن شنو ای تن پرست
شرح: “باده پرستان” (عاشقان حقیقی که پرستندهی بادهی عشق الهی هستند) “همه در عشرتند” (غرق در شادی و نشاط روحانی هستند). در حالی که ای “تن پرست” (ای کسی که تنها به جسم و عالم ماده اهمیت میدهی)، “تنتن تنتن شنو” (تنها صدای طبل و لهو و لعب عالم ظاهر را میشنوی). این بیت بر تفاوت حال اهل دل و اهل تن و دعوت اهل تن به شنیدن نوای عالم معنا تأکید دارد.
غزل شماره 516 دیوان شمس، غزلی است که با بیانی سرشار از وجد و مستی، به حال عاشقان پس از نوشیدن بادهی الهی در “میخانهی” معرفت میپردازد. مولانا در این غزل، بر رهایی از قید دوگانگیها، ورود به عالم بیخودی و رقص و پایکوبی جمعی، فراگیری تأثیر جمال الهی، انقلاب درونی و بر هم خوردن نظم ظاهری، تأثیر حال عاشقان بر پیر و مراد، مقام فنا و بقا، دشواریهای مسیر سلوک، عمق مستی عاشق و یادآوری پیمان ازلی، و تفاوت حال اهل دل و اهل تن تأکید دارد. این غزل تصویری پویا و پرشور از مسیر سلوک و رسیدن به مقام بیخودی و اتصال با عالم معنا ارائه میدهد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر