تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3226

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3226

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3226

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۳۲۲۶

قلت له مصیحا یا ملک‌المشرق
اقسم بالخالق مثلک لم یخلق

قدرک لایعرف وعدک لا یخلف
نائلک الاشرف بالک لم یغلق

جسمی کالخردله احرقه ذاالوله
خلد فی الزلزله من یک لم یخفق

صرت انا لا انا غیرک عندی فنا
ضدک یا ذاالغنا مختدع احمق

هیچ کس ای جان من، جان سخن‌دان من
نور رخ شد ندید، تا نکند بیدقی

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۳۲۲۶ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، ستایشی پرشور و بی‌حد و مرز از معشوق الهی یا پیر کامل (شمس تبریزی) است که با آمیزه‌ای از زبان عربی و فارسی سروده شده است. مولانا در این غزل، معشوق را “ملک مشرق” (پادشاه شرق، منبع نور و اشراق) می‌خواند و به بی‌نظیری، بی‌وفایی، و بخشش بی‌کران او اشاره دارد. او فنای خود در عشق را بیان می‌کند و بر ناتوانی هرکس در برابر عظمت معشوق تأکید می‌ورزد.

معشوق، بی‌نظیر و بی‌وفا (بیت ۱ و ۲)

غزل با خطاب به معشوق و ستایش او آغاز می‌شود: “قلت له مصیحا یا ملک‌المشرق / اقسم بالخالق مثلک لم یخلقبا فریاد به او گفتم: “ای پادشاه مشرق (منبع نور و اشراق)! قسم به خالق که همانند تو هرگز نیافرید.”

قدرک لایعرف وعدک لا یخلف / نائلک الاشرف بالک لم یغلققدر (و منزلت) تو ناشناخته است، و وعده‌ی تو خلاف نمی‌شود (همواره محقق می‌شود)، بخشندگی والای تو (نائلک الأشرف)، هرگز به رویم بسته نشد (درب بخششت باز است).

فنای عاشق در عشق (بیت ۳ و ۴)

مولانا به کوچکی وجود خود و تأثیر ویرانگر عشق اشاره می‌کند: “جسمی کالخردله احرقه ذاالوله / خلد فی الزلزله من یک لم یخفقجسم من مانند دانه‌ی خردل است، این شوریدگی (وَلَه) آن را سوزاند، هر کس که (در این راه) لرزش و اضطراب نیافت (لَم یَخفُق)، هرگز در این زلزله (عشق) جاودانه نخواهد شد. (اشاره به لزوم فنا و لرزش وجود در برابر عشق).

صرت انا لا انا غیرک عندی فنا / ضدک یا ذاالغنا مختدع احمقمن به “منِ غیرِ من” تبدیل شدم (خود را گم کردم)، غیر از تو هر چه هست در نزد من فناست، ضد تو، ای صاحب بی‌نیازی (ذاالغنی)، فریفته و احمق است.

ناتوانی در برابر عظمت معشوق (بیت ۵)

غزل با بیانی فارسی و تأکید بر ناتوانی انسان در برابر عظمت معشوق پایان می‌یابد: “هیچ کس ای جان من، جان سخن‌دان من / نور رخ شد ندید، تا نکند بیدقیهیچ کس، ای جان من، ای جانِ سخن‌دان من، نور چهره‌ی (حق یا معشوق) را ندید (و درک نکرد)، مگر اینکه (مانند مهره‌ی) بیدقی (بی‌ارزش و حقیر) گشت. (اشاره به اینکه برای دیدن نور معشوق، باید از خودی خود رها شد و خود را بی‌مقدار شمرد).


این غزل با زبانی قدرتمند و تصاویر آتشین، اوج عشق و فنای مولانا را به نمایش می‌گذارد. او معشوق را موجودی بی‌نظیر و منبع تمامی فیوضات می‌داند و خود را در برابر عظمت او هیچ و فانی می‌شمارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: