مطالب پیشنهادی![]()
اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد
که نی عاشق نمییابد که نی دلخسته کم دارد
مرا گوید چرا چشمت رقیب روی من باشد
بدان در پیش خورشیدش همیدارم که نم دارد
چو اسماعیل پیش او بنوشم زخم نیش او
خلیلم را خریدارم چه گر قصد ستم دارد
اگر مشهور شد شورم خدا داند که معذورم
کهاسیر حکم آن عشقم که صد طبل و علم دارد
مرا یار شکرناکم اگر بنشاند بر خاکم
چرا غم دارد آن مفلس که یار محتشم دارد
غمش در دل چو گنجوری دلم نور علی نوری
مثال مریم زیبا که عیسی در شکم دارد
چو خورشیدست یار من نمیگردد به جز تنها
سپهسالار مه باشد کز استاره حشم دارد
مسلمان نیستم گبرم اگر ماندهست یک صبرم
چه دانی تو که درد او چه دستان و قدم دارد
ز درد او دهانتلخ است هر دریا که میبینی
ز داغ او نکو بنگر که روی مه رقم دارد
به دورانها چو من عاشق نرست از مغرب و مشرق
بپرس از پیر گردونی که چون من پشت خم دارد
خنک جانی که از خوابش به مالشها برانگیزد
بدان مالش بود شادان و آن را مغتنم دارد
طبیبی چون دهد تلخش بنوشد تلخ او را خوش
طبیبان را نمیشاید که عاقل متهم دارد
اگر شان متهم داری بمانی بند بیماری
کسی برخورد از استا که او را محترم دارد
خمش کن کاندر این دریا نشاید نعره و غوغا
که غواص آن کسی باشد که او امساک دم دارد
غزل ۵۶۵ مولانا، غزلی پرشور و سرشار از مضامین عشق الهی و تسلیم محض عاشق در برابر معشوق است. مولانا در این غزل، به عظمت و بینیازی معشوق، پذیرش قهر و لطف او، و مقام والای عشق در دگرگون کردن احوال انسان اشاره میکند. او با تمثیلهای قرآنی و طبیعی، شوریدگی و تعبد خود را در برابر حقیقت به تصویر میکشد.
محور اصلی این غزل، بینیازی معشوق از فنای عاشق، تسلیم کامل عاشق در برابر قهر و لطف او، و قدرت دگرگونکنندهی عشق الهی در تمام ابعاد هستی.
مولانا غزل را با بیان بینیازی معشوق از فنای عاشق آغاز میکند: “اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد / که نی عاشق نمییابد که نی دلخسته کم دارد”. “اگر صد همچو من” (اگر صد نفر مانند من) “گردد هلاک” (فنا شوند و از بین بروند)، “او را چه غم دارد” (معشوق چه غمی از این بابت دارد)؟ “که نی عاشق نمییابد” (زیرا او هرگز بدون عاشق نمیماند) و “که نی دلخسته کم دارد” (و دلخستهای کم ندارد)؛ یعنی عاشقان و دلخستگان بسیاری در پی او هستند. این بیت به بینیازی مطلق معشوق و فراوانی عاشقان او اشاره دارد.
“مرا گوید چرا چشمت رقیب روی من باشد / بدان در پیش خورشیدش همیدارم که نم دارد”. (معشوق) “مرا گوید چرا چشمت رقیب روی من باشد” (به من میگوید چرا چشمت (یعنی تو) رقیب و همنشین روی من (زیبایی من) شدهای؟) یعنی چرا نگاهت را از من برنمیداری. (مولانا پاسخ میدهد:) “بدان در پیش خورشیدش همیدارم” (بدان که چشم خود را در برابر خورشید روی او (معشوق) نگه میدارم) “که نم دارد” (زیرا نم و رطوبت دارد و از اشک (اشک شوق یا درد) پر است و مانند خورشید خشک نمیشود). این بیت به اصرار عاشق بر نگاه به معشوق با وجود خیرگی آن و تفاوت نگاه عاشق (که با اشک همراه است) با نگاه خشک و بیاحساس اشاره دارد.
“چو اسماعیل پیش او بنوشم زخم نیش او / خلیلم را خریدارم چه گر قصد ستم دارد”. “چو اسماعیل پیش او” (مانند اسماعیل که در برابر پدرش ابراهیم (خلیلالله) تسلیم شد)، “بنوشم زخم نیش او” (نیش و آزار او (معشوق) را با جان و دل میپذیرم و مینوشم). “خلیلم را خریدارم” (من به دنبال خلیل و دوست حقیقی هستم و خریدار او هستم)؛ “چه گر قصد ستم دارد” (چه باک اگر او قصد ستم و آزار داشته باشد). این بیت به تسلیم کامل عاشق در برابر ارادهی معشوق، حتی اگر با قهر و جفا همراه باشد، و نیز به تمثیل داستان ابراهیم و اسماعیل اشاره دارد.
“اگر مشهور شد شورم خدا داند که معذورم / کهاسیر حکم آن عشقم که صد طبل و علم دارد”. “اگر مشهور شد شورم” (اگر شوریدگی و بیقراری من آشکار و معروف شد)، “خدا داند که معذورم” (خدا میداند که من معذورم و اختیاری ندارم). “کهاسیر حکم آن عشقم” (زیرا اسیر و گرفتار فرمان آن عشقی هستم) “که صد طبل و علم دارد” (که صدها طبل و پرچم دارد و همه جا را با شکوه خود تسخیر کرده است). این بیت به جبر عاشقانه در برابر عشق الهی و فراگیری و عظمت این عشق اشاره دارد.
“مرا یار شکرناکم اگر بنشاند بر خاکم / چرا غم دارد آن مفلس که یار محتشم دارد”. “مرا یار شکرناکم” (معشوق شیرین و زیبای من)، “اگر بنشاند بر خاکم” (اگر مرا بر خاک نشاند و حقیر کند)، “چرا غم دارد آن مفلس” (چرا آن فرد فقیر و بیچیز غم داشته باشد) “که یار محتشم دارد” (که چنین معشوق با شکوه و عظیمی دارد)؟ این بیت به رضایت عاشق از فقر و خاکنشینی در حضور معشوق عظیمالشأن اشاره دارد.
“غمش در دل چو گنجوری دلم نور علی نوری / مثال مریم زیبا که عیسی در شکم دارد”. “غمت در دل چو گنجوری” (غم عشق تو در دل من مانند گنجی گرانبها است)؛ “دلم نور علی نوری” (قلب من نوری بر روی نور (برخاسته از آیات قرآن) است). این حال “مثال مریم زیبا” (مانند حضرت مریم زیبا) است “که عیسی در شکم دارد” (که عیسی (روحالله، کنایه از حقایق الهی) را در درون خود پرورش میدهد). این بیت به ارزش والای غم عشق و تجلی نور الهی در دل عاشق اشاره دارد.
“چو خورشیدست یار من نمیگردد به جز تنها / سپهسالار مه باشد کز استاره حشم دارد”. “چو خورشیدست یار من” (معشوق من مانند خورشید است) “نمیگردد به جز تنها” (تنها و بیهمتا میگردد و کسی یارای مقابله با او را ندارد). “سپهسالار مه باشد” (ماه (کنایه از معشوق)، خود سپهسالار است) “کز استاره حشم دارد” (که ستارگان را به عنوان خدم و حشم خود دارد و بر آنها فرمان میراند). این بیت به یگانگی، بیهمتایی و اقتدار مطلق معشوق اشاره دارد.
“مسلمان نیستم گبرم اگر ماندهست یک صبرم / چه دانی تو که درد او چه دستان و قدم دارد”. “مسلمان نیستم گبرم” (من دیگر مسلمان نیستم (به معنای ظاهری)، بلکه مانند گبر (آتشپرست) شدهام) “اگر ماندهست یک صبرم” (اگر ذرهای صبر برایم باقی مانده باشد). “چه دانی تو که درد او” (تو چه میدانی که درد عشق او) “چه دستان و قدم دارد” (چه قدرتها و چه پیشرفتهایی را به همراه دارد)؟ این بیت به فنای در عشق و کنار گذاشتن ظواهر دین، و نیز به عظمت و قدرت تحولآفرین درد عشق اشاره دارد.
“ز درد او دهانتلخ است هر دریا که میبینی / ز داغ او نکو بنگر که روی مه رقم دارد”. “ز درد او” (از شدت درد عشق او)، “دهانتلخ است هر دریا که میبینی” (هر دریایی که میبینی طعم تلخ دارد، کنایه از تأثیر فراگیر درد عشق بر عالم). “ز داغ او” (از نشانهی عشق سوزان او)، “نکو بنگر” (خوب بنگر و با دقت ببین) “که روی مه رقم دارد” (که حتی روی ماه نیز نشان و اثری از آن دارد). این بیت به تأثیر فراگیر و عمیق درد عشق بر کل هستی و تجلی آن حتی در اجرام سماوی اشاره دارد.
“به دورانها چو من عاشق نرست از مغرب و مشرق / بپرس از پیر گردونی که چون من پشت خم دارد”. “به دورانها چو من عاشق” (در هیچ دورهای، عاشقی مانند من) “نرست از مغرب و مشرق” (در هیچ جای جهان، از شرق تا غرب، پدید نیامد). “بپرس از پیر گردونی” (از پیر روزگار (یا کهکشانها) بپرس) “که چون من پشت خم دارد” (که چه کسی مانند من (از بار عشق) پشتش خمیده است). این بیت به تنها بودن و بیهمتایی عاشق در تجربه عشق الهی و شدت بار این عشق اشاره دارد.
“خنک جانی که از خوابش به مالشها برانگیزد / بدان مالش بود شادان و آن را مغتنم دارد”. “خنک جانی” (خوشا به حال جانی) “که از خوابش” (که از خواب غفلت خود) “به مالشها برانگیزد” (با دردها و رنجها (مالش) بیدار شود و به حرکت درآید). “بدان مالش بود شادان” (او از آن رنجها شاد و خوشحال است) و “آن را مغتنم دارد” (و آن رنجها را غنیمت و ارزشمند میشمارد). این بیت به ارزش بیداری معنوی از طریق رنجهای عشق و قدردانی از این رنجها اشاره دارد.
“طبیبی چون دهد تلخش بنوشد تلخ او را خوش / طبیبان را نمیشاید که عاقل متهم دارد”. “طبیبی چون دهد تلخش” (هنگامی که طبیب (معشوق الهی) داروی تلخی میدهد)، “بنوشد تلخ او را خوش” (باید آن تلخی را با خوشی بنوشد). “طبیبان را نمیشاید” (شایسته نیست که طبیبان را) “که عاقل متهم دارد” (که انسان عاقل آنها را متهم کند و به نادانی نسبت دهد). این بیت به حکمت الهی در تقدیر رنجها و پذیرش آنها از سوی عاشق اشاره دارد.
“اگر شان متهم داری بمانی بند بیماری / کسی برخورد از استا که او را محترم دارد”. “اگرشان متهم داری” (اگر تو طبیبان الهی (یا معشوق) را متهم کنی)، “بمانی بند بیماری” (همیشه اسیر و گرفتار بیماری (جهل و غفلت) خواهی ماند). “کسی برخورد از استا” (کسی از استاد و راهنمای خود (معشوق یا پیر) بهرهمند میشود) “که او را محترم دارد” (که او را محترم بشمارد و قدرش را بداند). این بیت به ضرورت احترام به مرشد و پذیرش حکمت او برای شفا و رهایی از بندها اشاره دارد.
“خمش کن کاندر این دریا نشاید نعره و غوغا / که غواص آن کسی باشد که او امساک دم دارد”. “خمش کن” (ساکت باش ای زبان)! “کاندر این دریا” (زیرا در این دریای عمیق حقیقت و معرفت) “نشاید نعره و غوغا” (شایسته نیست که فریاد و آشوب به پا کنی). “که غواص آن کسی باشد” (زیرا غواص حقیقی و کسی که میتواند به اعماق برسد)، “که او امساک دم دارد” (کسی است که دم خود را نگه میدارد (سکوت میکند و در خود فرو میرود)). این بیت به اهمیت سکوت، تأمل و تمرکز در سیر و سلوک عرفانی برای رسیدن به عمق حقایق اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر