تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 812 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 812 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 812 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۱۲ دیوان شمس مولانا

خنب‌های لایزالی جوش باد
باده نوشان ازل را نوش باد

تیزچشمان صفا را تا ابد
حلقه‌های عشق تو در گوش باد

دوش گفتم ساقیش را هوش دار
ساقیش گفتا مرا بی‌هوش باد

ای خدا از ساقیان بزم غیب
در دو عالم بانگ نوشانوش باد

عقل کل کو راز پوشاند همی
مست باد و راز بی‌روپوش باد

هر سحر همچون سحرگه بی‌حجاب
آفتاب حسن در آغوش باد

شمس تبریز ار چه پشتش سوی ماست
صد هزاران آفرین بر روش باد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۱۲ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۱۲ مولانا، غزلی دعاگونه و شورانگیز است که در آن مولانا به درخواست تداوم فیض الهی و مستی عارفانه می‌پردازد. او در این غزل، عشاق ازلی را مخاطب قرار می‌دهد و آرزو می‌کند که همواره در دریای عشق غرق باشند. مولانا همچنین به بی‌اهمیتی هوشیاری در بزم عشق و لزوم بی‌خودی اشاره می‌کند و در نهایت، به تمجید از شمس تبریزی می‌پردازد.

آرزوی تداوم فیض و مستی

مولانا غزل را با دعای خیر برای تداوم فیض الهی آغاز می‌کند:

خنب‌های لایزالی جوش باد باده نوشان ازل را نوش باد

«خم‌های (خنب) شراب جاودانی (لایزالی) همواره در جوش و خروش باشند (یعنی فیض الهی مداوم باشد)،» «(و این) شراب (معرفت) برای نوشندگان ازلی (عاشقان ازلی) گوارا باد.» این بیت، دعایی برای تداوم بی‌نهایت فیض الهی و مستی عارفانه برای عاشقان ازلی که وجودشان با عشق سرشته شده است.

تیزچشمان صفا را تا ابد حلقه‌های عشق تو در گوش باد

«چشمان تیزبین و پاک‌بین (تیزچشمان صفا) را تا ابد،» «حلقه‌های (بندگی و دلدادگی) عشق تو (معشوق) در گوششان باد (یعنی همواره گوش به فرمان عشق تو باشند و نشان بندگی تو بر گوش دارند).» این بیت، دعایی برای گوش‌به‌فرمانی و دلدادگی دائمی عارفان و عاشقان واقعی به معشوق.

بی‌اهمیتی هوشیاری در بزم عشق

مولانا به لزوم بی‌خودی و مستی در راه عشق اشاره می‌کند:

دوش گفتم ساقیش را هوش دار ساقیش گفتا مرا بی‌هوش باد

«شب گذشته (دوش) به ساقی (معشوق/هدایت‌گر) گفتم که هوشیار باش (مراقب باش)،» «ساقی‌اش (ساقی حقیقی، یعنی خود معشوق) به من گفت که (در بزم ما) من (و هر که در این بزم است) بی‌هوش باشد (یعنی مست و بی‌خود باشد).» این بیت، نشان‌دهنده این حقیقت که در بزم عشق الهی، هوشیاری و عقل جزئی جایی ندارد و باید به بی‌خودی و مستی رسید.

ای خدا از ساقیان بزم غیب در دو عالم بانگ نوشانوش باد

«ای خدا! (آرزو می‌کنم) از جانب ساقیان بزم غیب (ملائکه/عنایت‌های غیبی)،» «در هر دو عالم (دنیا و آخرت) صدای پیوسته نوشیدن (نوشانوش) و مستی بلند باشد.» این بیت، دعایی برای فراگیر شدن و تداوم مستی عارفانه و فیض الهی در تمامی عوالم.

مستی عقل کلی و آشکار شدن راز

مولانا به مست شدن عقل کلی و برملا شدن رازها اشاره می‌کند:

عقل کل کو راز پوشاند همی مست باد و راز بی‌روپوش باد

«عقل کلی (عقل کامل و جامع که ذاتاً رازها را می‌پوشاند)،» «(ای کاش) مست باشد و (در اثر مستی) رازها بدون پرده (بی‌روپوش) آشکار شوند (و حقایق غیبی فاش گردند).» این بیت، دعایی برای مست شدن عقل کلی (که نماد عقل متعالی است و رازدار هستی است) تا رازهای پنهان وجود و حقایق غیبی برملا شوند.

هر سحر همچون سحرگه بی‌حجاب آفتاب حسن در آغوش باد

«هر سحرگاه (در زمان تجلی انوار الهی)، همچون سحرگاه (واقعی) بی‌هیچ حجابی،» «آفتاب زیبایی (حسن مطلق الهی) در آغوش (تجلی و حضور) باشد.» این بیت، دعایی برای تجلی بی‌پرده و مستقیم جمال الهی در هر سحرگاه که زمان تجلیات است.

ستایش شمس تبریزی

مولانا غزل را با ستایش شمس تبریزی به پایان می‌برد:

شمس تبریز ار چه پشتش سوی ماست صد هزاران آفرین بر روش باد

«شمس تبریز، اگرچه (گاهی به ظاهر) پشتش به سوی ماست (و از ما روگردان است/در عالم غیب است)،» «صد هزاران آفرین و ستایش بر روی او باد (که حتی در غیبتش نیز شایسته‌ی ستایش است).» این بیت، پایان‌بندی غزل با ستایش و ثنای شمس تبریزی، حتی در حالتی که به ظاهر از عاشق دور است، و تأکید بر عظمت و جمال او.


نکات مهم

  • فیض لایزال الهی: آرزوی تداوم بی‌نهایت فیض و مستی عارفانه برای عاشقان.
  • دلدادگی ابدی: دعایی برای گوش‌به‌فرمانی و دلدادگی همیشگی عارفان به معشوق.
  • اهمیت بی‌خودی: در بزم عشق، هوشیاری و عقل جزئی جایی ندارد؛ باید به مستی و بی‌خودی رسید.
  • فراگیر شدن مستی: آرزوی گسترش مستی عارفانه در هر دو عالم.
  • آشکار شدن رازها: دعایی برای مست شدن عقل کلی تا رازهای پنهان هستی برملا شوند.
  • تجلی بی‌حجاب جمال الهی: آرزوی تجلی مستقیم و بی‌پرده‌ی زیبایی مطلق الهی در هر سحرگاه.
  • ستایش شمس تبریزی: تمجید از شمس تبریزی و عظمت او، حتی در صورت غیبت ظاهری.

نتیجه‌گیری

این غزل مولانا، دعایی پرشور برای تداوم و تعمیق تجربه عارفانه و مستی از فیض الهی است. مولانا در این ابیات، با زبانی سرشار از تمنا و اشتیاق، آرزو می‌کند که همواره در بزم بی‌خودی و وصال حضور داشته باشد و حجاب‌ها از میان برداشته شوند تا جمال حق آشکار گردد. پایان غزل نیز با ستایش از شمس تبریزی، بار دیگر جایگاه والای او را در اندیشه و قلب مولانا آشکار می‌سازد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: