تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 573 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 573 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 573 دیوان شمس مولانا

برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه‌یْ شکر گوید
به بلبل کرد اشارت گل که تا اشعار برگوید

به سرو سبز وحی آمد که تا جانش بُوَد در تن
میان بندد به خدمت، روز و شب‌ها این سَمَر گوید

همه تسبیح گویانند اگر ماهست اگر ماهی
ولیکن عقل استادست، او مشروح‌تر گوید

درآید سنگ در گریه درآید چرخ در کُدْیه
ز عرش آید دو صد هدیه چو او درسِ نظر گوید

هزاران سیمبر بینی گشاییده بر و سینه
چو آن عنبرفشان قصه‌یْ نسیم آن سحر گوید

که را ماند دل آن لحظه که آن جان شرح دل گوید؟
که را ماند خبر از خود در آن دم کو خبر گوید؟

حدیث عشق، جان گوید؛ حدیث ره‌روان گوید
حدیث سُکر، سر گوید؛ حدیث خون، جگر گوید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۵۷۳ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۵۷۳ مولانا، غزلی پر از شور و ستایش معشوق الهی و تاثیر او بر کل هستی است. مولانا در این غزل، با استفاده از نمادهای طبیعت (طوطی، گل، بلبل، سرو) و مفاهیم عرفانی (عقل استاد، سمر، تسبیح)، به فراگیری عشق الهی و سخن گفتن هر ذره‌ای از هستی از این عشق اشاره می‌کند. این غزل تاکید بر اهمیت نظر (بصیرت) و تأثیر کلام حق بر دل‌ها و جان‌ها دارد.

تفسیر کلی

محور اصلی این غزل، تاثیر کلام و جلوه‌ی معشوق الهی بر تمام موجودات عالم و حتی جمادات، و سخن گفتن هر جزء از هستی از عشق الهی، و برتری “عقل استاد” در بیان این حقایق.

مولانا غزل را با تمثیلی زیبا از نسبی آغاز می‌کند: “برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه‌یْ شکر گوید به بلبل کرد اشارت گل که تا اشعار برگوید”طوطی (نماد انسان سخنور و مقلد حق) بر درخت (وجود هستی یا شجره‌ی طوبی) بالا رفت تا خطبه‌ی شکر (حمد و ثنای الهی) بگوید.” “گل (نماد زیبایی و معشوق) به بلبل (نماد عاشق و شاعر) اشاره کرد تا اشعار (عشق و زیبایی) را بازگو کند.” این بیت به سخن گفتن هر ذره‌ای از هستی از حمد و ثنای الهی و زیبایی‌های معشوق اشاره دارد.

“به سرو سبز وحی آمد که تا جانش بُوَد در تن میان بندد به خدمت، روز و شب‌ها این سَمَر گوید” “به سرو سبز (نماد آزادگی، استقامت و شاید سالک راستین) وحی (الهام الهی) آمد” که تا زمانی که جان در بدنش هست، “میان بندد به خدمت” (کمر به خدمت معشوق ببندد) و “روز و شب‌ها این سمر (داستان و حکایت عشق) را بگوید.” این بیت به الهام الهی و دعوت به خدمت و نشر داستان عشق اشاره دارد.

“همه تسبیح گویانند اگر ماهست اگر ماهی ولیکن عقل استادست، او مشروح‌تر گوید” “همه موجودات، چه ماه در آسمان و چه ماهی در دریا، تسبیح‌گو (حمد و ستایش‌گر حق) هستند.” “ولیکن عقل استاد (عقل کلی یا عقل الهی که سرچشمه‌ی خرد است)، او مشروح‌تر (با تفصیل و وضوح بیشتری) این تسبیح را بازگو می‌کند.” این بیت به فراگیر بودن تسبیح در عالم و برتری عقل کلی در بیان جزئیات آن اشاره دارد.

“درآید سنگ در گریه درآید چرخ در کُدْیه ز عرش آید دو صد هدیه چو او درسِ نظر گوید” “اگر آن عقل استاد یا آن سخن‌گوی حق (معشوق یا پیر)، درس نظر (درس بصیرت و بینش حقیقی) را بگوید، سنگ در گریه می‌آید (اشاره به خشوع سنگ در برابر حق) و چرخ (آسمان) به کدْیه (گدایی و طلب) درمی‌آید.” (یعنی از عظمت کلام او آسمان نیز به کرنش می‌افتد). در این صورت “از عرش (عالم بالا) دو صد هدیه (نعمت و برکت) نازل می‌شود.” این بیت به قدرت تأثیر کلام حق در دل‌ها و عالم هستی و نزول فیض الهی اشاره دارد.

“هزاران سیمبر بینی گشاییده بر و سینه چو آن عنبرفشان قصه‌یْ نسیم آن سحر گوید” “هزاران سیمبر (زیبارویان و سیم‌اندامان) را می‌بینی که سینه و بر (اغلب به معنای برهنه و آماده‌ی عشق) گشاده‌اند” (آماده‌ی دریافت فیض‌اند). این حالت رخ می‌دهد “چو آن عنبرفشان (معشوق که وجودش خوشبو و معطر است) قصه‌ی نسیم آن سحر را گوید” (زمانی که از نسیم سحری که بوی وصل را می‌آورد، سخن بگوید). این بیت به جلوه‌گری معشوق و آماده شدن جان‌ها برای دریافت فیض الهی اشاره دارد.

“که را ماند دل آن لحظه که آن جان شرح دل گوید؟ که را ماند خبر از خود در آن دم کو خبر گوید؟”دل انسان در آن لحظه که آن جان (جان معشوق یا روح کلی) شرح دل (حقیقت و رازهای دل) را بازگو می‌کند، برای چه کسی (به حال خود) باقی می‌ماند؟” (یعنی دل از خود بی‌خود می‌شود). “در آن دم که او (حق) خبر (حقیقت هستی) را می‌گوید، چه کسی از خود (وجود مجازی) خبر دارد؟” (یعنی همه در حقیقت او فانی می‌شوند). این بیت به فنای در حق و از خود بیخود شدن عاشق در حضور کلام معشوق اشاره دارد.

“حدیث عشق، جان گوید؛ حدیث ره‌روان گوید حدیث سُکر، سر گوید؛ حدیث خون، جگر گوید”حدیث عشق (سخن از عشق)، جان (روح) می‌گوید؛ حدیث ره‌روان (سخن از راه و رسم سلوک)، نیز جان می‌گوید.” (اشاره به این که حقیقت عشق و سلوک تنها با جان درک می‌شود). “حدیث سکر (سخن از مستی عشق)، سر (راز پنهان) می‌گوید؛ حدیث خون (سخن از فداکاری و جان‌بازی)، جگر (نهایت غیرت و شجاعت) می‌گوید.” این بیت به چگونگی تجلی و بیان اسرار عشق در سطوح مختلف وجود عاشق اشاره دارد.


نکات مهم

  • تسبیح فراگیر هستی: تمامی موجودات عالم، اعم از ماه و ماهی، به گونه‌ای خاص در حال تسبیح و حمد الهی هستند.
  • برتری عقل استاد (عقل کلی/الهی): عقل کلی توانایی بیان کامل و مشروح این حقایق و تسبیحات را دارد.
  • قدرت کلام حق: زمانی که کلام الهی (یا کلام پیر و مرشد که از حق سرچشمه می‌گیرد) و “درس نظر” (بصیرت) بیان می‌شود، حتی جمادات (سنگ) خشوع می‌کنند و آسمان به طلب می‌آید و فیوضات الهی سرازیر می‌شود.
  • فنای در حق: با جلوه و کلام معشوق، عاشق از خود بی‌خود شده و در او فانی می‌شود، به طوری که دیگر از وجود مجازی خود بی‌خبر می‌گردد.
  • هر جزء هستی، بیانگر عشق: هر کدام از اعضای وجود (جان، سر، جگر) و هر پدیده‌ای در هستی (طوطی، گل، سرو) به نوعی خاص از عشق و حقیقت سخن می‌گویند.
  • تأثیر نسیم سحری (فیض معشوق): معشوق با کلام و فیض خود، جان‌ها را آماده‌ی دریافت و تجلی می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: