تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 139 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 139 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 139 دیوان شمس مولانا

رنج تن دور از تو ای تو راحت جان‌های ما

چشم بد دور از تو ای تو دیده بینای ما

صحت تو صحت جان و جهانست ای قمر

صحت جسم تو بادا ای قمرسیمای ما

عافیت بادا تنت را ای تن تو جان‌صفت

کم مبادا سایه لطف تو از بالای ما

گلشن رخسار تو سرسبز بادا تا ابد

کان چراگاه دلست و سبزه و صحرای ما

رنج تو بر جان ما بادا مبادا بر تنت

تا بوَد آن رنج همچون عقلِ جان‌آرای ما

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۳۹ دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۱۳۹ از دیوان شمس مولانا با مطلع «رنج تن دور از تو ای تو راحت جان‌های ما / چشم بد دور از تو ای تو دیده بینای ما»، غزلی است سرشار از ارادت و ستایش نسبت به معشوق الهی (یا پیر کامل) که مولانا او را منبع آسایش جان و بینایی حقیقی می‌داند و برای سلامت و بقای او دعا می‌کند، حتی به بهای تحمل رنج به جای او.

مولانا در این غزل، آسایش جان خود و دیگر عاشقان را در گرو سلامت و راحتی معشوق می‌بیند: «رنج تن دور از تو ای تو راحت جان‌های ما / چشم بد دور از تو ای تو دیده بینای ما». او آرزو می‌کند که رنج از تن معشوق دور باشد، چرا که او خود منبع آسایش جان‌هاست. همچنین از چشم زخم (چشم بد) به او پناه می‌برد، زیرا او “دیده بینای ما” (منبع بصیرت و بینش ما) است.

سلامت معشوق را به سلامت جان و جهان گره می‌زند: «صحت تو صحت جان و جهانست ای قمر / صحت جسم تو بادا ای قمرسیمای ما». سلامت و نیکویی تو، مایه سلامت و نیکویی جان‌ها و تمام عالم است. ای ماه (معشوق زیبا)، آرزومندیم که جسم تو همواره سلامت باشد، ای کسی که چهره‌ای ماه مانند داری.

آرزوی دوام سایه لطف معشوق را دارد: «عافیت بادا تنت را ای تن تو جان‌صفت / کم مبادا سایه لطف تو از بالای ما». تن تو که مانند جان لطیف و ارزشمند است، همواره در عافیت و سلامت باد. و سایه لطف و عنایت تو هرگز از سر ما کم مباد.

جمال معشوق، چراگاه و آسایشگاه دل است: «گلشن رخسار تو سرسبز بادا تا ابد / کان چراگاه دلست و سبزه و صحرای ما». گلستان روی تو (جمال معشوق) همواره سرسبز و باطراوت باد، چرا که آن خود چراگاه دل ما، و سبزه و صحرای وجود ماست. دل عاشق تنها از جمال معشوق تغذیه کرده و آرام می‌یابد.

در بیتی اوج فداکاری عاشق را بیان می‌کند: «رنج تو بر جان ما بادا مبادا بر تنت / تا بود آن رنج همچون عقلِ جان‌آرای ما». آرزومندم که رنج و سختی‌های تو بر جان ما قرار گیرد، اما بر بدن تو نباشد. تا این رنج (که در راه تو تحمل می‌شود)، مانند “عقل جان‌آرا” (عقلی که مایه زیبایی و کمال جان است) در وجود ما ارزشمند و والا باشد. این بیانگر تبدیل رنج در راه عشق به مرتبه‌ای از حکمت و زیبایی درونی است.

به طور کلی، غزل ۱۳۹ مولانا غزلی است در ستایش و دعا برای سلامت و بقای معشوق الهی، با بیان اینکه تمام خوبی‌ها، آسایش جان، بینایی حقیقی، سلامت عالم، شادی، و آرامش وابسته به وجود اوست. مولانا در این غزل، با زبانی لطیف و پر احساس، نهایت ارادت و فداکاری عاشق را در برابر معشوق به تصویر کشیده و رنج در راه او را نه تنها ناگوار ندانسته، بلکه آن را هم‌ردیف با ارزش‌ترین کمالات انسانی قرار داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: