مطالب پیشنهادی![]()
ایا سر کرده از جانم! تو را خانه کجا باشد؟
الا ای ماه تابانم! تو را خانه کجا باشد؟
الا ای قادر قاهر! ز تن پنهان به دل ظاهر
زهی پیدای پنهانم تو را خانه کجا باشد؟
تو گویی خانهٔ خاقان بود دلهای مشتاقان
مرا دل نیست ای جانم! تو را خانه کجا باشد؟
بود مه سایه را دایه به مه چون میرسد سایه
بگو «ای مه! نمیدانم تو را خانه کجا باشد»
نشان ماه میدیدم به صد خانه بگردیدم
از این تفتیش برهانم تو را خانه کجا باشد؟
غزل ۵۷۵ مولانا، غزلی کوتاه اما بسیار عمیق است که به پرسش از جایگاه معشوق ازلی و ابدی (خداوند یا حقیقت مطلق) میپردازد. مولانا در این غزل، با وجود اینکه میداند معشوق در همه جا حاضر است، اما با لحنی پرسشگرانه و سراسر حیرت، به پنهانی آشکار او اشاره میکند. این غزل بر وحدت وجود و حضور پنهان و آشکار حق در دل و عالم تأکید دارد.
محور اصلی این غزل، پرسشهای بیقرارانه عاشق از مکان معشوق ازلی و ابدی، با وجود آگاهی از حضور همهجانبه و پنهانی آشکار او.
مولانا غزل را با سؤالی مکرر از معشوق آغاز میکند: “ایا سر کرده از جانم! تو را خانه کجا باشد؟ الا ای ماه تابانم! تو را خانه کجا باشد؟” “ای سر کردهی جانم (ای سرور و فرمانروای روح من)! خانه تو کجاست؟” “ای ماه تابانم (ای معشوق نورانی و درخشان من)! خانه تو کجاست؟” این تکرار سؤال، شوق بیحد عاشق برای یافتن معشوق و درک حضور او را نشان میدهد. معشوق نه تنها بر ظاهر، بلکه بر باطن و جان عاشق نیز سلطه دارد.
“الا ای قادر قاهر! ز تن پنهان به دل ظاهر زهی پیدای پنهانم تو را خانه کجا باشد؟” “ای قادر قاهر (ای خدای توانا و غالب)! تو از جسم پنهانی، اما در دل آشکاری.” این تناقض “زهی پیدای پنهانم” (چه شگفتا که تو هم آشکاری و هم پنهان) را به دنبال دارد. با این وجود، مولانا باز میپرسد: “تو را خانه کجا باشد؟” این بیت به حضور پنهان و آشکار حق (وحدت وجود) اشاره دارد؛ اینکه خداوند در عین حضور در همه چیز، از دید ظاهر پنهان است اما در باطن و دل عارفان ظاهر میشود.
“تو گویی خانهٔ خاقان بود دلهای مشتاقان مرا دل نیست ای جانم! تو را خانه کجا باشد؟” “تو (معشوق) خود میگویی که خانه پادشاه (خاقان)، دلهای مشتاقان (عاشقان) است.” (یعنی تو در دل عاشقان جای داری). اما (مولانا در اوج فنای خود) میگوید: “مرا دل نیست ای جانم!” (من دلی ندارم، زیرا دل من در تو فانی شده یا از خودی خالی گشته است). پس با این وصف، “تو را خانه کجا باشد؟” این بیت به فنای کامل عاشق در معشوق و از خود بیخود شدن او اشاره دارد، به طوری که حتی خانه (دل) خود را نیز ندارد. در این صورت، معشوق در کجا میتواند منزل کند؟
“بود مه سایه را دایه به مه چون میرسد سایه بگو «ای مه! نمیدانم تو را خانه کجا باشد»” “ماه، دایهی سایه (نگهدارنده و پرورشدهندهی سایه) است” (به این معنا که وجود ماه باعث ایجاد سایه میشود). “هنگامی که سایه به ماه میرسد” (یعنی هرچه به اصل و منشأ نزدیکتر شویم، سایه وجودی ما کمرنگتر میشود یا وقتی وجود مجازی به حقیقت وصل میشود). در این حالت، (مولانا از ماه -معشوق- میپرسد:) “بگو «ای مه! نمیدانم تو را خانه کجا باشد»”. این بیت به تناقض حضور سایه و اصل (مجاز و حقیقت) اشاره دارد. سایه برای درک وجود به ماه نیاز دارد، اما ماه خود مکانی ندارد. این سؤال، نشانهی حیرت از عدم تعین و بیمکانی معشوق است.
“نشان ماه میدیدم به صد خانه بگردیدم از این تفتیش برهانم تو را خانه کجا باشد؟” “من نشان ماه (معشوق) را میدیدم” (جلوههای او را در عالم مییافتم) و “به صد خانه (خانههای مختلف، یا مظاهر گوناگون هستی) گشتم” (به دنبال او گشتم). (اکنون از تو میخواهم که) “مرا از این تفتیش (جستجو و کنجکاوی) رها کن” (زیرا هرچه میگردم، نمییابم). پس “تو را خانه کجا باشد؟” این بیت به جستجوی بیحاصل در مظاهر دنیوی برای یافتن حقیقت مطلق، و در نهایت رسیدن به حیرت و ناتوانی در یافتن مکان فیزیکی برای معشوق بیمکان اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر