تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1416

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1416

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1416

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۴۱۶

ترش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیده‌ستم
ز افسون‌هاش مجنونم ز افسان‌هاش سرمستم

بتان بس دیده‌ام جانا ولیکن نی چنین زیبا
توی پیوندم و خویشم کنون در خویش درجستم

همه شب از پریشانی چنان بودم که می دانی
ولیک این دم ز حیرانی کریما از دگر دستم

از این حالت که دل دارد بگیر و برجهان او را
که من خاکی ز سعی تو ز روی خاک برجستم

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۴۱۶ دیوان شمس مولانا

 

این غزل مولانا، بیانگر مستی و جنون عاشق از جمال و ناز معشوق الهی است. مولانا بر بی‌همتایی زیبایی و تأثیر عمیق معشوق تأکید می‌کند و حالت دگرگون‌شده‌ی خود را در پرتو این عشق به تصویر می‌کشد. غزل سرشار از حیرت و شکرگزاری از تحول وجودی است که تنها با لطف و عنایت معشوق ممکن شده است.

 

شیرینی قهر و مستی عشق (بیت ۱)

 

غزل با بیان شگفتی عاشق از ناز معشوق آغاز می‌شود: “ترش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیده‌ستم / ز افسون‌هاش مجنونم ز افسان‌هاش سرمستم“. تاکنون چهره‌ی ترش و خشمگینی را به این شیرینی ندیده‌ام. از افسون‌ها (جلوه‌گری‌ها و جذبه‌های) او (معشوق) مجنون و بی‌خودم و از افسانه‌ها (سخنان و روایات) او سرمست هستم. (اشاره به جذابیت و تأثیرگذاری حتی در حال قهر).

 

بی‌همتایی معشوق و غواصی در خویش (بیت ۲)

 

مولانا به یگانگی معشوق و نتیجه‌ی پیوند با او اشاره می‌کند: “بتان بس دیده‌ام جانا ولیکن نی چنین زیبا / توی پیوندم و خویشم کنون در خویش درجستم“. ای جان! بتان (معشوقان ظاهری) بسیاری دیده‌ام، اما نه چنین زیبا (بی‌همتا). تو خود پیوند (وصل) و خویش (اقوام) من هستی؛ اکنون (با این پیوند) در خویش (درون خود) فرو رفتم و غواصی کردم (به کشف اسرار درونی خود پرداختم).

 

تحول از پریشانی به حیرانی (بیت ۳)

 

مولانا به دگرگونی حال خود در پرتو معشوق اشاره می‌کند: “همه شب از پریشانی چنان بودم که می دانی / ولیک این دم ز حیرانی کریما از دگر دستم“. تمام شب از پریشانی و آشفتگی (هجران) آن‌گونه بودم که تو (ای معشوق) می‌دانی. ولی در این لحظه، ای کریم! از حیرانی و سرگشتگی (در جمال تو)، از گونه‌ای دیگر هستم (حالتی متفاوت و والا دارم).

 

برخاستن از خاک با تلاش معشوق (بیت ۴)

 

غزل با بیان رهایی از قید مادیات به لطف معشوق پایان می‌یابد: “از این حالت که دل دارد بگیر و برجهان او را / که من خاکی ز سعی تو ز روی خاک برجستم“. (ای معشوق) این دل را که چنین حالتی دارد (پر از عشق و بی‌قراری است)، بگیر و آن را به جهان (عالم معنی) پرواز ده. زیرا من که وجودی خاکی بودم، به همت و تلاش تو (سعی تو) از روی خاک (قید مادیات) برخاستم و رها شدم.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: