مطالب پیشنهادی![]()
یا ملکالمحشر، ترحم لا ترتشی
کل سقیط ردی ترحمه تنعش
تحبس ارواحنا فی صورت صورت
فی ورق مدرک جل عن المنقش
نورک شعشاعه یخرق حجب الدجی
تمنعها غیرة عن بصر الاعمش
ضء فضاء الفلا عن درک ادراکه
تدرجه راقة فی نظر الا خفش
قارب معراجنا، فارق الیالمرتقی
حان رحیل السری فانا عن المفرش
وارکب خیل السخا، فهو حسان النهی
وادرس لوح الوفا وافهم ما یرقش
فاسرق درا اذا کنت اخی سارقا
واشرب من کاسنا معتجلا تنتشی
این غزل مولانا، خطاب به “ملک محشر” (که میتواند نمادی از خداوند، یا پیر و مراد باشد) و درخواست رحمت و رهایی از قیدهای مادی است. مولانا در این غزل، بر قدرت معشوق در زنده کردن ارواح، نورانیت بیکران او، و فراتر بودن حقیقت از درک ظاهری تأکید میکند. او به نزدیکی معراج روحانی و لزوم آمادگی برای آن اشاره دارد و در نهایت، به سخاوت و وفا دعوت میکند.
غزل با خطاب به ملک محشر و طلب رحمت آغاز میشود: “یا ملکالمحشر، ترحم لا ترتشی / کل سقیط ردی ترحمه تنعش” ای پادشاه رستاخیز (ملک المحشر)! رحم کن و رشوه مگیر (بیقید و شرط ببخش). هر افتادهی پست (سقیط ردی) را اگر رحم کنی، او را زنده میکنی و حیات میبخشی (تنعش).
“تحبس ارواحنا فی صورت صورت / فی ورق مدرک جل عن المنقش” (تو ای معشوق) ارواح ما را در صورتها (و قالبهای مادی) زندانی میکنی، در کاغذی که (خودش) درک میکند (مدرِک)، و برتر از آن است که نقشی بر آن زده شود (منقَّش). (اشاره به لطافت و آگاهی روح که در قید صورت مادی است).
مولانا به نورانیت معشوق و عدم درک آن توسط چشمان ظاهری اشاره میکند: “نورک شعشاعه یخرق حجب الدجی / تمنعها غیرة عن بصر الاعمش” نور تو، شعاع درخشانش، حجابهای تاریکی (دجی) را میشکافد، (اما) غیرت (الهی) آن را از دیدهی چشمنابینا (اعمش) منع میکند (که هرکسی قادر به دیدن آن نیست).
“ضء فضاء الفلا عن درک ادراکه / تدرجه راقة فی نظر الا خفش” نور (تو) فضای بیابان (هستی) را از درک و فهم آن روشن میکند، (اما) آن (نور)، به ظرافت (رقة) در چشم کسی که بینایی ضعیف دارد (اخفش) وارد میشود (که او هم آن را نمیبیند). (تأکید بر لطافت و پنهانی نور حق از دیدگان ظاهری).
مولانا به لزوم آماده شدن برای سفر معنوی و بهرهگیری از سخاوت اشاره میکند: “قارب معراجنا، فارق الیالمرتقی / حان رحیل السری فانا عن المفرش” معراج ما نزدیک شد، پس به سوی جایگاه بلند (مرتقی) بالا برو، وقت کوچ شبانه (رحیل السری) فرا رسید، پس من از بستر (مفرش) برخیزم (آماده سفر معنوی شوم).
“وارکب خیل السخا، فهو حسان النهی / وادرس لوح الوفا وافهم ما یرقش” و بر اسب سخاوت سوار شو، چرا که او (سخاوت) مایه نیکی و خردمندی (حسّان النُهَی) است، و لوح وفا را مطالعه کن و آنچه (بر آن) نقش بسته است (یرقش) را بفهم.
غزل با دعوت به دستیابی به گوهرهای حق و نوشیدن بادهی عشق پایان مییابد: “فاسرق درا اذا کنت اخی سارقا / واشرب من کاسنا معتجلا تنتشی” پس درّ (حقیقت) را بدزد، اگر برادر دزد (سالک راه حق) هستی، و از جام ما با شتاب بنوش تا مست شوی. (دعوت به دزدی معنوی و ربودن حقایق الهی و نوشیدن بادهی عرفان).
این غزل با زبانی سرشار از رمز و کنایه، به سفر روحانی، رهایی از تعلقات مادی، و دستیابی به حقایق والا از طریق عشق و سخاوت میپردازد. مولانا مخاطب را به هوشیاری و طلب حقیقی برای درک نور معشوق دعوت میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر