تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1302

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1302

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1302

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۳۰۲

ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف
چون شتران رو به رو پوز نهاده در علف

هر طرفی همی‌رسد مست و خراب جوق جوق
چون شتران مست لب سست فکنده کرده کف

خوش بخورید کاشتران ره نبرند سوی ما
زانک بوادی اندرند ما سر کوه بر شرف

گرچه درازگردن‌اند تا سر کوه کی رسند
ورچه که عف عفی کنند غم نخوریم ما ز عف

بحر اگر شود جهان کشتی نوح اندریم
کشتی نوح کی بود سخره آفت و تلف

جمله جهان پرست غم در پی منصب و درم
ما خوش و نوش و محترم مست خرف در این کنف

کان زمردیم ما آفت چشم مار غم
آنک اسیر غم بود حصه اوست وااسف

مطرب عارفان بیا مست شدند عارفان
زود بگو رباعیی پیش درآ بگیر دف

باد به بیشه درفکن بر سر هر درخت زن
تا که شوند سرفشان شاخ درخت صف به صف

ابله اگر زنخ زند تو ره عشق گم مکن
عشق حیات جان بود مرده بود دگر حرف

چون غزلی به سر بری مدحت شمس دین بگو
از تبریز یاد کن کوری خصم ناخلف

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۳۰۲ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانگر شادمانی و بی‌قیدی عاشقان حقیقی است که در خلوت خود، فارغ از دغدغه‌های مادی دنیاپرستان، غرق در عشق الهی‌اند. مولانا با استفاده از تصاویر شتران برای دنیاپرستان و مقام بلند کوه برای عاشقان، برتری و مصونیت اهل عشق را از آلام دنیوی نشان می‌دهد. او بر قدرت حیات‌بخش عشق تأکید کرده و در نهایت، به ستایش شمس تبریزی می‌پردازد.

مستی خلوتی و دنیاپرستی (بیت ۱ و ۲)

غزل با تصویری از جمع شدن عاشقان آغاز می‌شود: “ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف / چون شتران رو به رو پوز نهاده در علف“. ما دو سه مست خلوتی (عاشقانی که در خلوت خود غرق در مستی عشق الهی‌اند) در این سو (عالم معنا) گرد هم آمده‌ایم. (در مقابل، دنیاپرستان) مانند شترانی هستند که رو در روی یکدیگر، پوز خود را در علف (دنیا و مادیات) فرو برده‌اند و فقط به جمع‌آوری مشغولند.

هر طرفی همی‌رسد مست و خراب جوق جوق / چون شتران مست لب سست فکنده کرده کف“. از هر سو و از هر جهت، جمعیت‌های زیادی (جوق جوق) مست و خراب (سرمست و از خود بیخود) از دنیاپرستی می‌رسند. آن‌ها مانند شترانی هستند که از شدت مستی و حرص، لب‌هایشان را آویزان کرده و کف بر لب آورده‌اند.

بلندی مقام عاشقان (بیت ۳ و ۴)

مولانا به جایگاه والای عاشقان اشاره می‌کند: “خوش بخورید کاشتران ره نبرند سوی ما / زانک بوادی اندرند ما سر کوه بر شرف“. (ای اهل دنیا) به خوشی بخورید و بنوشید (و در پی دنیا باشید)، زیرا شتران (دنیاپرستان) نمی‌توانند به سوی ما (عاشقان) راه یابند. این به آن دلیل است که آن‌ها در وادی (دره‌ای پست و پایین) قرار دارند، اما ما بر سر کوه شرف و بلندی (در مقامی والای معنوی) هستیم.

گرچه درازگردن‌اند تا سر کوه کی رسند / ورچه که عف عفی کنند غم نخوریم ما ز عف“. اگرچه آن‌ها درازگردن‌اند (گردن‌کشی می‌کنند و متکبرند یا به ظاهر مقام بلند دارند)، اما چگونه می‌توانند به سر کوه (مقام ما) برسند؟ و حتی اگر “عف عف” (ناله و اعتراض، یا سروصدا و آزار) کنند، ما از این “عف” (آزار و سروصدا) غم نمی‌خوریم.

مصونیت در عشق و گنج زمرد (بیت ۵ و ۶)

مولانا به مصونیت عاشقان در برابر بلایا اشاره می‌کند: “بحر اگر شود جهان کشتی نوح اندریم / کشتی نوح کی بود سخره آفت و تلف“. حتی اگر تمام جهان به دریا (دریای بلا و فتنه) تبدیل شود، ما درون کشتی نوح (کشتی نجات عشق الهی) هستیم. و کشتی نوح (یعنی عاشقان) چگونه می‌تواند اسیر آفت و نابودی (تلف) شود؟ (عشق حافظ و نجات‌بخش است).

کان زمردیم ما آفت چشم مار غم / آنک اسیر غم بود حصه اوست وااسف“. ما معدن زمرد (نماد پاکی، ارزش و دفع بلا) هستیم، و آفت چشم مار غم (زیرا زمرد برای مار سمی و کشنده است؛ یعنی غم از ما دور می‌شود). کسی که اسیر غم باشد، نصیب او افسوس و حسرت (وااسف) است.

دعوت به سماع و حیات‌بخشی عشق (بیت ۷ تا ۹)

مولانا به حال عارفان و دعوت به سماع اشاره می‌کند: “جمله جهان پرست غم در پی منصب و درم / ما خوش و نوش و محترم مست خرف در این کنف“. تمام جهان پر از غم و اندوه است و در پی منصب و درهم (جاه و مال دنیا) هستند. اما ما (عاشقان) خوش و سرمست (خوش‌نوش) و محترم (والا مقام)، مست و بی‌خود (مست خرف) در این کنف (مکان امن و پناه) هستیم.

مطرب عارفان بیا مست شدند عارفان / زود بگو رباعیی پیش درآ بگیر دف“. ای مطرب عارفان (کسی که با کلام خود معرفت می‌بخشد و شور می‌آفریند)، بیا. عارفان مست (از باده الهی) شده‌اند. سریع رباعیی (شعری شورانگیز) بگو، وارد شو و دف (ابزار شور و حال) را به دست بگیر.

باد به بیشه درفکن بر سر هر درخت زن / تا که شوند سرفشان شاخ درخت صف به صف“. (ای مطرب یا ای نسیم الهی) باد (دم الهی) را به بیشه (جان‌ها) درافکن. بر سر هر درختی (جان هر انسانی) بزن. تا شاخه‌های درختان، صف به صف، سرهایشان را بفشانند (به رقص درآیند و شاد شوند).

راه عشق و مدح شمس تبریزی (بیت ۱۰ و ۱۱)

مولانا به اهمیت راه عشق اشاره می‌کند: “ابله اگر زنخ زند تو ره عشق گم مکن / عشق حیات جان بود مرده بود دگر حرف“. اگر ابلهان (جاهلان) زنخ (سخن بی‌مورد و بیهوده) بزنند و ایراد بگیرند، تو راه عشق را گم مکن. عشق، حیات و زندگی جان است. هر سخن دیگری (جز عشق) مرده و بی‌جان است.

غزل با مدح شمس تبریزی به پایان می‌رسد: “چون غزلی به سر بری مدحت شمس دین بگو / از تبریز یاد کن کوری خصم ناخلف“. هنگامی که غزلی را به پایان رساندی، مدح و ستایش شمس‌الدین (شمس تبریزی) را بگو. و از تبریز (محل حضور شمس) یاد کن، تا دشمن ناخلف (بدخلق و ناسازگار) کور (ناامید و ناتوان) شود.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: