مطالب پیشنهادی![]()
پیش کش آن شاه شکرخانه را
آن گهر روشن دردانه را
آن شه فرخرخ بیمثل را
آن مه دریادل جانانه را
روح دهد مرده پوسیده را
مِهر دهد سینه بیگانه را
دامن هر خار پر از گل کند
عقل دهد کله دیوانه را
در خرد طفل دوروزه نهد
آنچ نباشد دل فرزانه را
طفل کی باشد تو مگر منکری
عربده استن حنانه را
مست شوی و شه مستان شوی
چونک بگرداند پیمانه را
بیخودم و مست و پراکنده مغز
ور نه نکو گویم افسانه را
با همه بشنو که بباید شنود
قصه شیرین غریبانه را
بشکند آن روی دل ماه را
بشکند آن زلف دو صد شانه را
قصه آن چشم کی یارد گزارد
ساحر ساحرکش فتانه را
بیند چشمش که چه خواهد شدن
تا ابد او بیند پیشانه را
راز مگو رو عجمی ساز خویش
یاد کن آن خواجه علیانه را
غزل شماره ۲۵۹ از دیوان شمس مولانا با دستوری به تقدیم و عرضه داشتن به محضر وجودی سرشار از لطف و شیرینی آغاز میشود: «پیش کش آن شاه شکرخانه را / آن گهر روشن دردانه را». شاعر خطاب به سالک یا شاید به خود میگوید: “پیشکش کن و تقدیم نما به آن پادشاهی که گویی خانهی او از شکر است”. “شاه شکرخانه” استعارهای است برای معشوق الهی، یا پیر کامل (شمس تبریزی)، که سرچشمهی تمام شیرینیها، لذتهای روحانی، و فیوضات است. این وجود، بینهایت بخشنده و سرشار از لطف است. “او را که آن گوهر روشن و یگانهی بیهمتاست، پیشکش کن”. این شاه شکرخانه، خود گوهری است بینهایت ارزشمند و درخشنده که در میان تمام موجودات یگانه است. این آغاز، بیانگر مقام والای معشوق به عنوان منبع اصلی شیرینی هستی و گوهری بیبدیل و دعوت به تقدیم و تسلیم در برابر اوست.
«آن شه فرخ\u200cرخ بی\u200cمثل را / آن مه دریا\u200cدل جانانه را». توصیف معشوق بیهمتا و دریادل: “(پیشکش کن به) آن پادشاهی که چهرهای مبارک و بینظیر دارد”. جمال معشوق الهی یا پیر، سرچشمهی برکت و فرخندگی است و هیچ مانندی ندارد. “(پیشکش کن به) آن ماهی (معشوق) که دلی به وسعت دریا و جانی پر از عشق دارد”. معشوق، هم زیبایی خیرهکننده (مانند ماه) دارد و هم وسعت لطف و عشق (مانند دریا) که جانها را مجذوب خود میکند. این بیت، بیانگر جمال بینظیر و وسعت لطف و عشق معشوق است که مایهی جذب و شیفتگی جانهاست.
«روح دهد مرده پوسیده را / مِهر دهد سینه بیگانه را». احیای مردگان و جذب بیگانگان با لطف معشوق: “(این شاه شکرخانه) به مردهی پوسیده (وجودهای بیجان و پژمرده، دلهای مرده از غفلت) روح و حیات میبخشد”. نفس مسیحایی و لطف الهی، جانهای مرده را زنده میکند. “(و) به سینهی بیگانه (دلهای ناآشنا با عشق، قلبهای قسی) مهر و محبت عطا میکند”. عشق و لطف او، حتی قلبهای سخت و ناآشنا را نیز نرم کرده و در خود جذب میکند. این بیت، بیانگر قدرت حیاتبخشی عشق الهی و توانایی آن در جذب و نرم کردن دلهای قسی و بیگانه است.
«دامن هر خار پر از گل کند / عقل دهد کله دیوانه را». تبدیل ناممکن به ممکن و بخشیدن حکمت به بیخردان: “(این شاه شکرخانه) دامن هر خار (وجودهای کمارزش، صفات ناپسند) را پر از گل (ارزش، صفات نیکو) میکند”. باطنهای ناچیز و حتی آلوده را به گلستان تبدیل میکند. “(و) به کلهی دیوانه (شخص بیعقل، سالک مستغرق در عشق که در نظر عاقلان دیوانه است) عقل (حکمت، معرفت حقیقی) میبخشد”. مستی عشق، عقل جزئی را زایل میکند، اما در عوض حکمت و بینش عمیقتری عطا مینماید. این بیت، بیانگر قدرت دگرگونکنندهی عشق الهی در تبدیل پستی به بلندی و اعطای حکمتی فراتر از عقل جزئی است.
«در خرد طفل دو\u200cروزه نهد / آنچ نباشد دل فرزانه را». قرار دادن حکمت در فطرت پاک و برتری آن بر عقل فرزانه: “(این شاه شکرخانه) در خرد طفل دو روزه (نمادی از فطرت پاک و دستنخورده) چیزی را قرار میدهد”. حکمتی درونی و نهفته در فطرت. “که در دل شخص فرزانه (عاقل، دانا به علوم ظاهری) نیست”. این حکمت فطری، برتر از دانش اکتسابی و عقل معاش است. این بیت، بیانگر حکمت و دانشی است که در فطرت اولیه نهاده شده و از دانش ظاهری برتر است.
«طفل کی باشد تو مگر منکری / عربده استن حنانه را». اشاره به معجزهی پیامبر و نالهی ستون: “طفل کی باشد؟ آیا تو عربده (ناله و اشتیاق شدید) ستون حنانه را انکار میکنی؟”. اشاره به داستانی که ستونی در مسجد پیامبر از دوری او ناله کرد. این داستان نمادی از عشق و اشتیاق حتی در موجودات بیجان است. شاعر با این مثال، وجود عشق و آگاهی در مراتب پایینتر هستی را یادآوری میکند. این بیت، با اشاره به معجزهای، وجود عشق و اشتیاق را در تمام مراتب هستی، حتی در جمادات، بیان میکند.
«مست شوی و شه مستان شوی / چونک بگرداند پیمانه را». سیر در مراتب مستی و رسیدن به اوج با بادهی عشق: “(با نوشیدن از بادهی عشق) مست میشوی”. وارد عالم بیخودی و وجد میگردی. “و پادشاه مستان میشوی”. به اوج مستی و غلبهی حال روحانی میرسی. “هنگامی که او (ساقی حقیقت) پیمانهی باده را بگرداند”. با بخشش فیض الهی. این بیت، بیانگر مراتب مستی در سلوک و رسیدن به اوج بیخودی با دریافت بادهی عشق از ساقی ازلی است.
«بی\u200cخودم و مست و پراکنده مغز / ور نه نکو گویم افسانه را». بیان حال بیخودی و ناتوانی در سخن گفتن عادی: “من (شاعر) از خود بیخود و مست و آشفتهام”. در اثر مستی عشق، حالت عادی خود را از دست دادهام. “وگرنه افسانهها و سخنان معمولی را به خوبی بیان میکردم”. اگر در این حال مستی نبودم، مانند دیگران سخنوری میکردم. این بیت، بیانگر حال بیخودی شاعر در اثر مستی عشق و تفاوت کلام او با سخنان عادی است.
«با همه بشنو که بباید شنود / قصه شیرین غریبانه را». دعوت به شنیدن داستان عشق: “با تمام وجود و دقت بشنو”. به این سخن با گوش دل گوش بسپار. “زیرا که باید شنید”. این سخن شایستهی شنیدن و درک است. “آن داستان شیرین و غریب را”. داستان عشق الهی که هم شیرین و دلنشین است و هم در نظر ناآشنایان عجیب و غریب. این بیت، دعوت به توجه عمیق به اسرار و حکایات عشق الهی و درک زیبایی و غرابت آن است.
«بشکند آن روی دل ماه را / بشکند آن زلف دو صد شانه را». غلبهی جمال و پریشانی بر نظم ظاهری: “آن چهره (روی معشوق) دل ماه را میشکند”. زیبایی معشوق چنان خیرهکننده است که زیبایی ماه در برابر آن ناچیز و شکسته میشود. “آن زلف (تجلیات پیچیدهی معشوق) صدها شانه (نماد نظم، عقل) را میشکند”. پریشانی و پیچیدگی تجلیات معشوق، عقل و نظم ظاهری را بر هم میزند و موجب حیرت میشود. این بیت، بیانگر غلبهی زیبایی معشوق بر هر زیبایی و بر هم خوردن نظم ظاهری و قواعد عقلی در برابر تجلی او است.
«قصه آن چشم کی یارد گزارد / ساحر ساحرکش فتانه را». ناتوانی در بیان حال چشم معشوق: “چه کسی جرأت (یارد) دارد که داستان آن چشم (چشم معشوق، نماد نگاه پرفیض و تأثیرگذار) را بیان کند؟”. تأثیر نگاه معشوق قابل وصف نیست. “(چشم) ساحر (جادوگر، فریبنده) که ساحران را نیز میکشد و خود نهایت فتنه و دلربایی است”. نگاه معشوق آنچنان فریبنده و تأثیرگذار است که هر کسی را مغلوب خود میکند، حتی کسانی که خود اهل فریبند. این بیت، بیانگر تأثیر بیاندازه و غیرقابل وصف نگاه معشوق بر جانها و غلبهی آن بر هر نیرویی است.
«بیند چشمش که چه خواهد شدن / تا ابد او بیند پیشانه را». بینایی چشم باطن و درک ازل و ابد: “چشم (باطن) او (سالک بینا شده) میبیند که چه خواهد شد”. به بصیرت نسبت به آینده و عواقب امور دست مییابد. “تا ابد او ازل (پیشانه) را میبیند”. چشم باطن، محدود به زمان حال نیست و از ازل تا ابد را مشاهده میکند. این بیت، بیانگر بصیرت و بینش عمیقی است که با دیدهی باطن حاصل میشود و محدودیت زمان را در مینوردد.
«راز مگو رو عجمی ساز خویش / یاد کن آن خواجه علیانه را». پنهان داشتن راز و یاد پیر: “راز (اسرار عشق و معرفت) را مگو”. اسرار را فاش مکن. “خود را عجمی (بیزبان، نادان در ظاهر) ساز”. تظاهر به نادانی کن و خاموش باش. “آن خواجهی علیگونه (شمس تبریزی) را یاد کن”. به پیر کامل خود (که مظهر علم و معرفت علوی است) متوسل شو و از او یاری بجوی. این بیت، بیانگر لزوم پنهان داشتن اسرار عرفانی و فروتنی در برابر حقیقت و همچنین اهمیت توسل و یاد پیر در این مسیر است. غزل با اشاره به شمس تبریزی پایان مییابد.
غزل ۲۵۹ مولانا، غزلی است در بیان عظمت و بخشندگی معشوق الهی (یا پیر کامل) که همچون شاهی در شکرخانه، منبع شیرینی هستی و گوهر یگانهی عالم است. پیام اصلی غزل، دعوت به تقدیم و تسلیم در برابر این وجود بیهمتاست که با لطف خود، جانهای مرده را زنده میکند، بیگانگان را جذب میکند، پستی را به بلندی تبدیل میکند، و به بیخردان حکمت میبخشد. حکمت الهی در فطرت نهاده شده و از دانش ظاهری برتر است و عشق حتی در موجودات بیجان نیز وجود دارد. با نوشیدن بادهی عشق، سالک به اوج مستی میرسد و در این حال، کلام او از عالم بیخودی جاری میشود. داستان عشق، شیرین و در عین حال غریب است و باید با گوش جان آن را شنید. زیبایی معشوق بر هر زیبایی غلبه میکند و تجلی او نظم ظاهری را بر هم میزند. نگاه معشوق آنچنان تأثیرگذار است که قابل وصف نیست و چشم باطن با دیدن آن، بصیرتی فراتر از زمان مییابد. در نهایت، سالک باید اسرار را پنهان دارد، فروتنی پیشه کند، و از پیر و هادی روحانی (شمس تبریزی) یاری جوید. غزل بر مقام والای معشوق، شیرینی هستی، بخشندگی الهی، احیای جان، جذب بیگانگان، تبدیل پستی، اعطای حکمت، حکمت فطری، وجود عشق در هستی، مراتب مستی، بیخودی، بیان عرفانی، زیبایی معشوق، ناتوانی در وصف نگاه، بصیرت باطن، پنهان داشتن اسرار، فروتنی، و نقش پیر تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر