مطالب پیشنهادی![]()
چو درد گیرد دندان تو عدو گردد
زبان تو به طبیبی بگرد او گردد
یکی کدو ز کدوها اگر شکست آرد
شکسته بند همه گرد آن کدو گردد
ز صد سبو چو سبوی سبوگری برد آب
همیشه خاطر او گرد آن سبو گردد
شکستگان تویم ای حبیب و نیست عجب
تو پادشاهی و لطف تو بنده جو گردد
به قند لطف تو کاین لطفها غلام ویند
که زهر از او چو شکر خوب و خوب خو گردد
اگر حلاوت لاحول تو به دیو رسد
فرشته خو شود آن دیو و ماه رو گردد
عنایتت گنهی را نظر کند به رضا
چو طاعت آن گنه از دل گناه شو گردد
پلید پاک شود مرده زنده مار عصا
چو خون که در تن آهوست مشک بو گردد
روندهای که سوی بیسوییش ره دادی
کجا چو خاطر گمراه سو به سو گردد
تو جان جان جهانی و نام تو عشق است
هر آنک از تو پری یافت بر علو گردد
خمش که هر کی دهانش ز عشق شیرین شد
روا نباشد کو گرد گفت و گو گردد
خموش باش که آن کس که بحر جانان دید
نشاید و نتواند که گرد جو گردد
غزل ۹۰۸ مولانا، غزلی سرشار از توصیف قدرت، لطف و اثرات شگفتانگیز عشق و عنایت الهی است. مولانا در این غزل، با مثالهای ملموس و تمثیلات زیبا، نشان میدهد که چگونه توجه و عنایت معشوق (خداوند) میتواند هر نقص و زشتی را به کمال و زیبایی تبدیل کند، و چگونه حتی پلیدیها نیز با نگاه لطف او دگرگون میشوند. این غزل به فراگیری عشق الهی و تأثیر آن بر تمامی موجودات اشاره دارد و در نهایت، به لزوم سکوت در برابر عظمت این عشق تأکید میکند.
مولانا غزل را با مثالهایی از توجه به نقص و نیاز آغاز میکند:
چو درد گیرد دندان تو عدو گردد زبان تو به طبیبی بگرد او گردد
«هنگامی که دندان تو درد بگیرد، (درد) دشمن تو میشود،» «(اما) زبان تو (برای درمان) به دنبال طبیب (درمانکننده) آن میگردد (و به آن توجه میکند).» این بیت، نشاندهنده توجه به نقطه درد و نقص و تلاش برای درمان آن؛ مانند توجه زبان به دندان درد.
یکی کدو ز کدوها اگر شکست آرد شکسته بند همه گرد آن کدو گردد
«اگر یکی از کدوها (در میان تعداد زیاد کدو)، شکستگیای پیدا کند،» «شکستهبند (برای ترمیم) همگی اطراف آن کدو جمع میشوند (و به آن توجه میکنند).» این بیت، بیانگر توجه ویژه به نقص و شکستگی؛ هر شکستگیای جلب توجه میکند و نیازمند ترمیم است.
ز صد سبو چو سبوی سبوگری برد آب همیشه خاطر او گرد آن سبو گردد
«از میان صد کوزه (سبو)، هنگامی که کوزهی کوزهگری آب (و مایع حیات) را (به خوبی) حمل کند (و بشکند)،» «همیشه فکر و خاطر او (کوزهگر) گرد آن کوزه (شکسته) میگردد (و نگران آن است).» این بیت، تأکید بر اهمیت ظروف حامل حیات و توجه ویژه سازنده به آنها، حتی اگر بشکنند. (همچنین میتواند اشاره به این باشد که کوزهی خالیِ تنها، از میان صد کوزه، بیشتر جلب توجه میکند.)
مولانا به لطف معشوق و قدرت دگرگونساز آن میپردازد:
شکستگان تویم ای حبیب و نیست عجب تو پادشاهی و لطف تو بنده جو گردد
«ای حبیب (معشوق/محبوب)! ما شکستگان (دلشکسته و نیازمند) تو هستیم و این (توجه تو به ما) عجیب نیست،» «(زیرا) تو پادشاهی و لطف و کرم تو جویندهی بنده (نیازمندان) است (همواره بندگان را میجوید).» این بیت، بیانگر شکسته بودن عاشق و طبیعی بودن لطف معشوق؛ لطف الهی خود جویندهی نیازمندان و شکستگان است.
به قند لطف تو کاین لطفها غلام ویند که زهر از او چو شکر خوب و خوب خو گردد
«به (شیرینی) قند لطف تو (سوگند میخورم)، که این لطفها (همه) غلامان (و فرمانبردار) تو هستند،» «(به طوری) که زهر نیز از آن (لطف تو) مانند شکر خوب و خوشخو (مهربان) میشود.» این بیت، تأکید بر قدرت دگرگونساز لطف الهی؛ لطف الهی چنان قدرتمند است که حتی زهر را به شکر تبدیل میکند.
اگر حلاوت لاحول تو به دیو رسد فرشته خو شود آن دیو و ماه رو گردد
«اگر شیرینی (و تأثیر) “لاحول (و لا قوة الا بالله)” (کلام الهی و قدرت الهی) تو به دیو برسد،» «آن دیو نیز فرشتهخو (و پاکطینت) میشود و مانند ماه زیبا (ماه رو) میگردد.» این بیت، بیانگر قدرت تحولبخش کلام و قدرت الهی؛ حتی دیو نیز با این لطف به فرشته تبدیل میشود.
عنایتت گنهی را نظر کند به رضا چو طاعت آن گنه از دل گناه شو گردد
«عنایت تو (ای معشوق)، گناهی را با رضایت (و بخشش) بنگرد،» «(آن گناه چنان دگرگون میشود) که (از آن پس) آن گناه از دل مانند طاعت (پروردگار) میشود و (به جای گناه) به گناهشوی (گناه پاککن) تبدیل میگردد.» این بیت، نشاندهنده قدرت بخشش و دگرگونسازی عنایت الهی؛ عنایت الهی میتواند گناه را به واسطهای برای تقرب و حتی وسیلهای برای پاک شدن از گناهان دیگر تبدیل کند.
پلید پاک شود مرده زنده مار عصا چو خون که در تن آهوست مشک بو گردد
«پلید، پاک میشود؛ مرده، زنده؛ و مار، عصا (معجزه حضرت موسی)،» «مانند خونی که در بدن آهوست (که با گذشت زمان) خوشبوی مشک میگردد (و تبدیل به مادهای گرانبها میشود).» این بیت، بیانگر اوج قدرت معجزهآسای لطف الهی؛ هر پلیدی پاک، هر مردهای زنده میشود و هر چیزی به نیکویی دگرگون میگردد.
مولانا به سفر به سوی بینهایت و جایگاه عشق اشاره میکند:
روندهای که سوی بیسوییش ره دادی کجا چو خاطر گمراه سو به سو گردد
«سالکی (روندهای) که تو او را به سوی بیسویی (مقام لامکان و بینهایت) راه دادی،» «چگونه مانند فکر (خاطر) گمراه، از سویی به سویی دیگر (سرگردان) گردد؟ (هرگز سرگردان نمیشود).» این بیت، تأکید بر هدایت الهی و رهایی از سرگردانی؛ کسی که به بینهایت راه یافته، دیگر گمراه نمیشود.
تو جان جان جهانی و نام تو عشق است هر آنک از تو پری یافت بر علو گردد
«تو (ای معشوق) جان جان جهانی و نام تو عشق است،» «هر کسی که از تو (فیض و) بال (پر) یافت، به سوی بلندی (علو) پرواز میکند (و به مقام والا میرسد).» این بیت، بیانگر ماهیت معشوق به عنوان جان جهان و عشق؛ هر کس از او فیض گیرد، به سوی تعالی پرواز میکند.
مولانا غزل را با دعوت به سکوت در برابر عظمت عشق به پایان میرساند:
خمش که هر کی دهانش ز عشق شیرین شد روا نباشد کو گرد گفت و گو گردد
«ساکت باش (خموش)، زیرا هر کسی که دهانش از (شیرینی) عشق شیرین شد (و حلاوت آن را چشید)،» «شایسته نیست که به دنبال گفتوگو و بحثهای ظاهری بگردد (و وقت خود را صرف آن کند).» این بیت، دعوت به سکوت و پرهیز از گفتار بیهوده؛ کسی که حلاوت عشق را چشیده، نیازی به بحثهای کلامی ندارد.
خموش باش که آن کس که بحر جانان دید نشاید و نتواند که گرد جو گردد
«ساکت باش، زیرا کسی که دریای (بیکران) جانان (معشوق) را دیده است،» «شایسته نیست و نمیتواند که به دنبال جوی (آب کوچک و ناچیز) بگردد (و خود را مشغول آن کند).» این بیت، تأکید نهایی بر لزوم سکوت و پرهیز از تعلق به کثرات؛ کسی که دریای حقیقت را دیده، دیگر به جویهای کوچک دنیا التفات نمیکند.
غزل ۹۰۸ مولانا، اثری شورانگیز و متعالی در ستایش قدرت و لطف بیکران عشق الهی است. مولانا با تمثیلات روشن و پیدرپی، نشان میدهد که چگونه عنایت معشوق میتواند هر نقص، زشتی، و گناهی را به کمال، زیبایی و پاکی تبدیل کند. او نقش لطف الهی را در دگرگونی ماهیتها (مانند تبدیل زهر به شکر یا دیو به فرشته) برجسته میسازد و به قدرت عشق در رهایی از سرگردانی و رسیدن به مقام بینهایت اشاره دارد. در نهایت، مولانا با تأکید بر اینکه معشوق خود جان جهان و ماهیت عشق است، غزل را با دعوت به سکوت و پرهیز از پرداختن به کثرات دنیوی به پایان میرساند؛ زیرا کسی که دریای بیکران حقیقت را دیده، دیگر به جویهای کوچک التفات نمیکند. این غزل پیامی عمیق از رحمت واسعه الهی، قدرت دگرگونساز عشق، و لزوم فنا در برابر عظمت او را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر