تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 725 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 725 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 725 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۲۵ دیوان شمس مولانا

کس با چو تو یار راز گوید
یا قصه خویش بازگوید

عاقل کردست با تو کوتاه
لیکن عاشق دراز گوید

از عشق تو در سجود افتد
سودای تو در نماز گوید

از ناز همه دروغ گویی
آنچ این دلم از نیاز گوید

من همچو ایازم و تو محمود
بشنو سخنی کایاز گوید

پیش تو کسی حدیث من گفت
گفتی تو که او مجاز گوید

چون زر سخنان من شنیدی
گفتی به طریق گاز گوید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۲۵ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۲۵ مولانا، غزلی پر از گله‌گزاری عاشقانه و بیان تفاوت زبان عقل و عشق است. مولانا در این غزل، به رازگویی و درد دل عاشق با معشوق می‌پردازد و از بی‌اعتنایی یا سوءتفاهم معشوق گلایه می‌کند. او با ارجاع به داستان محمود و ایاز، خود را در جایگاه ایاز (عاشق فروتن) و معشوق را در جایگاه محمود (پادشاه) قرار می‌دهد تا عمق ارادت و گلایه‌ی خود را بیان کند.

رازگویی عاشق و تفاوت زبان عشق و عقل

مولانا غزل را با سؤالی خطاب به معشوق آغاز می‌کند:

کس با چو تو یار راز گوید یا قصه خویش بازگوید

«آیا کسی با یاری همچون تو (که اینقدر والا و بی‌تفاوت به نظر می‌رسی)، راز دل خود را بگوید؟» «یا داستان (درد) خویش را بازگو کند؟» این بیت، دربردارنده‌ی نوعی گلایه است؛ آیا معشوق آنقدر دور از دسترس یا بی‌اعتناست که رازگویی با او بی‌فایده است؟

عاقل کردست با تو کوتاه لیکن عاشق دراز گوید

«عاقل (کسی که با منطق و عقل سروکار دارد)، سخن خود را با تو کوتاه کرده است (چون تو را درک نمی‌کند)،» «اما عاشق (که با شور و احساس سروکار دارد)، سخن خود را (از شدت درد و شوق) طولانی (دراز) می‌گوید.» این بیت به تفاوت ماهیت زبان عقل (که خلاصه‌گو و منطقی است) با زبان عشق (که پر از شرح و بسط و احساس است).

از عشق تو در سجود افتد سودای تو در نماز گوید

«(عاشق) از عشق تو به سجده می‌افتد،» «(و) شور و سودای تو را در نماز (و نیایش خود) بیان می‌کند.» این بیت به تأثیر عمیق عشق بر عبادت عاشق، که سجده و نماز او نیز سرشار از شور معشوق است.

گلایه از ناز معشوق و بیان نیاز عاشق

مولانا به ناز معشوق و نیاز عاشق اشاره می‌کند:

از ناز همه دروغ گویی آنچ این دلم از نیاز گوید

«تو (معشوق) از روی ناز (و بی‌اعتنایی)، همه دروغ‌ها (سخنانی خلاف واقع یا بی‌اعتنایی) می‌گویی،» «(در حالی که) آنچه دل من از نیاز (بی‌تابی و احتیاج به تو) می‌گوید (حقیقت محض است).» این بیت به تضاد بین ناز و بی‌اعتنایی معشوق و نیاز و حقیقت‌گویی عاشق.

من همچو ایازم و تو محمود بشنو سخنی کایاز گوید

«من (در فروتنی و ارادت) همچون ایاز هستم (که بنده و عاشق سلطان محمود بود)، و تو (معشوق) محمود (سلطان بزرگ) هستی،» «(پس) سخنی را که ایاز می‌گوید (از سر ارادت و بندگی)، بشنو.» این بیت با اشاره به داستان محمود و ایاز، عاشق خود را بنده و مطیع مطلق معشوق می‌داند و از او می‌خواهد که به سخنانش گوش دهد.

پیش تو کسی حدیث من گفت گفتی تو که او مجاز گوید

«پیش تو کسی (اغیار یا رقیبان) از حال من سخن گفت (و مرا به زبان عشق متهم کرد)،» «تو (معشوق) گفتی که او (آن شخص) سخنان غیرواقعی (مجاز) می‌گوید (و حقیقت حال مرا درک نمی‌کند).» این بیت به بی‌خبری معشوق از عمق حال عاشق و باور کردن سخنان اغیار، یا برداشت سطحی او از عشق.

چون زر سخنان من شنیدی گفتی به طریق گاز گوید

«هنگامی که (در واقع) سخنان من (از نظر تو) مانند طلا (باارزش) بود (و باید به آن‌ها بها می‌دادی)،» «(اما تو) گفتی (که او) به شیوه‌ی گزاف (گاز، یعنی بدون دلیل و بی‌معنی) سخن می‌گوید.» این بیت اوج گلایه‌ی عاشق است که معشوق سخنان پرارزش و حقیقی او را بی‌ارزش و گزاف می‌شمارد.


نکات مهم

  • تفاوت زبان عقل و عشق: عاقلان سخن کوتاه می‌کنند اما عاشقان از شدت شوق و درد، طولانی و پر شور سخن می‌گویند.
  • جذب عشق در عبادت: عشق معشوق، حتی در سجود و نماز عاشق نیز متجلی است و آن‌ها را پرشور می‌کند.
  • تضاد ناز و نیاز: معشوق از روی ناز بی‌اعتنایی می‌کند، در حالی که عاشق با نیاز و حقیقت‌گویی سخن می‌گوید.
  • تشبیه به محمود و ایاز: عاشق خود را در جایگاه ایاز (بنده‌ی عاشق) و معشوق را در جایگاه محمود (سلطان) قرار می‌دهد تا عمق ارادت و فروتنی خود را نشان دهد.
  • گلایه از سوءتفاهم معشوق: عاشق از معشوق گلایه می‌کند که سخنانش را جدی نمی‌گیرد، یا آن‌ها را مجاز و بی‌معنی می‌شمارد، در حالی که آن‌ها گران‌بها و حقیقی هستند.

این غزل، با زبانی شیوا، عمق درد و نیاز عاشق را به تصویر می‌کشد و از بی‌اعتنایی معشوق و سوءتفاهم‌ها گلایه می‌کند، در حالی که بر حقیقت و ارزش عشق پای می‌فشارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: