تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 717 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 717 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 717 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۱۷ دیوان شمس مولانا

آن کس که به بندگیت آید
با او تو چنین کنی نشاید

ای روی تو خوب و خوی تو خوش
چون تو گهری فلک نزاید

روی تو و خوی تو لطیفست
سر دل تو لطیف باید

آن شخص که مردنیست فردا
امروز چرا جفا نماید

چیزی که به خود نمی‌پسندد
آن بر دگری چه آزماید

از خشم مخای هیچ کس را
تا خشم خدا تو را نخاید

برخیز ز قصد خون خلقان
تا بر سر تو فرونیاید

آن گاه قضا ز تو بگردد
کان وسوسه در دلت نیاید

ای گفته که مردم این چه مردیست
کابلیس تو را چنین بگاید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۱۷ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۱۷ مولانا، غزلی با لحن نصیحت‌گونه و موعظه‌ای اخلاقی است که در آن، مولانا مخاطب را به مهربانی، انصاف، و پرهیز از ظلم و ستم دعوت می‌کند. او در این غزل، بر نکات کلیدی اخلاق انسانی و عواقب سوء رفتارهای ظالمانه تأکید می‌ورزد. این غزل بیشتر از آنکه به معشوق ازلی بپردازد، خطاب به انسان‌ها و تذکر به فضایل اخلاقی است.

دعوت به مهربانی و انصاف

مولانا غزل را با عتابی دوستانه آغاز می‌کند:

آن کس که به بندگیت آید با او تو چنین کنی نشاید

«کسی که با فروتنی و خدمتگزاری به سوی تو می‌آید،» «شایسته نیست که با او این‌چنین (با ستم یا بی‌مهری) رفتار کنی.» این بیت به لزوم مدارا و مهربانی با کسانی که با نیت خیر و بندگی به سوی انسان می‌آیند.

ای روی تو خوب و خوی تو خوش چون تو گهری فلک نزاید

«ای (انسانی) که چهره‌ات زیبا و اخلاقت نیکوست،» «فلک (روزگار) چون تو گوهر گرانبهایی نمی‌آفریند (کم‌نظیری).» این بیت، مخاطب را با ستایش از زیبایی ظاهر و باطن مخاطب قرار می‌دهد تا او را برای پذیرش پند آماده کند.

روی تو و خوی تو لطیفست سر دل تو لطیف باید

«چهره‌ات و اخلاقت لطیف و نیکوست،» «(پس) درون دل تو نیز باید لطیف و مهربان باشد.» این بیت به تناسب میان ظاهر و باطن اشاره دارد؛ یعنی کسی که ظاهر و اخلاق نیکو دارد، باید در باطن نیز لطیف و مهربان باشد.

پرهیز از ظلم و ستم

مولانا به پرهیز از ظلم و عواقب آن می‌پردازد:

آن شخص که مردنیست فردا امروز چرا جفا نماید

«آن شخصی که فردا مردنی است (فانی است)،» «امروز چرا (به دیگران) ستم می‌کند؟» این بیت با تذکر به فناپذیری انسان، ستمگری او را بی‌معنا و بی‌حاصل می‌داند.

چیزی که به خود نمی‌پسندد آن بر دگری چه آزماید

«چیزی (رفتاری) را که برای خود نمی‌پسندد،» «چرا بر دیگری امتحان می‌کند (و روا می‌دارد)؟» این بیت به قاعده‌ی طلایی اخلاق اشاره دارد: “آنچه را برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران نیز مپسند.”

از خشم مخای هیچ کس را تا خشم خدا تو را نخاید

«از روی خشم و غضب به هیچ کس آسیب نرسان (خاییدن: آسیب رساندن یا گاز گرفتن)،» «تا خشم خداوند تو را درگیر خود نسازد.» این بیت به قانون عمل و عکس‌العمل الهی و عواقب سوء خشم و ستم بر دیگران اشاره دارد.

برخیز ز قصد خون خلقان تا بر سر تو فرونیاید

«از قصد (و نیت) آزار و خون‌ریزی مردم دست بردار (برخیز)،» «تا (کیفر این قصد) بر سر خودت فرود نیاید.» این بیت به لزوم پرهیز از نیت‌های پلید و آزاررسان به دیگران، زیرا عواقب آن به خود شخص بازمی‌گردد.

دفع وسوسه و مبارزه با شیطان نفس

مولانا به دفع وسوسه‌ها و مبارزه با نفس اشاره می‌کند:

آن گاه قضا ز تو بگردد کان وسوسه در دلت نیاید

«زمانی تقدیر (ناگوار) از تو برمی‌گردد (و دفع می‌شود)،» «که آن وسوسه (شر و پلیدی) در دلت نیاید (و نفس از آن دور بماند).» این بیت به تأثیر پاکی درون و دوری از وسوسه‌های نفسانی بر تغییر تقدیر و دفع بلا.

ای گفته که مردم این چه مردیست کابلیس تو را چنین بگاید

«ای (کسی که) می‌گویی “مردم” (به این معنا که می‌خواهی خود را شجاع و مردانه نشان دهی)، این چه مردانگی (و قوت قلبی) است،» «که ابلیس (شیطان نفس) این‌گونه تو را خوار و تباه می‌سازد؟» این بیت با عتابی تند، انسان را به هوشیاری در برابر وسوسه‌های شیطانی دعوت می‌کند و ضعف او در برابر نفس را به چالش می‌کشد.


نکات مهم

  • مدارا و مهربانی: باید با فروتنان و خدمتگزاران با لطف و مهربانی رفتار کرد.
  • تناسب ظاهر و باطن: نیکویی اخلاق و ظاهر باید با لطافت دل و باطن همراه باشد.
  • فناپذیری انسان: تذکر به مرگ، ستمگری را بی‌معنا و بی‌حاصل می‌سازد.
  • قاعده طلایی اخلاق: آنچه برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران نیز مپسند.
  • عواقب سوء خشم و ظلم: خشم و ستم بر دیگران، کیفر الهی را به دنبال دارد و به خود شخص بازمی‌گردد.
  • تأثیر پاکی درون بر تقدیر: پرهیز از وسوسه‌های نفسانی و پاکی دل، می‌تواند تقدیر ناگوار را دفع کند.
  • مبارزه با نفس: انسان باید در برابر وسوسه‌های ابلیسی (نفسانی) هوشیار باشد و خود را ضعیف نپندارد.

این غزل با بیانی روشن و مستقیم، پیامی اخلاقی و عرفانی را منتقل می‌کند و انسان را به خودسازی و پرهیز از رفتارهای ناپسند دعوت می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: