تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 360 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 360 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 360 دیوان شمس مولانا

ایا ساقی توی قاضی حاجات
شرابی ده که آرد در مراعات

چنان گشتم ز مستی و خرابی
که نشناسم اشارات از عبارات

پدر بر خم خمرم وقف کردست
سبیلم کرد مادر بر خرابات

دو گوشم بست یزدان تا رهیدم
ز حال دی و فردا و خرافات

دگرگون است کوی اهل تمییز
که آن جا رسم طاعاتست و زلات

در این کو کدخدا شاهی است باقی
فرو روبیده این کو را ز آفات

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 360 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۳۶۰ از دیوان شمس مولانا با مطلع “ایا ساقی توی قاضی حاجات / شرابی ده که آرد در مراعات”. این غزل با خطاب به ساقی (اشاره به پیر کامل، شمس تبریزی، یا حق تعالی) آغاز می‌شود که او را قاضی حاجات و برآورندهٔ نیازها می‌داند. مولانا از ساقی طلب شرابی می‌کند که موجب رعایت حال و ورود به عالم مراقبه و حضور شود. غزل در ادامه به حال مستی و بی‌خودی، رهایی از قیود ظاهری و غفلت از زمان، و تفاوت راه اهل تمییز (اهل عقل) با راه اهل عشق اشاره دارد. ردیف غزل “است” است که بر حقیقت و پایداری این مفاهیم تأکید می‌کند.

مضامین اصلی غزل

  • خطاب به ساقی (پیر کامل یا حق) به عنوان قاضی حاجات.
  • طلب شرابی که موجب مراعات حال و حضور شود.
  • بی‌خودی و رهایی از عقل و قضاوت در مستی.
  • رهایی از قید زمان (حال دی و فردا).
  • وقف کردن وجود به بادهٔ عشق و خرابات.
  • تفاوت راه اهل عقل و اهل تمییز با راه اهل عشق.
  • حقیقت بندگی و رهایی از آفات.
  • وجود شاهی باقی (حق تعالی) در کوی اهل تمییز (عالم معنا).
  • ناچیز شمردن گفتار و عبارات در برابر مستی و حال.

شرح و تفسیر ابیات

غزل با خطاب به ساقی و طلب باده آغاز می‌شود: ایا ساقی توی قاضی حاجات / شرابی ده که آرد در مراعات. ای ساقی (اشاره به منبع فیض و برآورندهٔ نیازها)، تویی که قاضی حاجات و برآورندهٔ خواسته‌های مایی. شرابی به من بده (بادهٔ عشق و معرفت) که مرا به عالم مراعات (حضور قلب، توجه به حق) و رعایت حال خود در پیشگاه او درآورد. این بیت، بیانی از نیاز سالک به فیض الهی برای وصول به مقام حضور است.

به حال مستی و بی‌خودی اشاره می‌کند: چنان گشتم ز مستی و خرابی / که نشناسم اشارات از عبارات. از شدت مستی و بی‌خودی (ناشی از بادهٔ عشق)، چنان در عالم خرابی (فنای از خود) فرو رفتم که دیگر تفاوت میان اشارات (معانی باطنی، کنایات) و عبارات (بیانات ظاهری، الفاظ) را نمی‌فهمم و همه برایم یکسان شده‌اند. مستی عشق، ورای قید الفاظ و معانی ظاهری است.

به وقف کردن وجود به باده و خرابات اشاره دارد: پدر بر خم خمرم وقف کردست / سبیلم کرد مادر بر خرابات. پدر (اشاره به روح یا حقیقت وجود) وجود مرا وقف خم بادهٔ عشق کرده است و مادر (اشاره به طبیعت یا جسم) راه مرا به سوی خرابات (محل فنای عقل و خودی، عالم معنا) قرار داده است. وجود انسان از اصل، مستعد عشق و فناست.

به رهایی از قید زمان در پرتو لطف الهی اشاره می‌کند: دو گوشم بست یزدان تا رهیدم / ز حال دی و فردا و خرافات. خداوند گوش‌های مرا (گوش‌های ظاهر که اسیر زمان‌اند) بست تا از قید حال دیروز و فردا و خرافات و اوهام رها شوم و در حال (اکنون) حاضر باشم. رهایی از قید زمان، نتیجهٔ لطف و عنایت الهی است.

به تفاوت راه اهل عقل و اهل عشق اشاره دارد: دگرگون است کوی اهل تمییز / که آن جا رسم طاعاتست و زلات. کوی اهل تمییز و تمیزکنندگان (اهل عقل و قضاوت) متفاوت است. در آنجا رسم بر سنجیدن طاعات (کارهای نیک) و زلات (لغزش‌ها و گناهان) است و بر اساس آن حکم می‌کنند. راه عقل، راه سنجش و قضاوت است.

به حقیقت بندگی و رهایی از آفات اشاره دارد: در این کو کدخدا شاهی است باقی / فرو روبیده این کو را ز آفات. اما در این کوی (کوی عشق و خرابات)، کدخدا و صاحب‌خانه، شاهی باقی و ابدی (حق تعالی) است. او این کوی را از تمام آفات و پلیدی‌ها (تعلقات، خودبینی، شرک) پاک و روبیده است. در عالم عشق، بندگی محض و رهایی از آفات نفس است.

ابیت دیگری نیز در نسخه‌های مختلف این غزل وجود دارد که عموماً بر همین مضامین مستی، بی‌خودی، و رهایی از قیود ظاهری و عقلی در راه عشق الهی تأکید دارند.

نتیجه‌گیری

غزل ۳۶۰ مولانا، غزلی پر از شور و حال عرفانی است که با خطاب به ساقی حقیقی، طلب بادهٔ معرفت و حضور می‌کند. مولانا با بیان حال مستی و بی‌خودی در راه عشق، به رهایی از قیود ظاهری، زمان، و قضاوت‌های عقلی اشاره دارد. غزل با مقایسهٔ راه اهل تمییز (عقل) و راه اهل عشق، بر پاکی و رهایی عالم عشق از آفات تأکید می‌کند و صاحب این کوی را شاهی باقی و ابدی می‌داند. این غزل، بیانی زیبا از نیاز سالک به فیض الهی، حال مستی و فنا، و تفاوت راه عقل و عشق در وصول به حقیقت است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: