تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3212

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3212

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3212

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۳۲۱۲

الا یا مالکا رق‌الزمان
الا یا ناسخا، حسن الغوانی

الا من لطفه ماء زلال
و مافی‌الکون ظرف کالاوانی

سجود کل اوج او حضیض
بشمس‌الدین سلطان المعانی

الا تبریز بشراک دواما
و صار ساجدیک‌المشرقان

ظل‌الله تبریزا بظل
تضعضع من تصوره جنانی

تعالی عن مدیحی، قد تعالی
ولکن لیس صبر فی لسانی

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۳۲۱۲ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، ستایشی بی‌کران و پرشور از شمس تبریزی است که او را در مقامی ماورایی و همتای حق تعالی قرار می‌دهد. مولانا شمس را مالک زمان، محوکننده‌ی زیبایی‌های دیگر، و منبع آب حیات می‌داند. او بر سجده‌ی تمام هستی در برابر شمس تأکید می‌کند و تبریز را به خاطر وجود او بشارت می‌دهد. در نهایت، با وجود اعتراف به ناتوانی در ستایش کامل او، بی‌تابی خود را برای سخن گفتن از شمس بیان می‌کند.

شمس، مالک زمان و منبع فیض (بیت ۱ و ۲)

غزل با ستایش و خطاب به شمس آغاز می‌شود: “الا یا مالکا رق‌الزمان / الا یا ناسخا، حسن الغوانیآگاه باش! ای مالک و صاحب اختیار زمان! آگاه باش! ای محوکننده‌ی زیبایی‌های دلبران (دیگر) (حسن الغوانی)! (یعنی زیبایی او چنان است که هر زیبایی دیگری را از بین می‌برد).

الا من لطفه ماء زلال / و مافی‌الکون ظرف کالاوانیآگاه باش! ای کسی که از لطفش، آبی گوارا و زلال جاری می‌شود! و در هستی، هیچ ظرفی (وجود و پذیرنده‌ای) مانند (عاشقان و) اوانی (ظروف جمع اناء) نیست (که این لطف را دریافت کند).

سجده‌ی هستی بر شمس و بشارت تبریز (بیت ۳ و ۴)

مولانا به کرنش تمام هستی در برابر شمس و عظمت تبریز به واسطه‌ی او اشاره می‌کند: “سجود کل اوج او حضیض / بشمس‌الدین سلطان المعانیسجده‌ی هر بلندی (اوج) و هر پستی (حضیض) (تمامی موجودات و مراتب هستی)، در برابر شمس‌الدین، سلطان معانی (و حقایق) است.

الا تبریز بشراک دواما / و صار ساجدیک‌المشرقانآگاه باش! ای تبریز! پیوسته بر تو بشارت باد! و سجده‌کنندگان تو (اهل تبریز یا کسانی که به سوی تو رو می‌کنند)، (چون) دو مشرق (روشن و نورانی) شدند. (اشاره به نورانیت و مقام بالای شهر تبریز به واسطه‌ی حضور شمس).

سایه‌ی الهی و بی‌قراری در ستایش (بیت ۵ و ۶)

مولانا به سایه‌ی لطف الهی شمس و ناتوانی در وصف او اشاره می‌کند: “ظل‌الله تبریزا بظل / تضعضع من تصوره جنانیخداوند، تبریز را با (مایه) سایه‌ای (از لطف خود) حفظ کند، که از تصور (و اندیشیدن به) آن (سایه یا عظمت)، جنان (قلب و درون) من سست و بی‌قرار می‌شود (تَضَعضَعَ).

تعالی عن مدیحی، قد تعالی / ولکن لیس صبر فی لسانیاو (شمس) از مدح و ستایش من برتر است، همانا که (بسیار) والاست، اما (با این حال) زبان من صبری (برای خاموشی و عدم ستایش) ندارد.


این غزل، اوج ستایش و تعظیم مولانا نسبت به شمس تبریزی را نشان می‌دهد. در این غزل، شمس نه تنها یک انسان، بلکه تجلی‌گاه صفات الهی و منبع فیض و نور قلمداد می‌شود که تمامی هستی در برابر او کرنش می‌کند. مولانا با وجود اعتراف به ناتوانی در وصف کامل او، نمی‌تواند شور و شوق خود را پنهان کند و زبانش بی‌اختیار به ستایش او می‌گشاید.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: