مطالب پیشنهادی![]()
چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال
تا تو بمانی چو عشق در دو جهان بیزوال
چند کشی بار هجر غصه و تیمار هجر
خاصه که منقار هجر کند تو را پر و بال
آه ز نفس فضول آه ز ضعف عقول
آه ز یار ملول چند نماید ملال
آن که همیخوانمش عجز نمیدانمش
تا که بترسانمش از ستم و از وبال
جمله سؤال و جواب زوست منم چون رباب
میزندم او شتاب زخمه که یعنی بنال
یک دم بانگ نجات یک دم آواز مات
میزند آن خوش صفات بر من و بر وصف حال
تصلح میزاننا تحسن الحاننا
تذهب احزاننا انت شدید المحال
این غزل مولانا، توصیفی از رهایی از قیل و قال دنیوی و دعوت به بقای در عشق الهی است. مولانا بر این باور است که تنها با فنای در عشق میتوان از زوال رهایی یافت و از رنج هجران خلاص شد. او به نقش نفس، عقل و یار (معشوق) در این مسیر اشاره میکند و خود را همچون ربابی میداند که سازش را معشوق کوک میکند. غزل با دعایی به زبان عربی به پایان میرسد که در آن اصلاح و نیکویی احوال و رفع غم و اندوه از خداوند درخواست میشود.
غزل با دعوت به رهایی آغاز میشود: “چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال / تا تو بمانی چو عشق در دو جهان بیزوال“. تا کی این قیل و قال (بحث و جدل) عشقپرستی و بالیدن (به خود)؟ (اینها را رها کن) تا تو مانند عشق در هر دو جهان جاودانه و بیزوال بمانی. (دعوت به فنای در عشق برای رسیدن به بقای حقیقی).
“چند کشی بار هجر غصه و تیمار هجر / خاصه که منقار هجر کند تو را پر و بال“. تا کی بار هجران، غصه و اندوه هجران را میکشی؟ به خصوص که منقار هجران، پر و بال تو را میکند (تو را ناتوان و بیتوان میکند).
مولانا به موانع و مشکلات اشاره میکند: “آه ز نفس فضول آه ز ضعف عقول / آه ز یار ملول چند نماید ملال“. آه از نفس زیادهخواه و پرحرف! آه از ضعف عقلها! آه از یاری (معشوقی) که دلگیر و خسته است! تا کی ملال و دلگیری خود را نشان دهد؟ (این بیت میتواند اشاره به خستگی عاشق از اوضاع موجود یا حتی از معشوق در حالتی خاص باشد).
“آن که همیخوانمش عجز نمیدانمش / تا که بترسانمش از ستم و از وبال“. آن کسی را که مدام میخوانم (معشوق)، ناتوانی (عجز) او را نمیدانم. (یعنی او قدرتمند است) تا او را از ستم و از وبال (عذاب) بترسانم. (معشوق فراتر از ترساندن و قدرتنمایی است).
مولانا خود را به ساز تشبیه میکند: “جمله سؤال و جواب زوست منم چون رباب / میزندم او شتاب زخمه که یعنی بنال“. همه سؤال و جوابها از اوست، و من مانند رباب (ساز) هستم. او با شتاب زخمه (مضراب) میزند و میگوید: “یعنی بنال” (یعنی ناله کن). (کنایه از اینکه هرچه عاشق میگوید و میکند، از القای معشوق است).
“یک دم بانگ نجات یک دم آواز مات / میزند آن خوش صفات بر من و بر وصف حال“. یک لحظه بانگ نجات و رستگاری، یک لحظه آواز ماتم (مات). آن ذات خوشصفات (معشوق) بر من و بر حال و وصف من میزند. (اشاره به حالات متناقض و دگرگونیهایی که معشوق در عاشق ایجاد میکند).
غزل با دعایی به زبان عربی به پایان میرسد: “تصلح میزاننا تحسن الحاننا / تذهب احزاننا انت شدید المحال“. (ای معشوق/خداوند) تو میزان ما را اصلاح میکنی (عدل و اعتدال ما را سامان میدهی)، تو لحنهای ما را زیبا میکنی (نغمات وجود ما را نیکو میسازی)، تو غمهای ما را از بین میبری. تو صاحب قدرت بسیار (شدید المحال) هستی. (این بیت دعا و تضرع به درگاه حق است).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر