تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 798 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 798 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 798 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۹۸ دیوان شمس مولانا

ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود
با دل مرده دلان حاجت جنگی نبود

عشق شیرینی جانست و همه چاشنی است
چاشنی و مزه را صورت و رنگی نبود

عشق شاخیست ز دریا که درآید در دل
جای دریا و گهر سینه تنگی نبود

ساحل نفس رها کن به تک دریا رو
کاندر این بحر تو را خوف نهنگی نبود

صورت هر دو جهان جمله ز آیینه عشق
بنماید چو که بر آینه زنگی نبود

کار روبه نبود عشق که هر روبه را
حمله شیر نر و کبر پلنگی نبود

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۹۸ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۹۸ مولانا به ستایش عشق الهی و توصیف ویژگی‌های آن می‌پردازد. مولانا در این غزل، عشق را والاتر از هرگونه ننگ و ننگ‌زدایی می‌داند، آن را منبع شیرینی و حقیقت، و دریایی بی‌کران معرفی می‌کند. او بر شجاعت عاشق در برابر مشکلات و لزوم پاکی دل برای درک جمال معشوق تأکید می‌ورزد و در نهایت، عشق را کاری مردانه و فراتر از توان روباه‌صفتان می‌داند.

بی‌ارزشی ننگ و جنگ در راه عشق

مولانا غزل را با بیان بی‌اهمیتی ننگ در راه عشق آغاز می‌کند:

ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود با دل مرده دلان حاجت جنگی نبود

«مایه ننگ عالم شدن (مورد سرزنش مردم قرار گرفتن) به خاطر تو (معشوق)، اصلاً ننگی نیست،» «(و) با دل‌های مرده (افراد بی‌خبر از عشق و معنویت) نیازی به جنگ و جدال نیست.» این بیت، بیانگر بی‌اعتنایی عاشق به سرزنش‌های دنیا در راه عشق و بی‌ثمری جدال با افراد بی‌خبر و مرده‌دل.

ذات بی‌صورت و بی‌رنگ عشق

مولانا به حقیقت بی‌شکل و بی‌رنگ عشق اشاره می‌کند:

عشق شیرینی جانست و همه چاشنی است چاشنی و مزه را صورت و رنگی نبود

«عشق، شیرینی جان و تمام مزه و طعم هستی است،» «(و) مزه و طعم را شکل و رنگی نیست (یعنی عشق ورای صورت‌ها و ظواهر مادی است).» این بیت، تأکید بر این که عشق، جوهری لطیف و درونی است که در قالب ظواهر مادی نمی‌گنجد.

عشق، دریایی بی‌کران

مولانا عشق را به دریایی عمیق و بی‌کران تشبیه می‌کند:

عشق شاخیست ز دریا که درآید در دل جای دریا و گهر سینه تنگی نبود

«عشق شاخه‌ای (جریان) از دریای (بی‌کران هستی) است که وارد دل می‌شود،» «(پس) جایگاه دریا و گوهر (عشق و حقایق الهی)، سینه‌ای تنگ و محدود نیست (بلکه دلی گشاده و وسیع است).» این بیت، بیانگر عظمت و فراخی عشق که در دل‌های وسیع و آماده جای می‌گیرد؛ دل عاشق باید بی‌کران باشد.

ساحل نفس رها کن به تک دریا رو کاندر این بحر تو را خوف نهنگی نبود

«ساحل (امن) نفس (خودپرستی و تعلقات دنیوی) را رها کن و به عمق دریا (دریای عشق الهی) برو،» «زیرا در این دریا، تو را ترسی از نهنگ (خطرها و موانع) نیست.» این بیت، دعوت به رهایی از خودپرستی و ورود به عمق عشق الهی؛ در این دریای عشق، خطراتی که در مسیر نفسانی وجود دارد، نیست.

عشق، آینه دو جهان

مولانا عشق را آینه‌ای می‌داند که صورت هر دو جهان را نمایان می‌سازد:

صورت هر دو جهان جمله ز آیینه عشق بنماید چو که بر آینه زنگی نبود

«تصویر (صورت) هر دو جهان (دنیا و آخرت)، همه از آینه‌ی عشق نمایان می‌شود،» «به شرط آنکه بر آینه (دل) زنگی (غل و کدورت و زنگار) نباشد.» این بیت، تأکید بر این که عشق، آینه‌ی تمام‌نمای هستی است؛ اما برای دیدن این جمال، دل باید از زنگارها و کدورت‌ها پاک باشد.

شجاعت عشق و تفاوت با روباه‌صفتی

مولانا غزل را با بیان تفاوت ماهیت عشق با روباه‌صفتی به پایان می‌برد:

کار روبه نبود عشق که هر روبه را حمله شیر نر و کبر پلنگی نبود

«عشق، کار روباه (نماد مکر و حیله و ترس) نیست، زیرا هر روباهی را،» «حمله کردن مانند شیر نر و کبر (غرور و دلاوری) پلنگ نیست (یعنی روباه این خصلت‌ها را ندارد).» این بیت، بیانگر شجاعت، دلاوری و بی‌باکی عشق؛ عشق کاری است که تنها از مردان راه برمی‌آید و اهل مکر و ترس قادر به آن نیستند.


نکات مهم

  • بی‌اعتنایی به سرزنش: عاشق در راه عشق به سرزنش‌های دنیوی اهمیتی نمی‌دهد و با افراد بی‌خبر جدال نمی‌کند.
  • جوهر بی‌شکل عشق: عشق، حقیقت جان و ورای صورت‌ها و رنگ‌های مادی است.
  • گستردگی دل عاشق: عشق دریایی بی‌کران است که تنها در دل‌های وسیع و آماده جای می‌گیرد.
  • رهایی از نفس در دریای عشق: برای درک عشق، باید از خودپرستی رها شد؛ در عمق عشق، از خطرات نفسانی ترسی نیست.
  • عشق، آینه‌ی هستی: عشق آینه‌ای است که صورت دو جهان را نمایان می‌سازد، به شرط پاکی دل.
  • شجاعت و دلاوری عشق: عشق کاری است که نیازمند شجاعت، بی‌باکی و مردانگی است و با مکر و ترس ناسازگار است.

این غزل با بیانی رسا و تمثیلی، به ماهیت عمیق و والای عشق الهی می‌پردازد. مولانا در این ابیات، عشق را نیرویی دگرگون‌کننده، بی‌کران، و نیازمند دلی پاک و شجاع توصیف می‌کند و بر تفاوت بنیادین راه عشق با مسیرهای مادی و نفسانی تأکید می‌ورزد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: