تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1269

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1269

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1269

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۶۹

آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهش
چشم جهانم چشم جهانم تا که بدیدم چشم سیاهش

چرخ زمین شد چرخ زمین شد جنت مأوی راحت جان‌ها
تا که برآمد تا که برآمد بر که جودی خیل و سپاهش

پشت قوی شد پشت قوی شد اختر دولت عدل و عنایت
چون نشود شه چون نشود شه آنک تو باشی پشت و پناهش

شوره زمینی شوره زمینی کز تو کشد او آب بهاری
سبزتر آمد سبزتر آمد از همه جاها کشت و گیاهش

روی چو ماهت روی چو ماهت بست گرو دی با مه و اختر
گشت گروگان گشت گروگان ماه و سما را زلف سیاهش

سلسله جنبان سلسله جنبان گشت برادر این دل مجنون
چون بنشورد چون بنشورد آن مجنون کش شد سر ماهش

دم مزن ای جان دم مزن ای جان برخور کآمد روز مبارک
کیست مبارک کیست مبارک آن که ببیند هم ز پگاهش

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۶۹ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، وصفی شورانگیز از تأثیر دگرگون‌کننده و حیات‌بخش معشوق الهی است. مولانا خود را در برابر معشوق به آینه و چشم جهان تشبیه می‌کند و قدرت و لطف معشوق را بر تمام هستی جاری می‌داند. این غزل سرشار از تکرار و تداعی‌های موسیقایی است که به شور و هیجان آن می‌افزاید.

دگرگونی عاشق با دیدار معشوق (بیت ۱)

غزل با توصیف دگرگونی عاشق در اثر دیدار معشوق آغاز می‌شود: “آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهش / چشم جهانم چشم جهانم تا که بدیدم چشم سیاهش“. من (عاشق) آینه شدم، آینه‌ای که حقیقت را بازتاب می‌دهد، از آن لحظه که روی او (معشوق) را که همچون ماه زیباست، دیدم. من چشم جهان شدم، چشم بینای عالم، از آن لحظه که چشم سیاه و دلربای او را دیدم. این بیت، به تبدیل شدن عاشق به وسیله‌ای برای انعکاس جمال معشوق و بینا شدن او به حقایق عالم اشاره دارد.

تبدیل چرخ زمین و قدرت معشوق (بیت ۲ و ۳)

مولانا به تأثیر معشوق بر عالم اشاره می‌کند: “چرخ زمین شد چرخ زمین شد جنت مأوی راحت جان‌ها / تا که برآمد تا که برآمد بر که جودی خیل و سپاهش“. چرخ زمین (جهان مادی و زندگی دنیوی) تبدیل به جنت مأوی (بهشت آرامش) و مایه راحتی جان‌ها شد. از آن لحظه که (معشوق) بر کرسی جود و بخشش خود نشست و سپاه و خیل خود را نمایان ساخت. این بیت، به تبدیل شدن جهان خاکی به بهشتی از طریق فیض و حضور معشوق اشاره دارد.

سپس به پشتوانه بودن معشوق برای شاه اشاره می‌کند: “پشت قوی شد پشت قوی شد اختر دولت عدل و عنایت / چون نشود شه چون نشود شه آنک تو باشی پشت و پناهش“. پشت (قدرت و توانایی) قوی شد، پشت (و بر اساس آن) اختر دولت (سعادت و اقبال) و عدل و عنایت (خداوند) نیز قوی شد. چگونه شاه نشود، چگونه شاه نباشد آن کسی که تو (معشوق) پشت و پناه و حامی او باشی؟ این بیت، نشان‌دهنده قدرت مطلق معشوق در اعطای شکوه و پشتیبانی است.

رویاندن در شوره زار و گرو بستن زیبایی (بیت ۴ و ۵)

مولانا به قدرت حیات‌بخش معشوق اشاره می‌کند: “شوره زمینی شوره زمینی کز تو کشد او آب بهاری / سبزتر آمد سبزتر آمد از همه جاها کشت و گیاهش“. (هر) شوره زمینی (هر دل خشک و بی‌حاصلی) از تو (ای معشوق) آب بهاری (حیات و طراوت) را دریافت می‌کند. و سپس کشت و گیاه آن (وجود آن شخص) از همه جاها سبزتر و پربارتر می‌شود. این بیت، به قدرت عشق در احیای دل‌های مرده اشاره دارد.

سپس به برتری زیبایی معشوق اشاره می‌کند: “روی چو ماهت روی چو ماهت بست گرو دی با مه و اختر / گشت گروگان گشت گروگان ماه و سما را زلف سیاهش“. روی تو (معشوق) که مانند ماه زیباست، در گذشته (دی) با ماه و ستارگان (در زیبایی) گرو بست و برنده شد. و (در نتیجه این گرو بستن)، زلف سیاه او (معشوق) ماه و آسمان را گروگان گرفت (یعنی زیبایی زلف او از زیبایی ماه و آسمان نیز برتر است).

بی‌قراری دل مجنون و روز مبارک (بیت ۶ و ۷)

مولانا به بی‌قراری دل عاشق اشاره می‌کند: “سلسله جنبان سلسله جنبان گشت برادر این دل مجنون / چون بنشورد چون بنشورد آن مجنون کش شد سر ماهش“. ای برادر، این دل مجنون (عاشق بی‌قرار) همچون سلسله‌ای جنبان (متحرک) گشت و بی‌تاب شد. چگونه آرام نگیرد و بی‌قرار نباشد آن مجنونی که سر او (عقلش) در گرو ماه (معشوق) شده است؟ این بیت، به بی‌قراری ذاتی عاشق در راه معشوق اشاره دارد.

غزل با دعوت به سکوت و شادی در روز وصال به پایان می‌رسد: “دم مزن ای جان دم مزن ای جان برخور کآمد روز مبارک / کیست مبارک کیست مبارک آن که ببیند هم ز پگاهش“. ای جان (ای خودِ عاشق)، سخن مگو، سخن مگو و بهره‌مند شو که روز مبارک (روز وصال یا تجلی معشوق) فرا رسیده است. مبارک و خجسته کیست؟ آن کسی است که او (معشوق) را از همان سپیده‌دم ببیند و از فیض او بهره‌مند شود. این بیت، دعوت به بهره‌مندی از لحظه حال و فیض معشوق است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: