تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 981 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 981 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 981 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۸۱ دیوان شمس مولانا

شعر من نان مصر را ماند
شب بر او بگذرد نتانی خورد

آن زمانش بخور که تازه بود
پیش از آنکه بر او نشیند گرد

گرمسیر ضمیر جای وی است
می‌بمیرد در این جهان از بَرْد

همچو ماهی دمی به خشک تپید
ساعتی دیگرش ببینی سرد

ور خوری بر خیال تازگی‌اش
بس خیالات نقش باید کرد

آنچ نوشی خیال تو باشد
نبود گفتن کهن ای مرد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۸۱ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۸۱ مولانا، بیانگر ماهیت خاص و زمانمندِ درک اشعار عرفانی اوست. مولانا در این غزل، شعر خود را به “نان مصر” تشبیه می‌کند که باید تازه مصرف شود تا اثرگذار باشد. او با تأکید بر اینکه جایگاه حقیقی این اشعار، “گرمسیر ضمیر” (درون گرم و آماده‌ی شنونده) است، به تفاوت درک سطحی با درک عمیق و حال‌محور اشاره می‌کند. مولانا بر این باور است که شعر او تنها در لحظه‌ی حال و با آمادگی روحی شنونده، می‌تواند اثر واقعی خود را بگذارد.

شعر همچون نان تازه

مولانا غزل را با تشبیه شعر خود به نان آغاز می‌کند:

شعر من نان مصر را ماند شب بر او بگذرد نتانی خورد

«شعر من مانند نان مصر (نانی که زود بیات می‌شود و باید تازه مصرف شود) است،» «(اگر) شب بر آن بگذرد (و تازه نباشد)، نمی‌توانی آن را بخوری (و از آن بهره‌ای ببری).» این بیت، تأکید بر لزوم درک و دریافت “حالی” و “تازگی” شعر مولانا و بهره‌مندی از آن در همان لحظه بیان. نان مصر می‌تواند به نانی اشاره داشته باشد که در مصر به دلیل گرمای هوا زود خشک و بیات می‌شده است.

آن زمانش بخور که تازه بود پیش از آنکه بر او نشیند گرد

«آن زمان آن را (شعر را) بخور (و دریافت کن) که تازه باشد،» «پیش از آنکه گرد (غبار کهنگی، یا ذهنیت‌های پیشین) بر آن بنشیند.» این بیت، دعوت به درک “بی‌واسطه” و “بی‌غبار ذهنیت‌ها”ی شعر و بهره‌مندی از حالت روحی آن در لحظه.

جایگاه شعر در ضمیر و خطر سرما

مولانا به مکان و شرایط مناسب درک شعر اشاره می‌کند:

گرمسیر ضمیر جای وی است می‌بمیرد در این جهان از بَرْد

«جایگاه حقیقی آن (شعر) گرمسیر ضمیر (درون گرم و آماده‌ی شنونده) است،» «(اگر در ضمیر جای نگیرد) در این جهان (دنیای سرد بی‌حالی و ذهنیت‌های خشک) از سرما (بی‌حالی و عدم پذیرش) می‌میرد.» این بیت، تأکید بر نقش “آمادگی درونی” و “حالت پذیرا” در فهم شعر عرفانی و زنده ماندن آن.

همچو ماهی دمی به خشک تپید ساعتی دیگرش ببینی سرد

«(شعر من) مانند ماهی‌ای است که لحظه‌ای (دمی) در خشکی (در فضای سرد بی‌روحی) تپید (فعال و زنده بود)،» «(اما) ساعتی دیگر (اگر در همان خشکی بماند)، آن را مرده (سرد) خواهی دید.» این بیت، تمثیلی از لطافت و ظرافت شعر مولانا که اگر در بستر مناسب (حال و ضمیر گرم) قرار نگیرد، جان خود را از دست می‌دهد.

خیال و حقیقت درک

مولانا به نقش خیال در درک و تفاوت آن با حقیقت اشاره می‌کند:

ور خوری بر خیال تازگی‌اش بس خیالات نقش باید کرد

«و اگر (حالا که شعر تازه نیست) آن را بر اساس خیال تازگی‌اش (و تصور آن حالت اولیه) بخوری (و درک کنی)،» «(پس باید) بسیاری از تخیلات و تصورات (بی‌اساس) را در ذهن خود نقش ببندی (که این درک حقیقی نیست).» این بیت، نقد درک “ذهنی” و “غیرحالی” از شعر که در آن شنونده با تخیلات خود به جای دریافت حقیقت، به ساخت و ساز ذهنی می‌پردازد.

آنچ نوشی خیال تو باشد نبود گفتن کهن ای مرد

«آنچه (در این صورت) می‌نوشی (درک می‌کنی)، تنها خیال و تصور توست،» «(اینگونه) نمی‌توان گفت که (شعر) کهنه شده است، ای مرد! (بلکه اشکال از عدم آمادگی و درک توست).» این بیت، نتیجه‌گیری از ناتوانی در درک صحیح شعر و بیان اینکه مشکل در کهنگی شعر نیست، بلکه در نوع دریافت شنونده است.

نکات مهم

  • زمانمند بودن اثر شعر: شعر مولانا باید در لحظه و با حال خوش دریافت شود، وگرنه اثر خود را از دست می‌دهد (مانند نان مصر).
  • اهمیت تازگی درک: از بین رفتن تازگی به معنای نشستن “گرد” (ذهنیت‌ها و غبار زمان) بر شعر است.
  • نقش “ضمیر گرم” شنونده: شعر عرفانی در فضای سرد ذهن و تحلیل خشک می‌میرد و نیازمند دل گرم و پذیرا است.
  • ظرافت شعر (ماهی در خشکی): شعر مولانا لطیف است و اگر در بستر مناسب قرار نگیرد، اثر خود را از دست می‌دهد.
  • نقد درک ذهنی و تخیلی: اگر شعر را با ذهنیت‌های کهنه و تخیلات درک کنیم، در واقع تنها خیال خود را می‌نوشیم، نه حقیقت شعر را.
  • مسئولیت درک بر عهده شنونده: کهنگی شعر نیست که مانع درک است، بلکه عدم آمادگی و حال‌محوری شنونده است.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۸۱ مولانا، بیانی عمیق از ماهیت خاص شعر عرفانی و چگونگی دریافت آن است. مولانا با تشبیه شعر خود به “نان مصر” که باید “تازه” خورده شود و پیش از “نشستن گرد” بر آن، دریافت گردد، بر لزوم “حالی” بودن و “بی‌واسطه” فهمیدن سخن او تأکید می‌کند. او “گرمسیر ضمیر” (درون گرم و پذیرا) را جایگاه اصلی این اشعار می‌داند و هشدار می‌دهد که اگر در این “گرمسیر” قرار نگیرند، همچون “ماهی‌ای در خشک”، از “بَرْد” (سردی و بی‌حالی) می‌میرند و اثر خود را از دست می‌دهند.

مولانا در ادامه، به مخاطب یادآوری می‌کند که اگر شعر را بر “خیال تازگی‌اش” (با تصور ذهنی و بدون دریافت حال حقیقی) درک کند، در واقع “بس خیالات نقش باید کرد” و آنچه “نوشیده” می‌شود، تنها “خیال” خود شنونده خواهد بود. او با قاطعیت بیان می‌کند که در این صورت، مشکل از “کهنگی” شعر نیست، بلکه از عدم آمادگی و دریافت شنونده است. این غزل پیامی بنیادین درباره‌ی ماهیت زنده‌ی کلام عرفانی مولانا، اهمیت “حال” و “حضور” در درک آن، و مسئولیت شنونده در فراهم آوردن بستری مناسب برای تجلی معنا را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: