مطالب پیشنهادی![]()
خدمت بیدوستی را قدر و قیمت هست نیست
خدمت اندر دست هست و دوستی در دست نیست
دوستی در اندرون خود خدمتی پیوسته است
هیچ خدمت جز محبت در جهان پیوست نیست
ور تو مستی مینمایی در محبت چون نهای
عشق گوید دوغ خورد و دوغ خورد او مست نیست
پست و بالا چند یازد از تکلف در هوا
چند خود را پست دارد آن کسی کو پست نیست
همچو ماهی مانده در دام جهان زان بحر دور
وانگهان پنداشته خود را که اندر شست نیست
غزل شماره ۳۸۸ از دیوان شمس مولانا با مطلع “خدمت بیدوستی را قدر و قیمت هست نیست / خدمت اندر دست هست و دوستی در دست نیست”. این غزل به اهمیت والای دوستی و محبت راستین درونی نسبت به صرف انجام اعمال و خدمات ظاهری میپردازد. مولانا معتقد است که ارزش واقعی در خدمت و عمل، به دوستی و عشقی است که در پس آن نهفته است، وگرنه خدمت بیعشق بیارزش است. این غزل بر تفاوت جوهر و ظاهر و نکوهش ریاکاری و تظاهر تأکید دارد. ردیف غزل “نیست” است که بر بیارزشی آنچه فاقد دوستی و حقیقت درونی است، اشاره دارد.
غزل با بیان بیارزشی خدمت ظاهری آغاز میشود: خدمت بیدوستی را قدر و قیمت هست نیست / خدمت اندر دست هست و دوستی در دست نیست. خدمت و عملی که در آن دوستی و محبت واقعی (نسبت به حق یا خلق) وجود نداشته باشد، هیچ قدر و ارزشی ندارد. چرا که انجام خدمت (به صورت ظاهر) در توان هر کسی هست، اما داشتن دوستی و محبت حقیقی چیزی نیست که به سادگی به دست آید یا اکتسابی باشد (بیشتر امری موهبتی و درونی است). تأکید بر جوهر درونی عمل.
به جوهری بودن دوستی اشاره دارد: دوستی در اندرون خود خدمتی پیوسته است / هیچ خدمت جز محبت در جهان پیوست نیست. دوستی و محبت واقعی در باطن انسان، خود به تنهایی یک خدمت پیوسته و دائمی است (خدمت به معنی ارتباط و پیوند با حق). و هیچ خدمتی در این جهان، جز محبت، پیوسته و ابدی نیست (خدمتهای ظاهری پایانپذیرند اما محبت واقعی ماندگار است). برتری و دوام محبت درونی.
به نکوهش تظاهر به مستی اشاره میکند: ور تو مستی مینمایی در محبت چون نهی / عشق گوید دوغ خورد و دوغ خورد او مست نیست. و اگر تو در وادی محبت و عشق، خود را مست و شوریده نشان میدهی، در حالی که واقعاً آن حال را نداری، عشق (حقیقت عشق) دربارهٔ تو میگوید: او دوغ خورده است! و کسی که دوغ خورده باشد، مست واقعی نیست. نکوهش ریاکاری و تظاهر درونی.
به بیفایدگی تکلف اشاره دارد: پست و بالا چند یازد از تکلف در هوا؟ / چند خود را پست دارد آن کسی کو پست نیست؟. تا چه زمانی انسان به واسطهٔ تکلف و تصنّع، در وادی ادعا و تظاهر به پستی یا بلندی (تواضع دروغین یا تکبر) پر و بال میزند؟ و کسی که در حقیقت پست نیست، تا چه اندازه میتواند خود را به پستی و فرومایگی وانمود کند؟ (این تظاهر دوام ندارد). بیفایدگی و ناپایداری تظاهر.
به گرفتاری در دام جهان اشاره دارد: همچو ماهی مانده در دام جهان زان بحر دور / وانگهان پنداشته خود را که اندر شست نیست. (خطاب به انسان غافل) مانند ماهیای هستی که در دام جهان (تعلقات و مظاهر دنیوی) گرفتار ماندهای و از آن بحر حقیقت (عالم معنا، قرب الهی) دور افتادهای. و با این حال، به اشتباه گمان کردهای که در دام و شست (گرفتاری) نیستی. غفلت انسان از گرفتاری حقیقی خود.
غزل ۳۸۸ مولانا، غزلی است که به بیان تفاوت میان خدمت ظاهری و دوستی و محبت باطنی میپردازد و بر بیارزشی اعمالی که فاقد جوهر درونی عشق هستند، تأکید میکند. مولانا با نکوهش ریاکاری و تظاهر به احوال معنوی، به بیفایدگی تکلف و تصنّع درونی و بیرونی اشاره دارد. غزل با تشبیه انسان به ماهی گرفتار در دام جهان، به غفلت انسان از حقیقت حال خویش و دوری او از بحر حقیقت میپردازد. این غزل، بیانی زیبا از نگاه مولانا به اهمیت جوهر درونی در اعمال، نکوهش ریا، و وضعیت انسان غافل در عالم هستی است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر