مطالب پیشنهادی![]()
چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات
به هر که قدر تو دانست میدهند برات
هلالوار ز راه دراز میآیند
برای کارگزاری ز قاضیالحاجات
به مفلسان که ز بازارشان نصیبی نیست
ز مخزن زر سلطان همیکشند زکات
پی گشادن درهای بسته میآیند
گرفته زیر بغلها کلیدهای نجات
به دست هر جان زنبیل زفت میآید
شنیده بانگ تعالو لتأخذوا الصدقات
بیا بیا گذری کن ببین زکات ملک
به طور موسی عمران و غلغل میقات
دریده پهلوی همیان از آن زر بسیار
دریده قوصرههاشان ز بار قند و نبات
ز خرمن دو جهان مور خود چه تاند برد
خمش کن و بنشین دور و میشنو صلوات
غزل شماره 487 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است با مضمونی عمیق عرفانی که به فرارسیدن ایام خاص معنوی (مانند عید و عرفه در حج) برای عارفان و دریافت فیوضات خاص الهی در این اوقات میپردازد. مولانا در این غزل، با استفاده از تمثیلهای حج و ایام آن، به سفر باطنی سالکان و دریافت برات رهایی از قاضیالحاجات و گشوده شدن درهای رحمت اشاره میکند. این غزل تصویری از بخشش بیحساب و کتاب الهی و غنای عالم معنا ارائه میدهد.
مولانا در این غزل با زبانی پر از شور و شوق، به فرارسیدن ایام فیض الهی و حال عارفان در این اوقات میپردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل میپردازیم:
چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات به هر که قدر تو دانست میدهند برات
شرح: مولانا فرارسیدن ایام خاص معنوی را مانند عید و روز عرفه (از ایام مهم حج در عرفات) برای عارفانی میداند که در “این عرفات” (اشاره به عالم معرفت و حضور قلب) حضور دارند. در این ایام مبارک، به هر کسی که “قدر تو” (قدر و ارزش معشوق الهی، یا قدر و ارزش این ایام) را دانست و شناخت، “برات” (حواله و نامهی رهایی، بخشش، یا سند وصول به حق) میدهند. این بیت بر اهمیت عرفان و معرفت در دریافت فیوضات الهی در ایام خاص تأکید دارد.
هلالوار ز راه دراز میآیند برای کارگزاری ز قاضیالحاجات
شرح: عارفان و حاملان فیض الهی (اشاره به اولیا و مقربان) مانند “هلال” (هلال ماه که نویدبخش عید است) از راهی دراز (اشاره به سفر معنوی و طی طریق) میآیند. این آمدن برای “کارگزاری” (انجام مأموریت، رساندن فیض) از جانب “قاضیالحاجات” (خداوند، برآورندهی نیازها) است. این بیت بر سفر معنوی عارفان و نقش واسطهی آنها در رساندن فیض الهی اشاره دارد.
به مفلسان که ز بازارشان نصیبی نیست ز مخزن زر سلطان همیکشند زکات
شرح: این حاملان فیض (اولیا) به “مفلسان” (فقیران معنوی، طالبان حقیقت) که از بازار دنیا و تعلقات آن نصیبی نبرده و بیبهره ماندهاند، از “مخزن زر سلطان” (گنجینه بینهایت الهی، فیوضات غیبی) “زکات” (بخشش، عنایت، فیض پاک) میدهند و میرسانند. این بیت بر بخشش بیحساب و کتاب الهی به طالبان حقیقی و بینیازی او از هر آنچه در عالم ماده است، تأکید دارد.
پی گشادن درهای بسته میآیند گرفته زیر بغلها کلیدهای نجات
شرح: این اولیای الهی برای گشودن درهای بسته (درهای رحمت الهی که بر روی غافلان بسته است، مشکلات و گرفتاریهای سالکان) میآیند. آنان “کلیدهای نجات” (کلیدهای معرفت و رهایی از قید نفس و عالم ماده) را در زیر بغلهای خود گرفتهاند و با خود آوردهاند. این بیت بر نقش هدایتگر اولیا در گشودن درهای رحمت و راهنمایی سالکان به سوی نجات تأکید دارد.
به دست هر جان زنبیل زفت میآید شنیده بانگ تعالو لتأخذوا الصدقات
شرح: به دست هر جانی (هر انسانی که طالب معرفت است) “زنبیل زفت” (زنبیل بزرگ و پر) از فیوضات الهی میرسد. چرا که آنان “بانگ تعالوا لتأخذوا الصدقات” (ندا و دعوت الهی به سوی خود برای دریافت صدقات و بخششها، اشاره به آیات قرآن) را شنیدهاند. این بیت بر آمادگی جانهای طالب برای دریافت فیض الهی و دعوت عام الهی به سوی رحمت و بخشش تأکید دارد.
بیا بیا گذری کن ببین زکات ملک به طور موسی عمران و غلغل میقات
شرح: مولانا دعوت میکند که بیا بیا و نگاهی بینداز و “زکات ملک” (بخشش و عنایت الهی، فیض خاص الهی) را مشاهده کن. این تجلی و فیض مانند تجلی الهی در “طور موسی عمران” (کوه طور که حضرت موسی در آن به مناجات با خداوند پرداخت) و “غلغل میقات” (هیاهو و شور و حال در محل وعدهی دیدار حضرت موسی با خداوند) است. این بیت با اشاره به داستان حضرت موسی، بر عظمت و شور و حال تجلیات الهی و فیوضات خاص آن تأکید دارد.
دریده پهلوی همیان از آن زر بسیار دریده قوصرههاشان ز بار قند و نبات
شرح: از زیادی و فراوانی “زر بسیار” (فیض و معرفت الهی) که اولیا با خود آوردهاند، پهلوی همیانهایشان (کیسههای پولشان، نمادی از ظرفیت وجودی آنان) پاره شده است. همچنین، “قوصرههایشان” (سبدهایشان که در آن قند و نبات میریختند، نمادی از حامل بودن شیرینی معرفت) از بار “قند و نبات” (شیرینی معرفت و لطف الهی) دریده شده است. این بیت بر فراوانی و بیکرانگی فیض الهی و تأثیر آن بر وجود حاملان این فیض تأکید دارد.
ز خرمن دو جهان مور خود چه تاند برد خمش کن و بنشین دور و میشنو صلوات
شرح: مولانا در نهایت، با اشاره به عظمت بینهایت فیض الهی در مقایسه با داشتههای عالم ماده و معنا، میگوید که مور (نمادی از انسان محدود) از “خرمن دو جهان” (مجموعهی عالم ماده و معنا) چه چیزی میتواند ببرد؟ در برابر این عظمت، خاموش شو و دور بنشین (از ادعا و خودبینی دست بردار) و تنها “صلوات” (تحیت و درود الهی، یا ذکر و توجه قلبی) را بشنو. این بیت بر حقارت عالم و انسان در برابر عظمت الهی و لزوم سکوت و توجه به ذکر و فیض او تأکید دارد و با “صلوات” که ذکر نام پیامبر و آل اوست، حسن ختام مییابد.
غزل شماره 487 دیوان شمس، غزلی است که با مضمونی عمیق عرفانی، به فرارسیدن ایام خاص معنوی و دریافت فیوضات خاص الهی در این اوقات میپردازد. مولانا در این غزل، بر اهمیت عرفان و معرفت در دریافت فیوضات الهی، نقش واسطهی اولیا در رساندن فیض، بخشش بیحساب و کتاب الهی، گشوده شدن درهای رحمت، آمادگی جانهای طالب برای دریافت فیض، عظمت و شور و حال تجلیات الهی، و فراوانی و بیکرانگی فیض الهی تأکید میکند. این غزل با اشاره به حقارت عالم و انسان در برابر عظمت الهی، بر لزوم سکوت و توجه به ذکر و فیض او تأکید نموده و با ذکر “صلوات” به پایان میرسد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر