تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1129

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1129

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1129

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1129

عمر که بی‌عشق رفت، هیچ حسابش مگیر

آب حیات‌ست عشق، در دل و جانش پذیر

هر که جز این عاشقان، ماهیِ بی‌آب دان

مرده و پژمرده است، گر چه بود او وزیر

عشق چو بگشاد رخت، سبز شود هر درخت

برگ جوان بر دمد، هر نفس از شاخ پیر

هر که شود صید عشق، کی شود او صید مرگ؟

چون سپرش مه بود، کی رسدش زخم تیر؟

سر ز خدا تافتی، هیچ رهی یافتی؟

جانب ره بازگرد، یاوه مرو خیر خیر

تنگ شکر خر بلاش، ور نخری سرکه باش

عاشق این میر شو، ور نشوی رو بمیر

جملهٔ جان‌های پاک، گشته اسیران خاک

عشق فروریخت زر، تا برهاند اسیر

ای که به زنبیل تو، هیچ کسی نان نریخت

در بن زنبیل خود، هم بطلب ای فقیر

چست شو و مرد باش، حق دهدت صد قماش

خاک سیه گشت زر، خون سیه گشت شیر

مفخر تبریزیان، شمس حق و دین بیا

تا برهد پای دل، ز آب و گل همچو قیر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1129 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، با زبانی قاطع و پرشور، به اهمیت بی‌بدیل عشق در زندگی انسان می‌پردازد. مولانا عشق را مایه‌ی حیات و رهایی می‌داند و زندگی بدون آن را بی‌ارزش و بی‌ثمر می‌شمارد. او با تأکید بر قدرت عشق در دگرگون‌سازی و زنده کردن، انسان را به پذیرش این موهبت الهی فرا می‌خواند و در نهایت، به نقش شمس تبریزی به عنوان منجی و راهبر اشاره می‌کند.

بیت اول

“عمر که بی‌عشق رفت، هیچ حسابش مگیر / آب حیات‌ست عشق، در دل و جانش پذیر”:

  • “عمری که بدون عشق سپری شده است، هیچ ارزش و حسابی برایش قائل نشو.”
  • “عشق، آب حیات (آب زندگانی جاودانه) است؛ آن را در دل و جان خود بپذیر.” این بیت بر بی‌ارزشی زندگی خالی از عشق و لزوم پذیرش عشق به عنوان منبع زندگی حقیقی تأکید دارد.

بیت دوم

“هر که جز این عاشقان، ماهیِ بی‌آب دان / مرده و پژمرده است، گر چه بود او وزیر”:

  • “هر کس که جزو این عاشقان (عاشقان حقیقی) نیست، او را همچون ماهی بدون آب بدان.”
  • “چنین کسی مرده و پژمرده است، حتی اگر از نظر جایگاه دنیوی، وزیر و دارای مقام باشد.” این بیت با تمثیل ماهی در بی‌آبی، به بی‌حاصلی زندگی بدون عشق، حتی در اوج قدرت دنیوی، اشاره می‌کند.

بیت سوم

“عشق چو بگشاد رخت، سبز شود هر درخت / برگ جوان بر دمد، هر نفس از شاخ پیر”:

  • “هنگامی که عشق پرده‌ی خود را بگشاید و آشکار شود (تجلی کند)، هر درختی (حتی درخت خشکیده) سبز و شاداب می‌شود.”
  • “از شاخ پیر (وجود سالخورده و فرسوده)، هر لحظه برگ جوان و تازه می‌روید.” این بیت به قدرت احیاکننده و تجدیدبخش عشق اشاره دارد که کهنگی و فرسودگی را به طراوت و جوانی بدل می‌کند.

بیت چهارم

“هر که شود صید عشق، کی شود او صید مرگ؟ / چون سپرش مه بود، کی رسدش زخم تیر؟”:

  • “هر کس که شکار عشق (الهی) شود، چگونه ممکن است شکار مرگ گردد؟”
  • “چون سپر او (عاشق) ماه (نور و کمال معشوق) باشد، چگونه زخم تیر (آسیب و بلا) به او خواهد رسید؟” این بیت به جاودانگی و مصونیت عاشق حقیقی در برابر مرگ و بلاها اشاره دارد، زیرا عشق او را پناه می‌دهد.

بیت پنجم

“سر ز خدا تافتی، هیچ رهی یافتی؟ / جانب ره بازگرد، یاوه مرو خیر خیر”:

  • “آیا از خدا روی برگرداندی و هیچ راه دیگری (برای نجات و رستگاری) یافتی؟” (یعنی راهی جز خدا نیست).
  • “به سوی راه (حق) بازگرد، و بی‌هدف و بیهوده (خیر خیر: بیهوده، بی‌فکر) مرو.” این بیت به عدم وجود راه نجات جز راه الهی و دعوت به بازگشت به سوی حق اشاره دارد.

بیت ششم

“تنگ شکر خر بلاش، ور نخری سرکه باش / عاشق این میر شو، ور نشوی رو بمیر”:

  • “تنگ (کاسه یا ظرف) شکر را بی‌تعلل و فوراً (بلاش: فوراً، بی‌تعلل) بخر.” (کنایه از پذیرش عشق شیرین).
  • “و اگر آن را نخری (عشق را نپذیری)، مانند سرکه (تلخ و بی‌خاصیت) باش.”
  • “عاشق این “میر” (امیر، کنایه از معشوق حقیقی یا شمس) شو، وگرنه (اگر عاشق نشوی) برو و بمیر.” این بیت با لحنی قاطع و صریح، به لزوم پذیرش عشق و عواقب تلخ نپذیرفتن آن اشاره دارد.

بیت هفتم

“جملهٔ جان‌های پاک، گشته اسیران خاک / عشق فروریخت زر، تا برهاند اسیر”:

  • “تمام جان‌های پاک و لطیف، اسیر خاک (جسم مادی و تعلقات دنیوی) شده‌اند.”
  • “عشق (مانند کسی که برای آزادی اسیر فدیه می‌دهد) زر (فیض و رحمت) فروریخت، تا اسیران را رهایی بخشد.” این بیت به نقش رهایی‌بخش عشق در آزاد کردن روح از قید جسم و دنیا اشاره دارد.

بیت هشتم

“ای که به زنبیل تو، هیچ کسی نان نریخت / در بن زنبیل خود، هم بطلب ای فقیر”:

  • “ای کسی که هیچ‌کس (از دیگران) نانی در زنبیل (ظرف روزی‌ات) نریخت (روزی‌ات را نداد)،”
  • “تو خودت، در ته زنبیل خود (درون خود)، روزی و نعمت را طلب کن، ای فقیر (نیازمند).” این بیت به خودکفایی عرفانی و یافتن روزی معنوی از درون خود، نه از دیگران، اشاره دارد.

بیت نهم

“چست شو و مرد باش، حق دهدت صد قماش / خاک سیه گشت زر، خون سیه گشت شیر”:

  • “چابک و آماده باش و مردانه (دلیرانه) رفتار کن، تا خداوند صدها قماش (نوع و جنس) از نعمت‌ها به تو دهد.”
  • “در اثر عنایت الهی، خاک سیاه به زر تبدیل شد و خون سیاه (ناپاک) به شیر (پاک و مفید) گشت.” این بیت به تحول و دگرگونی در اثر عنایت الهی و پاداش تلاش‌های معنوی اشاره دارد.

بیت دهم

“مفخر تبریزیان، شمس حق و دین بیا / تا برهد پای دل، ز آب و گل همچو قیر”:

  • “ای “مفخر تبریزیان” (شمس تبریزی که مایه‌ی افتخار مردم تبریز است)، ای “شمس حق و دین” (خورشید حقیقت و دین)، بیا!”
  • “تا پای دل (روح انسان) از آب و گل (جهان مادی و جسمانی) مانند قیر (که به آن چسبیده بود) رها شود.” این بیت، اوج تمنای مولانا از شمس تبریزی است که او را منجی و رهاکننده از بندهای مادی می‌داند.

غزل ۱۱۲۹ مولانا، غزلی قدرتمند و تحول‌آفرین است که به نقش محوری عشق در حیات حقیقی انسان می‌پردازد. مولانا زندگی بدون عشق را پوچ و بی‌ثمر می‌داند و عشق را مایه‌ی حیات، جوانی، و مصونیت از مرگ می‌شمارد. او انسان را به سوی خدا و عشق او دعوت می‌کند و با لحنی قاطع، عواقب نپذیرفتن عشق را بیان می‌دارد. مولانا بر قدرت عشق در رهایی روح از قید جسم و دنیا تأکید می‌کند و در نهایت، شمس تبریزی را به عنوان منجی و راهبر دل از بند آب و گل معرفی می‌کند. این غزل به خوبی دیدگاه مولانا درباره‌ی ارزش عشق و اهمیت وجود یک پیر کامل در مسیر سلوک را نشان می‌دهد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: