تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1037

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1037

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1037

گیرم که بود میر تو را زر به خروار

رخساره چون زر ز کجا یابد زردار

از دلشده زار چو زاری بشنیدند

از خاک برآمد به تماشا گل و گلزار

هین جامه بکن زود در این حوض فرورو

تا بازرهی از سر و از غصه دستار

ما نیز چو تو منکر این غلغله بودیم

گشتیم به یک غمزه چنین سغبه دلدار

تا کی شکنی عاشق خود را تو ز غیرت

هل تا دو سه ناله بکند این دل بیمار

نی نی مهلش زانک از آن ناله زارش

نی خلق زمین ماند و نی چرخه دوار

امروز عجب نیست اگر فاش نگردد

آن عالم مستور به دستوری ستار

باز این دل دیوانه ز زنجیر برون جست

بدرید گریبان خود از عشق دگربار

خامش که اشارت ز شه عشق چنین است

کز صبر گلوی دل و جان گیر و بیفشار

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۰۳۷ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۱۰۳۷ مولانا، بیانی از تأثیر عشق الهی بر هستی، تحول عارف از انکار تا تسلیم، و رمز و راز فنا در معشوق است. مولانا در این غزل، به بی‌ارزشی ثروت دنیوی در برابر ارزش عشق حقیقی اشاره می‌کند و قدرت عشق را در جوشاندن زندگی از دل خاک به تصویر می‌کشد. او سالک را به فنا در حوض عشق دعوت می‌کند و داستان انکار گذشته و تسلیم کنونی خود در برابر “غمزه‌ی دلدار” را بازگو می‌کند. غزل به شکیبایی در برابر ناله‌های عاشق و در عین حال، عظمت تأثیر آن ناله‌ها می‌پردازد و در نهایت، به لزوم خاموشی و صبر برای درک اشارات “شه عشق” اشاره دارد.


بخش اول: بی‌ارزشی زر و قدرت عشق

زر دنیوی و رخساره زر

مولانا غزل را با مقایسه ثروت مادی و ارزش معنوی آغاز می‌کند:

گیرم که بود میر تو را زر به خروار رخساره چون زر ز کجا یابد زردار

«فرض کن که ای امیر (کسی که قدرت دنیوی داری)، تو زر به خروار (مقدار زیاد) داری،» «(اما) آنکه زر دارد (زردار)، چهره‌ای زرگون (زیبا و درخشان) (از عشق) را از کجا می‌یابد؟ (یعنی ثروت دنیوی نمی‌تواند این زیبایی معنوی را به ارمغان آورد).» این بیت، نشان‌دهنده‌ی بی‌ارزشی ثروت مادی در برابر ارزش عشق الهی است که می‌تواند چهره‌ی انسان را از نور و زیبایی (همچون زر) درخشان کند.

جوشش گل و گلزار از ناله‌ی زار

مولانا به قدرت حیات‌بخش ناله‌ی عاشق اشاره می‌کند:

از دلشده زار چو زاری بشنیدند از خاک برآمد به تماشا گل و گلزار

«هنگامی که (موجودات) از عاشق ناتوان (دلشده زار) ناله‌ای شنیدند،» «گل و گلزار (زیبایی‌ها و حیات) از خاک (بی‌جان) برای تماشا برآمدند (و زندگی از دل نیستی جوشید).» این بیت، بیانگر قدرت بی‌حد ناله‌ی عاشق (از سر سوز عشق) است که حتی می‌تواند از خاک بی‌جان، زندگی و زیبایی (گل و گلزار) را برانگیزاند.

فرو رفتن در حوض و رهایی از تعلقات

مولانا به لزوم فنا در عشق اشاره می‌کند:

هین جامه بکن زود در این حوض فرورو تا بازرهی از سر و از غصه دستار

«هان! زود لباس‌هایت را درآور (از تعلقات رها شو) و در این حوض (حوض عشق الهی/فنا) فرو برو،» «تا از سر (منیت/هستی) و از غم و اندوه دستار (وابستگی‌های دنیوی) رها شوی.» این بیت، دعوتی است به فنای کامل در عشق و رهایی از تمام تعلقات دنیوی و منیّت‌ها. “جامه کندن” و “در حوض فرو رفتن”، نماد رها کردن قید و بندهاست.


بخش دوم: تحول عاشق و تاثیر ناله‌ها

انکار گذشته و تسلیم کنونی

مولانا به تحول خود در مسیر عشق اشاره می‌کند:

ما نیز چو تو منکر این غلغله بودیم گشتیم به یک غمزه چنین سغبه دلدار

«ما نیز مانند تو (مخاطب غافل)، منکر این شور و غوغا (غلغله) (عشق) بودیم،» «(اما) با یک غمزه (اشاره‌ی چشم) از دلدار (معشوق)، این‌گونه مطیع (سغبه) او شدیم.» این بیت، بیانگر این است که مولانا نیز زمانی منکر عشق بوده، اما با یک اشاره‌ی معشوق، کاملاً تسلیم و شیفته‌ی او شده است.

شکنجه عاشق و ناله‌های دل بیمار

مولانا به رفتار معشوق با عاشق و ناله‌های عاشق اشاره می‌کند:

تا کی شکنی عاشق خود را تو ز غیرت هل تا دو سه ناله بکند این دل بیمار

«تا کی ای معشوق! عاشق خود را از روی غیرت (و محبت) می‌شکنی (اذیت می‌کنی/عذاب می‌دهی)؟» «اجازه بده تا این دل بیمار (عاشق رنجور)، دو سه ناله بکند.» این بیت، نشان‌دهنده‌ی رنج عاشق از قهر معشوق (که از سر غیرت است) و در عین حال، تمنای او برای ابراز ناله و درد دل است.

تاثیر ناله بر خلق و چرخه دوار

مولانا به عظمت تأثیر ناله‌ی عاشق اشاره می‌کند:

نی نی مهلش زانک از آن ناله زارش نی خلق زمین ماند و نی چرخه دوار

«نه، نه! (معشوق را) رها نکن (از شکستن او دست برمدار)! زیرا از آن ناله‌ی زار (غم‌انگیز) عاشق،» «نه مردم زمین باقی می‌مانند و نه فلک گردان (چرخه دوار: کنایه از جهان هستی) (یعنی ناله‌ی عاشق آنقدر قدرتمند است که می‌تواند همه چیز را دگرگون کند).» این بیت، بیانگر قدرت خارق‌العاده و تحول‌آفرین ناله‌ی عاشق حقیقی است که می‌تواند تمام هستی را تحت تأثیر قرار دهد.


بخش سوم: عالم مستور و اشارت شاه عشق

عالم مستور و دستوری ستار

مولانا به پنهان ماندن حقیقت اشاره می‌کند:

امروز عجب نیست اگر فاش نگردد آن عالم مستور به دستوری ستار

«امروز عجیب نیست اگر آن عالم پنهان (مستور) (یعنی حقیقت غیبی)، آشکار نشود،» «(چرا که) به دستور (و اراده‌ی) خدای ستار (پوشاننده عیب‌ها/پنهان‌کننده حقایق) است.» این بیت، نشان‌دهنده‌ی این است که برخی حقایق غیبی به اراده‌ی خداوند پنهان می‌مانند و فاش نشدن آن‌ها در این دنیا، عجیب نیست.

دل دیوانه و چاک گریبان

مولانا به بی‌قراری شدید عاشق اشاره می‌کند:

باز این دل دیوانه ز زنجیر برون جست بدرید گریبان خود از عشق دگربار

«باز این دل دیوانه‌ی (عاشق) من، از بند (زنجیر عقل و صبر) بیرون جست،» «و از (شدت) عشق، دوباره گریبان خود را چاک داد (و بی‌تابی کرد).» این بیت، بیانگر بی‌قراری شدید دل عاشق است که هیچ قید و بندی نمی‌شناسد و از شدت عشق، خود را رها می‌کند.

خاموشی و صبر و اشارت شاه عشق

مولانا غزل را با دعوت به صبر و خاموشی به پایان می‌رساند:

خامش که اشارت ز شه عشق چنین است کز صبر گلوی دل و جان گیر و بیفشار

«خاموش باش! زیرا اشارت (دستور) از سوی شاه عشق (معشوق/حق) چنین است،» «که با صبر، گلوی دل و جانت را بگیر و بفشار (یعنی با شکیبایی، خواهش‌های دل و جانت را کنترل کن و خاموش بمان).» این بیت، اوج تسلیم و فرمانبرداری از “شاه عشق” است. مولانا می‌گوید که فرمان معشوق این است که عاشق خاموش بماند و با صبر، تمام شور و بی‌تابی‌های دل و جان خود را کنترل کند.


نکات مهم

  • بی‌ارزشی زر دنیوی: ثروت مادی نمی‌تواند زیبایی و نور معنوی را به ارمغان آورد.
  • قدرت ناله‌ی عاشق: ناله عاشق می‌تواند از بی‌جان، حیات و زیبایی بجوشاند.
  • فنا در عشق: لزوم رهایی از تعلقات و منیت برای رسیدن به وصال.
  • تحول عارف: از انکار عشق به تسلیم کامل در برابر آن.
  • قهر از سر غیرت: رنجاندن عاشق توسط معشوق، از روی محبت و برای کمال اوست.
  • عظمت ناله‌ی عاشق: ناله حقیقی می‌تواند عالم را دگرگون کند.
  • پنهان ماندن حقایق غیبی: برخی اسرار به اراده‌ی خداوند پنهان می‌مانند.
  • بی‌قراری و دیوانگی عشق: دل عاشق هیچ قید و بندی نمی‌شناسد.
  • اشارت شاه عشق به صبر: دستور نهایی از معشوق، خاموشی و کنترل شور و شوق با صبر است.

نتیجه‌گیری نهایی

غزل ۱۰۳۷ مولانا، سرشار از مضامین عمیق عرفانی در باب ارزش عشق، تحول سالک و اهمیت صبر در مسیر وصال است. مولانا با “گیرم که بود میر تو را زر به خروار / رخساره چون زر ز کجا یابد زردار”، از همان ابتدا بی‌ارزشی ثروت دنیوی را در برابر درخشش چهره‌ای که از عشق نور گرفته، نشان می‌دهد. او “قدرت ناله‌ی دلشده زار” را تا جایی می‌رساند که “از خاک برآمد به تماشا گل و گلزار”، که بیانگر حیات‌بخشی عشق از دل نیستی است. سپس، دعوت به “فرو رفتن در این حوض” (عشق) و “رهایی از سر و از غصه دستار” می‌کند، که استعاره‌ای از فنای کامل در معشوق و رهایی از تمام تعلقات دنیوی است.

مولانا به “انکار گذشته” خود اعتراف می‌کند: “ما نیز چو تو منکر این غلغله بودیم”، اما “به یک غمزه” از “دلدار”، “چنین سغبه” او شده‌اند. او از “شاه عشق” می‌خواهد که “تا کی شکنی عاشق خود را تو ز غیرت” و به “دل بیمار” اجازه “دو سه ناله” بدهد. اما بلافاصله اذعان می‌کند که این ناله‌ها آنقدر قدرتمندند که “نی خلق زمین ماند و نی چرخه دوار”.

مولانا به “پنهان ماندن عالم مستور” به “دستوری ستار” اشاره می‌کند. او “دل دیوانه” خود را نشان می‌دهد که “از زنجیر برون جست” و “بدرید گریبان خود از عشق دگربار”. در نهایت، غزل با “خامش که اشارت ز شه عشق چنین است / کز صبر گلوی دل و جان گیر و بیفشار” به پایان می‌رسد. این بیت، اوج تسلیم عاشق به فرمان “شاه عشق” است که او را به خاموشی و کنترل تمام شور و بی‌تابی‌های درونی با صبر فرا می‌خواند. این غزل پیامی از قدرت متحول‌کننده‌ی عشق، مراحل سلوک از انکار تا فنا، و لزوم صبر و تسلیم در برابر اشارات الهی را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: