تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 492 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 492 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 492 دیوان شمس مولانا

ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست
به بام چند برآیی و خانه را چه شدست

فسرده چند نشینی میان هستی خویش
تنور آتش عشق و زبانه را چه شدست

بگرد آتش عشقش ز دور می‌گردی
اگر تو نقره صافی میانه را چه شدست

ز دردی غم و اندیشه سیر چون نشوی
جمال یار و شراب مغانه را چه شدست

اگر چه سرد وجودیت گرم درپیچید
به ره کنش به بهانه بهانه را چه شدست

شکایت ار ز زمانه کند بگو تو برو
زمانه بی‌تو خوشست و زمانه را چه شدست

درخت وار چرا شاخ شاخ وسوسه‌ای
یگانه باش چو بیخ و یگانه را چه شدست

در آن ختن که در او شخص هست و صورت نیست
مگو فلان چه کس است و فلانه را چه شدست

نشان عشق شد این دل ز شمس تبریزی
ببین ز دولت عشقش نشانه را چه شدست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 492 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 492 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است که با بیانی پرسش‌گر و هشداری، به نقد رخوت و غفلت سالک در مسیر سلوک می‌پردازد و او را به حرکت و جوشش در راه عشق الهی فرامی‌خواند. مولانا در این غزل با استفاده از تمثیل‌های دام و دانه، تنور آتش عشق و کوه و بیخ، بر لزوم رهایی از قید تعلقات و یگانگی درونی تأکید دارد و نشانه‌ی عشق حقیقی را در تجلی شمس تبریزی می‌بیند.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با زبانی سرشار از تذکر و ترغیب، به نقد حال سالکان در بند ظاهر و ترغیب آنان به حرکت درونی می‌پردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست به بام چند برآیی و خانه را چه شدست

شرح: مولانا خطاب به سالک غافل می‌گوید که تا کی از “دام” (اشاره به تعلقات دنیوی و موانع راه) می‌پرسی و نگران “دانه” (رزق و روزی مادی یا لذت‌های فانی) هستی که چه بر سر آن آمده است؟ و تا کی به “بام” (اشاره به ظواهر دنیا و مقامات اعتباری) بالا می‌روی و نگران “خانه” (اشاره به وجود مادی و تعلقات آن) هستی که چه حالی دارد؟ این بیت بر نکوهش دلبستگی به دنیا و غفلت از مقصد حقیقی تأکید دارد.

بیت دوم:

فسرده چند نشینی میان هستی خویش تنور آتش عشق و زبانه را چه شدست

شرح: تا کی در میان “هستی خویش” (وجود محدود و نفسانی خود) سرد و بی‌حرکت نشسته‌ای؟ “تنور آتش عشق” (اشاره به حرارت و شور عشق الهی) و “زبانه” (شعله‌ی آن) چه شده است که در وجود تو خاموش گشته؟ این بیت بر لزوم جوشش و حرارت درونی در راه عشق و نقد حال سالک بی‌حال تأکید دارد.

بیت سوم:

بگرد آتش عشقش ز دور می‎گردی اگر تو نقره صافی میانه را چه شدست

شرح: اگر تو “نقره صافی” (اشاره به وجود پاک و مستعد) هستی، چرا تنها از دور گرد “آتش عشقش” (آتش عشق معشوق) می‌گردی؟ نزدیکی و دخول در این آتش (فنا در عشق) چه شده است؟ این بیت بر لزوم نزدیکی و فنا در آتش عشق برای خالص شدن و رسیدن به کمال تأکید دارد و پرهیز از آن را نشانه‌ی خامی می‌داند.

بیت چهارم:

ز دردی غم و اندیشه سیر چون نشوی جمال یار و شراب مغانه را چه شدست

شرح: ای سالک، چرا از درد و غم و اندیشه‌های دنیوی سیر و بی‌نیاز نمی‌شوی؟ “جمال یار” (جمال معشوق الهی) و “شراب مغانه” (باده‌ی معرفت که از دیر مغان – نمادی از عالم معنا – می‌آید) چه شده است که تو را از این غم‌ها و اندیشه‌ها رهایی نمی‌بخشد؟ این بیت بر خاصیت غم‌زدایی و نجات‌بخشی عشق و معرفت الهی تأکید دارد و جای خالی آن را در زندگی سالک غافل بیان می‌کند.

بیت پنجم:

اگر چه سرد وجودیت گرم درپیچید به ره کنش به بهانه بهانه را چه شدست

شرح: اگرچه “سرد وجودیت” (وجود مادی و بی‌حال تو) با گرمی و شور عشق درآمیخت (یا در ابتدا با شور و حالی همراه بود)، چرا آن را در این راه “به بهانه” (با استفاده از بهانه‌ها و حیله‌ها) به حرکت در نمی‌آوری؟ بهانه‌ها و انگیزه‌های حرکت در راه چه شده است؟ این بیت بر لزوم حفظ و تداوم شور و حال اولیه در مسیر سلوک و نکوهش توقف و سستی تأکید دارد.

بیت ششم:

شکایت ار ز زمانه کند بگو تو برو زمانه بی‎تو خوشست و زمانه را چه شدست

شرح: اگر کسی از زمانه و مشکلات آن شکایت می‌کند، به او بگو که برو و به حال خود واگذار. زمانه بدون توجه به او (بدون قید و بند تعلقات او) خوش و بی‌دغدغه است و زمانه را چه شده که بخواهد در بند کسانی باشد که از آن شکایت دارند؟ این بیت بر بی‌اهمیت بودن شکایت از زمانه و بی‌تأثیر بودن این شکایت‌ها در نظم عالم تأکید دارد.

بیت هفتم:

درخت وار چرا شاخ شاخ وسوسه‎ای یگانه باش چو بیخ و یگانه را چه شدست

شرح: چرا مانند “درخت” (نمادی از کثرت و پراکندگی) شاخ شاخ “وسوسه” (پریشانی خاطر، افکار پراکنده) هستی؟ مانند “بیخ” (ریشه، نمادی از وحدت و یگانگی) یگانه و متمرکز باش. یگانگی و تمرکز درونی چه شده است؟ این بیت بر لزوم وحدت درونی و رهایی از پراکندگی افکار و وسوسه‌ها در مسیر سلوک تأکید دارد.

بیت هشتم:

در آن ختن که در او شخص هست و صورت نیست مگو فلان چه کس است و فلانه را چه شدست

شرح: در آن “ختن” (سرزمین مشک، نمادی از عالم معنا و حقیقت) که در آنجا تنها “شخص” (حقیقت، وجود مطلق) هست و “صورت” (شکل و ظاهر، تعینات مادی) نیست، سخن از “فلان چه کس است و فلانه را چه شدست” (صحبت از اشخاص و احوالات دنیوی) مگو. این بیت بر لزوم رهایی از قید اشخاص و تعلقات دنیوی در عالم معنا و توجه به حقیقت محض تأکید دارد.

بیت نهم:

نشان عشق شد این دل ز شمس تبریزی ببین ز دولت عشقش نشانه را چه شدست

شرح: این دل (دل مولانا) نشان و علامت عشق حقیقی شد، از اثر “شمس تبریزی” (مظهر تجلیات الهی). ببین که از “دولت عشقش” (برکت و سعادت عشق او) بر سر این نشانه (دل عاشق) چه آمده و چگونه متحول شده است. این بیت بر تأثیر عمیق و تحول‌آفرین عشق شمس تبریزی بر دل مولانا و مقام او به عنوان مظهر عشق الهی تأکید دارد.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 492 دیوان شمس، غزلی است با بیانی پرسش‌گر و هشداری که به نقد رخوت و غفلت سالک در مسیر سلوک می‌پردازد. مولانا در این غزل، با نکوهش دلبستگی به دنیا و غفلت از مقصد حقیقی، بر لزوم جوشش و حرارت درونی در راه عشق، نزدیکی و فنا در آتش عشق، و خاصیت غم‌زدایی و نجات‌بخشی عشق و معرفت الهی تأکید می‌کند. این غزل با بیان لزوم حفظ و تداوم شور و حال اولیه، نقد شکایت از زمانه، لزوم وحدت درونی، و رهایی از قید اشخاص در عالم معنا، تصویری از مسیر سلوک و نقش عشق در این راه ارائه داده و در نهایت با اشاره به شمس تبریزی، مقام او به عنوان مظهر عشق الهی و تأثیر تحول‌آفرین او را بیان می‌دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: