تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 972 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 972 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 972 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۷۲ دیوان شمس مولانا
عاشقانی که باخبر میرند
پیش معشوق چون شکر میرند

از الست آب زندگی خوردند
لاجرم شیوه دگر میرند

چونک در عاشقی حشر کردند
نی چو این مردم حشر میرند

از فرشته گذشته‌اند به لطف
دور از ایشان که چون بشر میرند

تو گمان می‌بری که شیران نیز
چون سگان از برون در میرند

بدود شاه جان به استقبال
چونک عشاق در سفر میرند

همه روشن شوند چون خورشید
چونک در پای آن قمر میرند

عاشقانی که جان یک دگرند
همه در عشق همدگر میرند

همه را آب عشق بر جگر است
همه آیند و در جگر میرند

همه هستند همچو در یتیم
نه بر مادر و پدر میرند

عاشقان جانب فلک پرند
منکران در تک سقر میرند

عاشقان چشم غیب بگشایند
باقیان جمله کور و کر میرند

و آنک شب‌ها نخفته‌اند ز بیم
جمله بی‌خوف و بی‌خطر میرند

و آنک این جا علف پرست بدند
گاو بودند و همچو خر میرند

و آنک امروز آن نظر جستند
شاد و خندان در آن نظر میرند

شاهشان بر کنار لطف نهد
نی چنین خوار و محتضر میرند

و انک اخلاق مصطفی جویند
چون ابوبکر و چون عمر میرند

دور از ایشان فنا و مرگ ولیک
این به تقدیر گفتم ار میرند

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۷۲ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۷۲ مولانا، تصویری باشکوه و متعالی از مرگ عاشقان واقعی است؛ مرگی که نه پایان، که اوج وصال و حیاتی دیگر است. مولانا در این غزل، با تأکید بر تفاوت مرگ عاشقان با دیگران، به مقام والای آنان در محضر معشوق، جاودانگی جان، و ارتقاء آنان به مرتبه‌ای فراتر از فرشتگان می‌پردازد. او با مقایسه‌ی سرنوشت عاشقان و منکران، به نقش عشق در گشودن چشم بصیرت و رسیدن به سعادت ابدی اشاره می‌کند و در نهایت، مرگ آن‌ها را نوعی فنای اختیاری می‌داند.

مرگ عاشقان، مرگی متفاوت

مولانا غزل را با بیان تفاوت مرگ عاشقان آغاز می‌کند:

عاشقانی که باخبر میرند پیش معشوق چون شکر میرند

«عاشقانی که با آگاهی و بصیرت (باخبر) از دنیا می‌روند،» «در حضور معشوق (با شیرینی و لذت) همچون شکر (که در آب حل می‌شود و از بین می‌رود) محو و فانی می‌شوند.» این بیت، بیانگر مرگ آگاهانه و اختیاری عاشقان که همراه با لذت فنا در معشوق است.

از الست آب زندگی خوردند لاجرم شیوه دگر میرند

«(این عاشقان) از روز الست (عهد ازلی) آب زندگی (معرفت و عشق الهی) را نوشیده‌اند،» «ناگزیر به شیوه‌ای متفاوت از دیگران می‌میرند (مرگی که عین حیات است).» این بیت، تأکید بر ازلی بودن عشق عاشقان و به همین دلیل، مرگ متفاوت و حیاتی آنان.

چونک در عاشقی حشر کردند نی چو این مردم حشر میرند

«چون (این عاشقان) در دنیا، خود را در عاشقی (با عشق الهی) محشور کرده‌اند (و در آن زیسته‌اند)،» «(پس) مانند این مردم عادی که در روز قیامت محشور می‌شوند، نمی‌میرند (بلکه مرگ آن‌ها خود نوعی حشر با معشوق است).» این بیت، بیانگر حشر دائمی عاشقان با معشوق حتی پیش از مرگ، که مرگ آن‌ها را نیز متفاوت می‌کند.

از فرشته گذشته‌اند به لطف دور از ایشان که چون بشر میرند

«(عاشقان) به لطف و عنایت الهی، از مرتبه‌ی فرشتگان نیز فراتر رفته‌اند،» «از آنان (دور باد و) حیف است که همچون انسان‌های عادی بمیرند.» این بیت، تأکید بر مقام والای عاشقان که فراتر از فرشتگان است و مرگشان نیز متفاوت.

تو گمان می‌بری که شیران نیز چون سگان از برون در میرند

«تو (ای مخاطب) گمان می‌بری که شیران (عاشقان قدرتمند و باشکوه) نیز،» «مانند سگان (افراد پست و بی‌ارزش) در بیرون در (با خواری و حقارت) می‌میرند؟ (هرگز چنین نیست).» این بیت، مقایسه‌ی عاشقان با شیران و دیگران با سگان، و بیان مرگ با عزت عاشقان.

استقبال معشوق و روشنی عاشقان

مولانا به استقبال معشوق از عاشقان و روشنی آن‌ها اشاره می‌کند:

بدود شاه جان به استقبال چونک عشاق در سفر میرند

«شاه جان (معشوق/خداوند) به استقبال می‌دود (می‌شتابد)،» «هنگامی که عاشقان در سفر (آخرت) می‌روند (و به سوی او بازمی‌گردند).» این بیت، تصویری زیبا از استقبال پرشور معشوق از عاشقان در لحظه‌ی مرگ.

همه روشن شوند چون خورشید چونک در پای آن قمر میرند

«تمامی (عاشقان) همچون خورشید روشن و درخشان می‌شوند،» «چون در پای آن قمر (معشوق/شمس تبریزی که نماد زیبایی و نور است) فنا شوند.» این بیت، بیانگر نورانی شدن عاشقان در اثر فنا در معشوق که خود منبع نور و زیبایی است.

عاشقانی که جان یک دگرند همه در عشق همدگر میرند

«عاشقانی که جان یکدیگرند (یعنی وجودشان در عشق به هم پیوسته و متحد است)،» «همگی در عشق همدیگر (و عشق به معشوق واحد) می‌میرند.» این بیت، تأکید بر وحدت جان‌های عاشقان و فنای آن‌ها در عشق مشترک به معشوق.

همه را آب عشق بر جگر است همه آیند و در جگر میرند

«همه‌ی آن‌ها (عاشقان) آب عشق (حقیقت عشق) را بر جگر (درون) خود دارند (و از آن سیراب شده‌اند)،» «همگی می‌آیند و در (همان) جگر (که جایگاه عشق است) می‌میرند (و با عشق خود یکی می‌شوند).» این بیت، بیانگر سیراب شدن عاشقان از آب عشق و فنای آن‌ها در عمق وجودشان که آکنده از عشق است.

همه هستند همچو در یتیم نه بر مادر و پدر میرند

«همه‌ی آن‌ها (عاشقان) مانند درّ یتیم (گوهری بی‌نظیر و بی‌همتا) هستند،» «(و به همین دلیل) نه بر (دست) مادر و پدر (تعلقات دنیوی و علل ظاهری) می‌میرند (و به آنها وابسته نیستند).» این بیت، تأکید بر استقلال و بی‌همتایی عاشقان که از تعلقات ظاهری و دنیوی رها هستند.

پرواز عاشقان و سرنوشت منکران

مولانا به سرنوشت متفاوت عاشقان و منکران اشاره می‌کند:

عاشقان جانب فلک پرند منکران در تک سقر میرند

«عاشقان به سوی آسمان (فلک) پرواز می‌کنند،» «(اما) منکران (حقیقت) در ته دوزخ (سقر) فرو می‌روند.» این بیت، تأکید بر تفاوت سرنوشت عاشقان و منکران در عالم آخرت.

عاشقان چشم غیب بگشایند باقیان جمله کور و کر میرند

«عاشقان چشم غیب (چشم بصیرت) خود را می‌گشایند (و حقایق را می‌بینند)،» «(اما) بقیه‌ی مردم (که عاشق نیستند) همگی کور و کر (نسبت به حقایق) می‌میرند.» این بیت، بیانگر بصیرت معنوی عاشقان در مقابل جهل و نادانی دیگران.

و آنک شب‌ها نخفته‌اند ز بیم جمله بی‌خوف و بی‌خطر میرند

«و آن کسانی که شب‌ها (از ترس خدا و قیامت) نخفته‌اند (و بیدار بوده‌اند)،» «همگی بدون هیچ ترس و خطری می‌میرند (زیرا از قبل آماده بوده‌اند).» این بیت، تأکید بر آرامش و امنیت کسانی که در دنیا از خدا می‌ترسیدند و آماده‌ی مرگ بودند.

و آنک این جا علف پرست بدند گاو بودند و همچو خر میرند

«و آن کسانی که در این دنیا پرستش‌کننده‌ی علف (دنیا و مادیات) بودند،» «(مانند) گاو بودند و همچون خر می‌میرند (بدون هیچ معرفت و بصیرتی).» این بیت، نکوهش دنیاپرستان و مادی‌گرایان و مقایسه مرگ آن‌ها با حیوانات.

و آنک امروز آن نظر جستند شاد و خندان در آن نظر میرند

«و آن کسانی که امروز (در دنیا) آن نظر (لطف و عنایت الهی) را جستجو کردند،» «شاد و خندان در (همان) نظر (لطف و کرم الهی) می‌میرند (و به وصال می‌رسند).» این بیت، بیانگر شادی و خشنودی کسانی که طالب لطف الهی بوده‌اند در لحظه‌ی مرگ.

شاهشان بر کنار لطف نهد نی چنین خوار و محتضر میرند

«شاه (معشوق/خداوند) آن‌ها را بر آغوش لطف خود می‌نشاند (و مورد رحمت قرار می‌دهد)،» «نه اینکه (عاشقان) اینچنین خوار و در حال احتضار (با سختی) بمیرند.» این بیت، تأکید بر مرگ با عزت و آرامش عاشقان در آغوش لطف الهی.

و انک اخلاق مصطفی جویند چون ابوبکر و چون عمر میرند

«و آن کسانی که اخلاق پیامبر (ص) را جستجو می‌کنند (و به آن اقتدا می‌کنند)،» «همچون ابوبکر و عمر (با عزت و اقتدا به راه پیامبر) می‌میرند.» این بیت، تأکید بر اهمیت اقتدا به اخلاق پیامبر (ص) و صحابه بزرگوار برای کسب مرگی با عزت.

دور از ایشان فنا و مرگ ولیک این به تقدیر گفتم ار میرند

«فنا و مرگ (به معنای نابودی) از آن‌ها (عاشقان) دور باد،» «اما این (مواردی که گفتم) را به تقدیر (فرض) گفتم، اگر بمیرند (در حقیقت آن‌ها نمی‌میرند).» این بیت، پایان غزل با تأکید بر جاودانگی و عدم فنای عاشقان؛ مرگ آن‌ها تنها از دید ظاهری است.

نکات مهم

  • مرگ آگاهانه و اختیاری عاشقان: عاشقان با بصیرت و شیرینی در معشوق فانی می‌شوند.
  • منشأ ازلی عشق: عشق آنان از عهد الست است و لذا مرگشان نیز متفاوت است.
  • حشر دائمی با معشوق: عاشقان در دنیا نیز با عشق محشورند و مرگشان عین وصال است.
  • مقام والای عاشقان: آن‌ها از فرشتگان فراتر رفته‌اند و مرگشان با عزت است، نه مانند سگان.
  • استقبال معشوق: شاه جان به استقبال عاشقان می‌شتابد.
  • نورانیت و وحدت عاشقان: آن‌ها چون خورشید روشن می‌شوند و جانشان در عشق به هم پیوسته است.
  • بی‌نیازی از تعلقات دنیوی: عاشقان مانند در یتیم بی‌همتا و مستقل از مادر و پدر (دنیا) هستند.
  • پرواز عاشقان به فلک: سرنوشت آنان صعود به آسمان در مقابل سقوط منکران به دوزخ است.
  • بصیرت معنوی: عاشقان چشم غیب می‌گشایند و دیگران کور و کر می‌میرند.
  • آرامش در مرگ: بیداران شب، بی‌خوف و خطر می‌میرند، در حالی که دنیاپرستان چون چارپایان.
  • لطف و بخشش الهی: شاه (معشوق) عاشقان را در آغوش لطف خود می‌گیرد.
  • اقتدا به اخلاق پیامبر (ص): کسانی که به اخلاق نبوی می‌پیوندند، مرگی با عزت دارند.
  • جاودانگی عاشقان: در نهایت، مولانا تأکید می‌کند که فنا و مرگ به معنای واقعی از عاشقان دور است.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۷۲ مولانا، مرگ عاشقان را نه یک پایان تلخ، بلکه تجربه‌ای متعالی و آمیخته با وصال و حیات جاودانه به تصویر می‌کشد. مولانا با تمایز قائل شدن میان “عاشقانی که باخبر میرند” و دیگران، بر شیرینی فنا در محضر معشوق تأکید می‌کند. او با اشاره به نوشیدن “آب زندگی” از “الست”، به ازلی بودن عشق آن‌ها و در نتیجه، متفاوت بودن شیوه‌ی مرگشان می‌پردازد. مولانا جایگاه عاشقان را بالاتر از فرشتگان می‌داند و مرگ آن‌ها را با عزّت شیران مقایسه می‌کند، در مقابل مرگ خواری که برای منکران متصور است.

در ادامه، مولانا با تصویری دلنشین از “شاه جان” که به “استقبال” عاشقان می‌شتابد، به روشن شدن آن‌ها “چون خورشید” در پای “آن قمر” (معشوق) اشاره می‌کند. او وحدت جان‌های عاشقان و سیراب شدن جگرشان از “آب عشق” را دلیل بی‌همتایی آنان می‌داند که مانند “درّ یتیم” از تعلقات دنیوی رها هستند. مولانا با مقایسه‌ی سرنوشت عاشقان (پرواز به فلک و گشودن چشم غیب) با منکران (سقوط به سقر و مرگ کور و کر)، به اهمیت بصیرت معنوی اشاره می‌کند. او آن‌ها که در دنیا شب‌ها بیدار بوده‌اند را “بی‌خوف و بی‌خطر” در مرگ می‌بیند، در حالی که دنیاپرستان را “چون خر” می‌داند. در نهایت، مولانا با اشاره به “شاه” که عاشقان را “بر کنار لطف نهد” و تأکید بر اقتدا به “اخلاق مصطفی” برای کسب مرگی با عزت، غزل را با تصریح بر عدم فنا و جاودانگی واقعی عاشقان به پایان می‌برد. این غزل پیامی از عظمت عشق الهی، جاودانگی روح، و تمایز مرگ عاشقان با دیگران به دلیل بصیرت و وصال آنان با حقیقت مطلق را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: