تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 873 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 873 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 873 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۷۳ دیوان شمس مولانا

خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود
شفتالوی بدزدم او خود نخفته بود

خندید و گفت روبه آخر به زیرکی
از دست شیر صید کجا سهل درربود

مر ابر را که دوشد و آن جا که دررسد
الا مگر که ابر نماید به خویش جود

معدوم را کجاست به ایجاد دست و پا
فضل خدای بخشد معدوم را وجود

معدوم وار بنشین زیرا که در نماز
داد سلام نبود الا که در قعود

بر آتش آب چیره بود از فروتنی
کآتش قیام دارد و آب است در سجود

چون لب خموش باشد دل صدزبان شود
خاموش چند چند بخواهیش آزمود

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۷۳ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۷۳ مولانا، غزلی عارفانه و عمیق است که به نقش فضل الهی، لزوم تسلیم و نیستی در برابر حق، و قدرت سکوت در رسیدن به بصیرت می‌پردازد. مولانا با تمثیل‌های زیبا، ماهیت قدرت مطلق الهی و بی‌اختیاری انسان در برابر آن را بیان می‌کند و در نهایت، به اهمیت خاموشی و شهود باطنی اشاره دارد.

فریب خیال و قدرت مطلق الهی

مولانا غزل را با بیان فریب خیال و قدرت مطلق معشوق آغاز می‌کند:

خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود شفتالوی بدزدم او خود نخفته بود

«دلبر (معشوق/حق) خود را خوابیده نشان داد (به ظاهر غافل بود)، من گفتم که (با غفلت او) به سرعت (از باغ وجود او) شفتالو (لطف و فیضی) بدزدم،» «(اما) او خودش خواب نبود (و از کار من آگاه بود).» این بیت، بیانگر خطای انسان در پنداشتن غفلت معشوق؛ انسان گاهی گمان می‌کند می‌تواند از لطف الهی بی‌اذن او بهره‌مند شود، اما خداوند همواره آگاه است.

خندید و گفت روبه آخر به زیرکی از دست شیر صید کجا سهل درربود

«(دلبر/حق) خندید و گفت: “ای روباه (مکار و حقیر)، آخر تو با زیرکی‌ات» «چگونه می‌توانی صید را به آسانی از دست شیر (قدرتمند و صاحب‌اختیار) بربایی؟”» این بیت، تمثیلی از قدرت بی‌کران الهی در برابر ضعف و ناچیزی انسان؛ انسان نمی‌تواند بدون اذن و اراده‌ی حق، چیزی را به دست آورد.

فضل الهی و نقش نیستی

مولانا به نقش فضل الهی در ایجاد وجود و اهمیت نیستی اشاره می‌کند:

مر ابر را که دوشد و آن جا که دررسد الا مگر که ابر نماید به خویش جود

«به ابر چه کسی فرمان می‌دهد که ببارد (دوشد، از فعل دوشیدن به معنای باریدن) و به کجا برسد؟» «جز اینکه (این اتفاق نمی‌افتد) مگر اینکه ابر (خودش) به خودی خود بخشش (جود) کند (که این محال است و فرمان از بالاست).» این بیت، بیانگر بی‌اختیاری مخلوقات در بخشش و فیض‌رسانی؛ هرچه در عالم رخ می‌دهد، از اراده‌ی الهی است و هیچ موجودی از خود جودی ندارد.

معدوم را کجاست به ایجاد دست و پا فضل خدای بخشد معدوم را وجود

«معدوم (چیزی که وجود ندارد و نیستی محض است)، چگونه می‌تواند دست و پا (قدرت و اختیار) برای ایجاد (هست شدن) داشته باشد؟» «(تنها) فضل خداوند است که به معدوم وجود (هستی) می‌بخشد.» این بیت، تأکید بر قدرت مطلق الهی در خلقت از نیستی (معدوم)؛ انسان در اصل معدوم بوده و هستی‌اش تنها از فضل خداست.

معدوم وار بنشین زیرا که در نماز داد سلام نبود الا که در قعود

«(پس) مانند معدوم (نیستی و بی‌اختیار) بنشین (و در برابر حق تسلیم باش)، زیرا در نماز،» «سلام دادن (کنایه از پایان کار و تسلیم کامل) نبود (ممکن نیست) مگر در حالت قعود (نشستن و اظهار عجز و تسلیم).» این بیت، دعوتی به تسلیم و فنا در برابر حق؛ همان‌طور که سلام نماز در حالت نشسته (قنوت) داده می‌شود، انسان نیز باید در مقام نیستی و عجز باشد تا به حقیقت رسد.

فروتنی و خاموشی

مولانا به فروتنی آب و قدرت سکوت اشاره می‌کند:

بر آتش آب چیره بود از فروتنی کآتش قیام دارد و آب است در سجود

«آب بر آتش چیره شد، (این غلبه) از روی فروتنی (و تواضع) آب بود،» «زیرا آتش در حالت قیام (سرکشی و شعله‌ور بودن) است و آب در حالت سجود (فروتنی و ریزش).» این بیت، تمثیلی از برتری فروتنی و تواضع بر سرکشی؛ تواضع (آب) بر خودبینی (آتش) غلبه می‌کند.

چون لب خموش باشد دل صدزبان شود خاموش چند چند بخواهیش آزمود

«هنگامی که لب (از سخن گفتن ظاهری) خاموش باشد، دل (باطن انسان) به صد زبان (شوق و حکمت) سخن می‌گوید،» «(پس) خاموش باش (ای مولانا/مخاطب)، تا کی می‌خواهی (قدرت سکوت را) بیازمایی؟» این بیت، دعوتی صریح به سکوت و پرهیز از گفتار زائد؛ در سکوت است که قلب به حکمت و الهامات الهی می‌رسد.

نکات مهم

  • آگاهی مطلق الهی: خداوند همواره آگاه است و انسان نمی‌تواند بدون اذن او کاری انجام دهد یا فیضی کسب کند.
  • ضعف انسان در برابر قدرت حق: انسان در برابر قدرت بی‌کران الهی ناچیز و بی‌اختیار است، مانند روباه در برابر شیر.
  • فضل الهی، منشأ وجود: هیچ موجودی از خود وجود و اختیاری ندارد و هر هستی‌ای تنها از فضل و کرم الهی است.
  • لزوم نیستی و تسلیم: انسان باید در برابر حق، خود را معدوم و ناچیز بداند و در مقام تسلیم و عجز باشد.
  • برتری تواضع: تواضع و فروتنی (مانند آب) بر سرکشی و خودبینی (مانند آتش) غالب است.
  • قدرت سکوت: در سکوت است که دل انسان صد زبان می‌شود و به حکمت‌ها و الهامات باطنی دست می‌یابد.

نتیجه‌گیری

غزل ۸۷۳ مولانا، پیامی از تسلیم و نیستی در برابر اراده‌ی مطلق الهی است. مولانا با تمثیل‌های ساده و در عین حال عمیق، به انسان گوشزد می‌کند که پندارِ اختیار و قدرتِ خود، توهمی بیش نیست و هرچه هست، از فضل و اراده‌ی بی‌کران خداوند سرچشمه می‌گیرد. او لزوم نیستی‌ورزی و فروتنی را برای رسیدن به حقیقت برجسته می‌کند و در نهایت، قدرت خارق‌العاده‌ی سکوت و خاموشی را در گشودن زبان دل و دریافت الهامات باطنی بیان می‌دارد. این غزل دعوتی است به رهایی از خودبینی و پناه بردن به عالم بی‌اختیاری در برابر حق، تا انسان به بصیرت و حکمت حقیقی دست یابد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: