مطالب پیشنهادی![]()
برای تو فدا کردیم جانها
کشیده بهر تو زخم زبانها
شنیده طعنههای همچو آتش
رسیده تیر کاری زان کمانها
اگر دل را برون آریم پیشت
ببخشایی بر آن پرخون نشانها
اگر دشمن تو را از من بدی گفت
مها دشمن چه گوید جز چنانها
بیا ای آفتاب جمله خوبان
که در لطف تو خندد لعل کانها
که بیتو سود ما جمله زیانست
که گردد سود با بودت زیانها
گمان او بسستش زهر قاتل
که در قند تو دارد بدگمانها
غزل شماره ۱۱۱ از دیوان شمس مولانا با مطلع «برای تو فدا کردیم جانها / کشیده بهر تو زخم زبانها»، غزلی است که سراسر بیان فداکاری، ایثار در راه معشوق و بیاعتنایی به زخم زبان و طعن بدخواهان است. مولانا در این غزل، عمق عشق و تعهد خود و یاران طریقت را نسبت به حق و حقیقت (که در وجود معشوق یا پیر تجلی یافته) به تصویر میکشد.
در این غزل، شاعر با لحنی قاطع و ایثارگرانه بیان میکند که “برای تو فدا کردیم جانها”. این فداکاری، نهایت از خود گذشتگی در راه عشق الهی است. این جانفشانی تنها در میدان نبرد نیست، بلکه در تحمل رنجها و “کشیده بهر تو زخم زبانها” و شنیدن “طعنههای همچو آتش” نیز هست. عاشقان در راه معشوق، نه تنها از جان خود میگذرند، بلکه در برابر نیش زبان بدخواهان و “تیر کاری زان کمانها” (کنایه از سخنان گزنده) نیز صبر پیشه میکنند.
مولانا در ادامه با بیانی استعاری میگوید: “اگر دل را برون آریم پیشت / ببخشایی بر آن پرخون نشانها”. دل عاشق در راه عشق زخمها برداشته و خونین است. آوردن این دل خونین در پیشگاه معشوق، نشانهای از صداقت و رنجی است که در این راه متحمل شده است. امید به بخشش و نظر لطف معشوق بر این دل رنجور و پرنشان از عشق، در این بیت موج میزند.
در بیتی دیگر، به سخنان دشمنان اشاره میکند و با لحنی توأم با بیاعتنایی میگوید: “اگر دشمن تو را از من بدی گفت مها دشمن چه گوید جز چنانها”. این نشاندهنده این است که از دشمن جز بدگویی انتظار نمیرود و سخنان او در نظر عاشق ارزشی ندارد. تمرکز عاشق بر معشوق است و نه بر قضاوتهای اغیار.
سپس، مولانا با خطاب به معشوق به عنوان “آفتاب جمله خوبان”، او را به جلوهگری و تابش فرامیخواند. در پرتو “لطف” این آفتاب، “لعل کانها” (گوهرهای ارزشمند و حقایق پنهان) میخندند. این بدان معناست که زیبایی و لطف معشوق، منبع تجلی زیباییها و آشکار شدن حقایق است.
در بیتی کلیدی، مولانا به بیاعتباری سود و زیان مادی در غیاب معشوق اشاره میکند و میگوید: “که بیتو سود ما جمله زیانست / که گردد سود با بودت زیانها”. در عالم بدون حضور حق، هر آنچه سود به نظر میرسد، در حقیقت زیان است؛ چرا که انسان را از حقیقت دور میکند. اما در حضور معشوق، حتی آنچه در ظاهر زیان به نظر میرسد، در واقع سود است و موجب قرب و وصول میشود. این بیانگر نگاه توحیدی و ارزشیابی امور بر اساس نسبت آنها با معشوق ازلی است.
در بیت پایانی، به بدگمانی برخی نسبت به “قند” (شیرینی و لطف) معشوق اشاره میکند و میگوید که “گمان او بسستش زهر قاتل / که در قند تو دارد بدگمانها”. کسانی که نسبت به لطف و عنایت الهی بدگمان هستند، همین بدگمانی برایشان همچون زهر کشنده است. آنها شیرینی معشوق را درک نمیکنند و در آن گمان بد میبرند، در حالی که این شیرینی مایه حیات است.
به طور کلی، غزل ۱۱۱ مولانا غزلی است در ستایش فداکاری و ایثار در راه عشق الهی، بیاعتنایی به ملامت بدخواهان، و درک این حقیقت که ارزش واقعی امور در نسبت آنها با معشوق ازلی است. این غزل با تأکید بر جلوه زیبایی و لطف الهی که منبع همه خیرات است، بدگمانی نسبت به حق را ریشه شقاوت و محرومیت میداند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر