مطالب پیشنهادی![]()
فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری
تفسرها سرا و تکنی به جهرا
و انشرت امواتا و احییتهم بها
فدیتک ما ادریک بالامر ما ادری
فعادوا سکاری فی صفاتک کلهم
و ما طعموا ثما و لا شربوا خمرا
ولکن بریق القرب افنی عقولهم
فسبحان من ارسی و سبحان من اسری
سلام علی قوم تنادی قلوبهم
بالسنه الاسرار شکرا له شکرا
فطوبی لمن ادلی من الجد دلوه
و فی الدلو حسنا یوسف قال یا بشری
یطالع فی شعشاع و جنه یوسف
حقائق اسرار یحیط بها خبرا
تجلی علیه الغیب و اندک عقله
کما اندک ذاک الطور و استهدم الصخرا
فظل غریق العشق روحا مجسما
و نورا عظیما لم یذر دونه سترا
غزل شماره ۲۶۸ از دیوان شمس مولانا با بیانی از فداکاری عمیق در برابر معشوقی که منبع وحی و تجلیات الهی است آغاز میشود: «فَدَیتُکَ یا ذَا الوَحیِ آیاتُهُ تَتَری / تفسرها سرا و تکنی به جهرا». شاعر میگوید: “(به زبان عربی) فدایت شوم، ای صاحب وحی (الهی)، که آیات و نشانههایش پی در پی میرسد”. “فَدَیتُکَ” بیانگر نهایت عشق و فداکاری است. “یا ذَا الوَحیِ” (ای صاحب وحی) به معشوق (که میتواند حق، یا پیر کامل باشد) اشاره دارد که منبع الهامات، حقایق غیبی، و پیامهای آسمانی است. “آیاتُهُ تَتَری” (آیاتش پی در پی میآید) نشان میدهد که تجلیات و نشانههای الهی در عالم هستی و در وجود انسان پیوسته و بیوقفه در حال رخ دادن است. “(این آیات را) پنهانی (سرا) تفسیر میکند و آشکارا (جهرا) به آن اشاره مینماید”. معشوق (یا وحی الهی) هم در خلوت جان و به صورت رمزی و پنهان حقایق را میگشاید و هم در عالم ظاهر به صورت آشکارا نشانهها و اشاراتی ارائه میدهد. این آغاز، بیانگر عظمت معشوق به عنوان منبع وحی و تجلیات مستمر الهی، و شیوههای گوناگون درک این حقایق (پنهان و آشکار) است.
«و انشرت امواتا و احییتهم بها / فدیتک ما ادریک بالامر ما ادری». زنده شدن مردگان با وحی الهی و علم معشوق: “(به زبان عربی) و مردگان را پراکنده ساختی و با آن (وحی) ایشان را زنده کردی”. وحی الهی و دم مسیحایی معشوق، جانهای مردهی غافلان را زنده میکند و حیاتی نو میبخشد. “فدایت شوم، چه دانای تو را به این امر دانا ساخت؟ آنچه من میدانم، او میداند”. بیانگر علم لدنّی و بیواسطهی معشوق به حقایق است. شاعر در نهایت فروتنی، علم خود را در برابر علم او ناچیز میشمارد و معتقد است که علم حقیقی را او از منبع اصلی دریافت کرده است. این بیت، بیانگر قدرت حیاتبخش وحی الهی و علم بیواسطهی معشوق است.
«فعادوا سکاری فی صفاتک کلهم / و ما طعموا ثما و لا شربوا خمرا / ولکن بریق القرب افنی عقولهم / فسبحان من ارسی و سبحان من اسری». مستی در صفات الهی و بیخودی عقل در پرتو قرب: “(به زبان عربی) پس همه در صفات تو (ای معشوق، ای حق) مست و بیخود شدند”. تجلی صفات الهی موجب مستی و فنای عاشقان میشود. “و (حال آنکه) نه طعامی چشیدند و نه شرابی نوشیدند”. این مستی نه از اسباب مادی، بلکه مستی روحانی و ناشی از تجلی حق است. “(بلکه) درخشش قرب (الهی) عقلهایشان را فانی ساخت”. نزدیکی به ذات الهی و تابش انوار الهی، عقل جزئی را محو و نابود میکند. “پس پاک و منزه است آنکه بنیاد نهاد (ارسی) و پاک و منزه است آنکه (به معراج) سیر داد (اسری)”. خداوند هم بنیاد هستی را نهاده و هم سالکان را به معراج و قرب خود رسانده است. این ابیات، بیانگر مستی ناشی از تجلی صفات الهی، معراج روحانی، و فنای عقل در پرتو قرب الهی و منزه بودن خداوند از نقص است.
«سلام علی قوم تنادی قلوبهم / بالسنه الاسرار شکرا له شکرا». سلام بر اهل دل و شکرگزاری ایشان با زبان اسرار: “(به زبان عربی) سلام بر قومی که دلهایشان ندا میدهد”. سلام و درود بر کسانی که قلبشان بیدار و در حال ارتباط با حق است. “با زبان اسرار، او را شکر میگویند، شکر”. این قوم، با زبانی رمزی و از عالم باطن (لسان اسرار)، خداوند را شکر و سپاس میگویند. تکرار “شکرا” تأکید بر کثرت و عمق شکرگزاری است. این بیت، بیانگر فضیلت اهل دل و ارتباط باطنی ایشان با حق و شکرگزاری ایشان با زبان رمزی است.
«فطوبی لمن ادلی من الجد دلوه / و فی الدلو حسنا یوسف قال یا بشری». خوشا بر کسی که از چاه هستی بهره گیرد و جمال حق را ببیند: “(به زبان عربی) پس خوشا (طوبی) بر کسی که سطل (دل) خود را با جدیت (از چاه هستی، یا چاه حقیقت) پایین فرستاد”. کسی که با همت و تلاش، برای دریافت حقایق و فیوضات الهی آماده میشود. “و در سطل (دل) زیبایی را دید و یوسف (یعنی زیبایی الهی) گفت: ای بشارت!”. با بهرهمندی از فیض الهی، جمال حق را در باطن خود مشاهده میکند و این مشاهده مایهی بشارت و شادی است، مانند دیدن یوسف در چاه و بشارت رسیدن. این بیت، بیانگر فضیلت تلاش در راه طلب، دریافت فیض الهی، مشاهدهی جمال حق در باطن، و شادی و بشارت ناشی از این مشاهده است.
«یطالع فی شعشاع و جنه یوسف / حقائق اسرار یحیط بها خبرا». مطالعهی حقایق در پرتو جمال یوسف و احاطهی خبری: “(به زبان عربی) در درخشش (شعشاع) و زیبایی (جنه) یوسف (جمال الهی) مطالعه میکند”. سالک در پرتو نور و جمال حق، به مطالعه و درک حقایق هستی میپردازد. “حقایق اسرار را (درمییابد) و به خبر (آگاهی) آنها احاطه پیدا میکند”. به باطن امور پی میبرد و به حقایق پنهان احاطه و آگاهی کامل مییابد. این بیت، بیانگر درک حقایق هستی در پرتو جمال الهی و احاطهی سالک بر اسرار غیبی است.
«تجلی علیه الغیب و اندک عقله / کما اندک ذاک الطور و استهدم الصخرا». تجلی غیب و فنای عقل در برابر عظمت آن: “(به زبان عربی) غیب بر او تجلی کرد و عقل او فروریخت و نابود شد”. هنگامی که حقایق غیبی و انوار الهی بر سالک آشکار میشود، عقل جزئی تاب تحمل این عظمت را ندارد و محو میشود. “همانطور که کوه طور فروریخت و سنگ آن فرو ریخت”. اشاره به داستان تجلی خداوند بر کوه طور و بیتابی و فروپاشی کوه در برابر آن تجلی. این بیت، بیانگر شدت تجلی غیب و فنای عقل بشری در برابر عظمت الهی است.
«فظل غریق العشق روحا مجسما / و نورا عظیما لم یذر دونه سترا». غرق شدن در عشق و تجسم روح و نور عظیم بیحجاب: “(به زبان عربی) پس او غرق عشق شد، روحی که مجسم شده است”. سالک در عشق الهی مستغرق میشود و روح او به کمالی میرسد که گویی مجسم شده است. “و نوری عظیم که هیچ حجابی در برابر آن گذاشته نشده است”. در این مقام، نور الهی بیپرده و آشکار بر او میتابد. این بیت، بیانگر نهایت فنا در عشق، کمال روحانی، و مشاهدهی بیحجاب نور عظیم الهی است.
غزل ۲۶۸ مولانا، غزلی است در بیان عظمت معشوق به عنوان منبع وحی و تجلیات الهی و تأثیر این تجلیات بر جان عاشق. پیام اصلی غزل، فداکاری و تسلیم کامل در برابر صاحب وحی است که آیات و نشانههایش پیوسته در عالم ظاهر و باطن هویداست و جانهای مرده را زنده میکند. غزل بر علم بیواسطهی معشوق و فنای عقل در برابر درخشش قرب الهی تأکید دارد و مستی ناشی از تجلی صفات الهی را برتر از مستی مادی میداند. غزل بر فضیلت اهل دل و شکرگزاری ایشان با زبان اسرار اشاره دارد و مقام بینظیر شمس تبریزی در انسانسازی را بیان میکند. فضیلت تلاش در راه طلب، دریافت فیض الهی و مشاهدهی جمال حق در باطن از دیگر مضامین غزل است. غزل به ناتوانی عقل در برابر تجلی غیب و فنای آن در برابر عظمت الهی اشاره میکند و نهایت فنا در عشق، کمال روحانی و مشاهدهی بیحجاب نور عظیم الهی را بیان میدارد. غزل بر صاحب وحی، آیات پی در پی، تفسیر پنهان و آشکار، زنده کردن مردگان، علم معشوق، فنای عقل، مستی روحانی، قرب الهی، منزه بودن خداوند، اهل دل، شکرگزاری با اسرار، تلاش در طلب، فیض الهی، جمال حق، بصیرت باطن، تجلی غیب، ناتوانی عقل، فنا در عشق، کمال روحانی، و نور بیحجاب تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر