تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 705 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 705 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 705 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۰۵ دیوان شمس مولانا

ای کز تو همه جفا وفا شد
آن عهد و وفای تو کجا شد

با روی تو سور شد عزاها
بی روی تو سورها عزا شد

شد بی‌قدمت سرا خرابه
باز از تو خرابه‌ها سرا شد

از دعوت تو فنا شود هست
وز هجر تو هست‌ها فنا شد

ای کشته مرا به جرم آنک
از من راضی به جان چرا شد

آن تخم عطای تست در جان
کو را کف دست باسخا شد

اعنات مهیجست جان را
ور نی ز چه روی جان گدا شد

گر عاشق داد نیست جودت
پس جان ز چه عاشق دعا شد

زد پرتو ساقییت بر ابر
کز عکس تو ابرها سقا شد

زد عکس صبوری تو بر کوه
تسکین زمین و متکا شد

زد عکس بلندی تو بر چرخ
معنی تو صورت سما شد

از حسن تو خاک هم خبر یافت
شد یوسف خوب و دلربا شد

از گفت بدار چنگ کز وی
بی گفت تو فهم بانوا شد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۰۵ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۰۵ مولانا، غزلی پر از تناقض‌نمایی‌های هنرمندانه و بیان قدرت دگرگون‌کننده‌ی معشوق است. مولانا در این غزل، بر محوریت مطلق معشوق در هستی، توانایی او در تبدیل هر پدیده‌ای به ضد آن، و جایگاه بی‌نظیر او در حیات و معرفت تأکید می‌کند. او با سراپا پرسش و بیان تأثیرات شگرف معشوق بر عالم، به اوج ستایش و اعتراف به قدرت بی‌همتای او می‌رسد.

معشوق، محور تحول و دگرگونی

مولانا غزل را با بیان قدرت متحول‌کننده‌ی معشوق آغاز می‌کند:

ای کز تو همه جفا وفا شد آن عهد و وفای تو کجا شد

«ای (معشوقی) که به واسطه‌ی تو، همه‌ی جفاها (ستم‌ها و سختی‌ها) به وفا (عنایت و لطف) تبدیل شد،» «(پس) آن عهد و وفای (ابدی) تو اکنون کجاست؟ (چرا اکنون خود را پنهان کرده‌ای؟)» این بیت به قدرت معشوق در تبدیل مصیبت به رحمت و در عین حال، پرسشی از حضور همیشگی او.

با روی تو سور شد عزاها بی روی تو سورها عزا شد

«با دیدن روی (جمال) تو، عزاها (ماتم‌ها و غم‌ها) به سور (جشن و شادی) تبدیل شد،» «(اما) بدون روی تو، سورها نیز به عزا (ماتم) بدل می‌شود.» این بیت به نقش محوری معشوق در تعیین حال و هوای هستی و زندگی، و بی‌ارزشی شادی‌های دنیوی بدون حضور او اشاره دارد.

شد بی‌قدمت سرا خرابه باز از تو خرابه‌ها سرا شد

«بدون حضور (قدم) تو، خانه‌ها (سراها) به خرابه تبدیل شد،» «(اما) باز هم به واسطه‌ی تو، خرابه‌ها به خانه‌ها (مکان‌های آباد و دلنشین) تبدیل گشت.» این بیت به احیاگری معشوق و توانایی او در آباد کردن دل‌ها و مکان‌هایی که از رونق افتاده‌اند.

از دعوت تو فنا شود هست وز هجر تو هست‌ها فنا شد

«از دعوت و اشاره‌ی تو (معشوق)، هر هستی‌ای می‌تواند به فنا (نیستی مطلق) تبدیل شود،» «و از هجر (دوری) تو، هستی‌ها (وجودها) به فنا (نیستی) گراییدند.» این بیت به قدرت بی‌انتهای معشوق در قبض و بسط هستی، و اینکه هم فنای از هستی و هم فنای هستی، به اراده‌ی اوست.

پرسش و راز شیدایی عاشق

مولانا به پرسش از حال عاشق و راز شوریدگی‌اش می‌پردازد:

ای کشته مرا به جرم آنک از من راضی به جان چرا شد

«ای (معشوقی) که مرا به جرم (اینکه) کشته‌ای،» «(چگونه) از من (که قربانی تو شده‌ام)، به جان (یعنی صرفاً به گرفتن جان من) راضی شدی؟ (اینکه جان مرا گرفتی کافی نیست، من طالب فنای کامل‌تری هستم).» این بیت به عمق فداکاری عاشق و طلب فنای مطلق‌تر در راه معشوق، فراتر از صرف جان دادن.

آن تخم عطای تست در جان کو را کف دست باسخا شد

«آن تخم (جوانه‌ی) عطای تو (بخشش الهی) در جان (من) است،» «که آن (جان) را به دستی سخاوتمند (آماده‌ی بخشش) تبدیل کرد.» این بیت به تأثیر لطف الهی در جان عاشق که او را نیز به سخاوت و بخشندگی وادار می‌کند.

اعنات مهیجست جان را ور نی ز چه روی جان گدا شد

«اعنات (سخت‌گیری‌ها و درد و رنج‌های) تو، جان را مهیج (شوریده و بی‌قرار) کرده است،» «وگرنه (اگر این‌ها نبود)، جان از چه روی گداز (آب و رقیق) می‌شد؟» این بیت به نقش سختی‌ها و رنج‌های راه عشق در تلطیف و گداختن جان عاشق.

گر عاشق داد نیست جودت پس جان ز چه عاشق دعا شد

«اگر جود (بخشش) تو، عاشق داد (عدل و انصاف) نیست (اگر بی‌دلیل است)،» «پس جان از چه روی عاشق دعا (و طلب) شد؟ (چرا به سمت تو کشیده شد؟)» این بیت به عشق بی‌دلیل جان به خداوند و اینکه این کشش نشانه عدل و بخشش الهی است.

تجلیات معشوق در هستی

مولانا به تجلیات معشوق در پدیده‌های طبیعی اشاره می‌کند:

زد پرتو ساقییت بر ابر کز عکس تو ابرها سقا شد

«پرتو (اشعه‌ی) ساقی (معشوق فیض‌بخش) تو بر ابر تابید،» «که از بازتاب (عکس) تو، ابرها سقا (آب‌دهنده و سیراب‌کننده) شدند.» این بیت به نقش معشوق به عنوان منبع اصلی فیض که حتی ابرها نیز از پرتو او آب می‌شوند.

زد عکس صبوری تو بر کوه تسکین زمین و متکا شد

«بازتاب صبوری (بردباری) تو بر کوه تابید،» «(و در نتیجه) کوه تسکین زمین و تکیه‌گاه (متکا) شد.» این بیت به تأثیر صبر و استواری معشوق که به کوه نیز منتقل شده و آن را آرام‌بخش و تکیه‌گاه زمین ساخته است.

زد عکس بلندی تو بر چرخ معنی تو صورت سما شد

«بازتاب بلندی (عظمت و تعالی) تو بر چرخ (آسمان) تابید،» «(و) معنی و حقیقت وجود تو به شکل (صورت) آسمان پدیدار شد.» این بیت به تجلی عظمت و بلندی معشوق در قالب آسمان.

از حسن تو خاک هم خبر یافت شد یوسف خوب و دلربا شد

«از زیبایی (حسن) تو، حتی خاک هم خبردار شد (و بهره‌ای برد)،» «(و از این رو) به یوسفی زیبا و دلربا تبدیل شد.» این بیت به فراگیری زیبایی معشوق که حتی به خاک نیز منتقل شده و آن را زیبا و دلربا می‌سازد.

از گفت بدار چنگ کز وی بی گفت تو فهم بانوا شد

«از (امر و فرمان) “بدار چنگ” (ساز را بنواز یا به نوا درآی)،» «که از آن (امر)، بدون آنکه تو سخنی بگویی، فهم (جان) با نوا (دارای آهنگ و شور) شد.» این بیت به قدرت کلام و اشارت معشوق که بدون نیاز به توضیح، جان را به نوا درمی‌آورد و فهم را می‌بخشد.


نکات مهم

  • قدرت دگرگون‌کننده‌ی معشوق: معشوق توانایی تبدیل جفا به وفا، عزا به سور، خرابه به سرا، و حتی هستی به فنا را دارد.
  • محوریت معشوق: شادی‌ها و حیات واقعی تنها با حضور معشوق معنا می‌یابند.
  • طلب فنای مطلق: عاشق طالب فنای کامل‌تر در راه معشوق است، فراتر از صرف جان دادن.
  • سخاوت جان به دلیل فیض الهی: فیض معشوق جان را سخاوتمند و بخشنده می‌سازد.
  • رنج‌ها، عامل تلطیف جان: سختی‌ها و رنج‌های راه عشق، جان را تلطیف و گداخته می‌کنند.
  • تجلیات فراگیر: زیبایی، فیض، صبر و عظمت معشوق در تمامی پدیده‌های هستی (ابر، کوه، آسمان، خاک) تجلی می‌یابد.
  • قدرت کلام و اشارت: کلام و اشارت معشوق، حتی بدون توضیح، جان را به شور و فهم می‌رساند.

این غزل با بیانی شکوهمند و مملو از تصاویر زیبا، عظمت بی‌کران معشوق و تأثیرات شگرف او را بر عالم و آدم به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: