تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 693 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 693 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 693 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۹۳ دیوان شمس مولانا

جانی که ز نور مصطفی زاد
با او تو مگو ز داد و بیداد

هرگز ماهی سباحت آموخت
آزادی جست سرو آزاد

خاری که ز گلبن طرب رست
گلزار به روی او شود شاد

دورست رواق‌های شادی
از آتش و آب و خاک و از باد

زین چار بسیط چون چلیپا
ترکیب موحدان برون باد

زان سو فلکیست نیک روشن
زان سو ملکیست بسته مرصاد

کمتر بخشش دو چشم بخشد
بینا و حکیم و تیز و استاد

با دیده جان چو واپس آیی
در عالم آب و گل به ارشاد

بینی تو و دیگران نبینند
هر سو نوری به رسم میلاد

در هر ابری هزار خورشید
در هر ویران بهشت آباد

تختی بنهی به قصر مردان
هم خیمه زنی به بام اوتاد

بویی ببری ز شمس تبریز
کو را است ملک مطیع و منقاد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۹۳ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۹۳ مولانا، غزلی عمیق و پر از مفاهیم عرفانی درباره‌ی مقام روح، بی‌نیازی عارف از مادیات، و حقیقت شادی معنوی است. مولانا در این غزل، بر تولد روح از نور الهی، رهایی از قید عناصر مادی، و بصیرت درونی عارف برای دیدن حقایق پنهان تأکید می‌کند. او همچنین به نقش شمس تبریزی به عنوان راهبر معنوی اشاره دارد.

مقام روح و رهایی از مادیات

مولانا غزل را با توصیف روح متولد شده از نور الهی آغاز می‌کند:

جانی که ز نور مصطفی زاد با او تو مگو ز داد و بیداد

«جانی که از نور (هدایت و معرفت) مصطفی (پیامبر اکرم، که نماد نور الهی است) متولد شده است،» «با او (در مقام معرفت و تسلیم) از داد و بیداد (عدل و ظلم، یا از مفاهیم متضاد و محدود دنیوی) سخن نگو.» این بیت به مقام والای روحی اشاره دارد که از نور الهی بهره‌مند شده و فراتر از دوگانگی‌ها و قضاوت‌های دنیوی قرار گرفته است.

هرگز ماهی سباحت آموخت آزادی جست سرو آزاد

«آیا هرگز ماهی (در آب) شنا کردن را آموخت؟ (بلکه ذاتاً شناگر است)،» «(آیا) سرو آزاد (نماد رهایی و آزادگی) به دنبال آزادی بود؟ (بلکه خود عین آزادی است).» این ابیات با تمثیل ماهی و سرو، به فطری بودن کمالات برای روح متولد شده از نور الهی اشاره دارد؛ چنین روحی ذاتاً به سوی حقایق میل دارد و نیازی به آموزش مفاهیم ابتدایی ندارد.

خاری که ز گلبن طرب رست گلزار به روی او شود شاد

«(حتی) خاری که از بوته‌ی گل شادی (طرب) بروید،» «گلزار (کل جهان هستی) به خاطر وجود آن (و جلوه‌ی الهی‌اش) شادمان می‌شود.» این بیت به تأثیر وجود حتی یک جلوه‌ی کوچک از عشق و معرفت در عالم، که موجب شادی کل هستی می‌شود.

فراتر از عناصر چهارگانه

مولانا به حقیقت شادی و رهایی از قید عناصر چهارگانه اشاره می‌کند:

دورست رواق‌های شادی از آتش و آب و خاک و از باد

«سالن‌ها و ایوان‌های شادی (حقیقی) دورند (و جدای) از آتش و آب و خاک و باد (عناصر چهارگانه که سازنده‌ی جسم و دنیای مادی هستند).» این بیت به ماهیت معنوی و غیرمادی شادی حقیقی اشاره دارد که ریشه در عالم برتر دارد و از قید جسم و عناصر مادی آزاد است.

زین چار بسیط چون چلیپا ترکیب موحدان برون باد

«از این چهار عنصر ساده (بسیط) که مانند صلیب (نماد محدودیت و رنج) هستند،» «ترکیب و وجود موحدان (اهل توحید و وحدت‌گرا) بیرون باشد (یعنی از این عناصر محدود رها باشند).» این بیت به لزوم رهایی اهل توحید از محدودیت‌های جسمانی و تعلقات مادی، و اشاره به اینکه این عناصر می‌توانند همچون صلیب، موجب رنج و اسارت شوند.

بصیرت باطنی و جهان غیب

مولانا به بصیرت درونی عارف و مشاهده‌ی حقایق غیبی اشاره می‌کند:

زان سو فلکیست نیک روشن زان سو ملکیست بسته مرصاد

«از آن سو (عالم غیب)، آسمانی است که نیک روشن و نورانی است،» «از آن سو (عالم غیب)، جهانی (ملکی) است که راهش بسته و در کمین (مرصاد) است (یعنی تنها اهل بصیرت می‌توانند آن را ببینند).» این بیت به عالم غیب اشاره دارد که سرشار از نور و حقایق است، اما راه ورود به آن برای همگان باز نیست و نیاز به بصیرت خاصی دارد.

کمتر بخشش دو چشم بخشد بینا و حکیم و تیز و استاد

«(خداوند) حداقل بخششی که (به سالک) می‌کند، این است که دو چشم (چشم دل و بصیرت) به او می‌بخشد،» «که آن (چشم) بینا، حکیم، تیزبین و استاد (در معرفت) است.» این بیت به لطف الهی در اعطای بصیرت درونی به سالکان، که آن‌ها را قادر به دیدن حقایق غیبی می‌سازد.

با دیده جان چو واپس آیی در عالم آب و گل به ارشاد

«هنگامی که با دیده‌ی جان (بصیرت باطنی) به عقب (به عالم مادی) بازگردی، به ارشاد (هدایت دیگران)،» «(منظور این است که بصیرت باطنی، راهنمای سالک در بازگشت به دنیای مادی برای ارشاد دیگران است).» این بیت به مقام عارف واصل که پس از درک حقایق غیبی، با بصیرت خود به دنیای مادی بازمی‌گردد تا دیگران را هدایت کند.

بینی تو و دیگران نبینند هر سو نوری به رسم میلاد

«تو خواهی دید (با چشم جان) و دیگران نخواهند دید،» «که در هر سو (و در هر ذره از هستی) نوری به شیوه‌ی تولد (پیوسته در حال ظهور) است.» این بیت به دیده‌ی بصیرت عارف که تجلی نور الهی را در هر ذره از هستی می‌بیند، در حالی که دیگران از آن غافل‌اند.

در هر ابری هزار خورشید در هر ویران بهشت آباد

«(با آن دیده‌ی جان، خواهی دید که) در هر ابر (کوچکی) هزاران خورشید (نور حقیقت) پنهان است،» «(و) در هر ویرانه (دل خراب یا مکان ظاهراً ویران) بهشتی آباد (و سرشار از نعمت معنوی) وجود دارد.» این ابیات به دیدن کثرت حقایق و نعمت‌های الهی در پنهان‌ترین و ظاهراً بی‌ارزش‌ترین چیزها.

مقام اوتاد و فیض شمس تبریزی

مولانا به مقام اولیا (اوتاد) و فیض شمس تبریزی اشاره می‌کند:

تختی بنهی به قصر مردان هم خیمه زنی به بام اوتاد

«(با این بصیرت،) می‌توانی تختی (جایگاه و مقام) در قصر مردان (اهل حق و عارفان کامل) بنهی،» «و همچنین خیمه‌ی (حضور) خود را بر بام اوتاد (اولیا و صاحبان مقام و قدرت معنوی) بزنی (یعنی به مقام آن‌ها برسی و همنشین آن‌ها شوی).» این بیت به مقام والای عارف که به واسطه‌ی بصیرت و عشق، به همنشینی با اولیا و عارفان بزرگ می‌رسد.

بویی ببری ز شمس تبریز کو را است ملک مطیع و منقاد

«(و در این مسیر،) بویی (نشان و اثری) از شمس تبریزی ببری (از او بهره‌مند شوی)،» «که فرمانروایی (ملک) مطیع و منقاد اوست (همه چیز در برابر او تسلیم و رام است).» این بیت به نقش شمس تبریزی به عنوان راهبر و پیر کامل که وجودش سرشار از فیض است و همه‌ی عوالم مطیع اویند.


نکات مهم

  • روح، فراتر از دوگانگی‌ها: روحی که از نور الهی زاده شده، فراتر از مفاهیم متضاد دنیوی و قضاوت‌های بشری است.
  • فطرت الهی: کمالات و تمایل به حق برای روح، ذاتی و فطری است، نه اکتسابی.
  • شادی معنوی: شادی حقیقی ریشه در عالم بالا دارد و از قید عناصر مادی رهاست.
  • رهایی موحدان از مادیات: اهل توحید باید از محدودیت‌های جسمانی و تعلقات دنیوی آزاد باشند.
  • بصیرت درونی: خداوند به سالکان چشم دل می‌بخشد تا حقایق غیبی و نور الهی را در هر ذره ببینند.
  • دیدن کثرت در وحدت: عارف با بصیرت خود، هزاران خورشید را در هر ابر و بهشتی آباد را در هر ویران می‌بیند.
  • همنشینی با اولیا: سالک با رسیدن به بصیرت و عشق، به همنشینی با عارفان کامل (اوتاد) دست می‌یابد.
  • فیض شمس تبریزی: شمس تبریزی به عنوان پیر کامل، منبع فیض و راهبری است که تمام هستی مطیع اوست.

این غزل مولانا با بیانی زیبا و پر رمز و راز، خواننده را به درک مقام والای روح و بصیرت باطنی دعوت می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: