تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 628 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 628 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 628 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۲۸ دیوان شمس مولانا

ای دوست‌! شکر بهتر یا آنک شکر سازد‌؟
خوبیِ قمر بهتر یا آنک قمر سازد‌؟

ای باغ‌! تویی خوشتر یا گلشنِ گل در تو‌؟
یا آنک برآرد گُل صد نرگس تر سازد‌؟

ای عقل‌! تو به باشی در دانش و در بینش
یا آنک به هر لحظه صد عقل و نظر سازد‌؟

ای عشق‌! اگر چه تو آشفته و پُرتابی
چیزی‌ست که از آتش بر عشق کمر سازد

بیخود شده‌ی آنم سرگشته و حیرانم
گاهی‌م بسوزد پر گاهی سر و پر سازد

دریای دل از لطفش پُر خسرو و پُر شیرین
وز قطره اندیشه صد گونه گهر سازد

آن جمله گهر‌ها را اندر شکند در عشق
وان عشق عجایب را هم چیز دگر سازد

شمس‌الحق تبریزی چون شمس دل ما را
در فعل کند تیغی در ذات سپر سازد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۲۸ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۲۸ مولانا، غزلی عمیق و پرسش‌گونه است که بر برتری خالق و آفریننده بر مخلوق، و برتری منشأ و اصل بر جلوه و فرع تأکید دارد. مولانا در این غزل، با سلسله‌ای از پرسش‌های بلاغی، خواننده را به تفکر در مبدأ هستی، قدرت عشق، و نقش عشق در تبدیل شدن و فنای در حق دعوت می‌کند. او همچنین، به تأثیر شمس تبریزی در این دگرگونی‌های وجودی اشاره دارد.

برتری خالق بر مخلوق

مولانا غزل را با طرح پرسش‌هایی درباره‌ی برتری خالق آغاز می‌کند:

ای دوست‌! شکر بهتر یا آنک شکر سازد‌؟ خوبیِ قمر بهتر یا آنک قمر سازد‌؟

ای دوست! آیا خود شکر بهتر است یا کسی که شکر را می‌سازد؟” “آیا زیبایی ماه بهتر است یا کسی که ماه را می‌آفریند؟” این بیت‌ها، پرسش‌هایی اساسی برای هدایت به سوی قدرت و عظمت خالق هستند. پاسخ آشکار است: سازنده و آفریننده همواره بر مخلوق و ساخته‌ی خود برتری دارد.

ای باغ‌! تویی خوشتر یا گلشنِ گل در تو‌؟ یا آنک برآرد گُل صد نرگس تر سازد‌؟

ای باغ! آیا تو (که مکانی برای رویش هستی) خوش‌تر هستی یا گلستانی از گل‌هایی که در تو روییده‌اند؟” “یا آن (خالق) که گل را می‌رویاند و صدها نرگس تازه را می‌آفریند؟” این بیت نیز بر منشأ اصلی آفرینش و آفریننده بودن معشوق الهی، و برتری او بر تمام جلوه‌های طبیعی تأکید دارد.

ای عقل‌! تو به باشی در دانش و در بینش یا آنک به هر لحظه صد عقل و نظر سازد‌؟

ای عقل! آیا تو در دانش و بینش برتر هستی،” “یا آن (خالق) که در هر لحظه صدها عقل و دیدگاه (نظر) می‌آفریند؟” این بیت به محدودیت‌های عقل جزئی در برابر عقل کل و قدرت آفرینشگری بی‌نهایت حق که منشأ تمام عقل‌ها و دانش‌هاست، اشاره دارد.

قدرت بی‌نظیر عشق

مولانا به قدرت بی‌نظیر عشق و تأثیر آن می‌پردازد:

ای عشق‌! اگر چه تو آشفته و پُرتابی چیزی‌ست که از آتش بر عشق کمر سازد

ای عشق! اگرچه تو (در ظاهر) آشفته و پرتاب و بی‌قرار هستی،” “چیزی (حقیقتی والاتر) وجود دارد که از (شعله‌ی) آتش (خودش)، بر عشق نیز کمر می‌سازد (بر آن تسلط می‌یابد و آن را کنترل می‌کند یا از آن برمی‌خیزد).” این بیت به مقام برتر ذات الهی (که منشأ عشق است) اشاره دارد؛ یا اینکه عشق خود از آتشی برآمده که او را قدرتمند ساخته است. این “چیزی” می‌تواند ذات حق یا اراده و تجلیات مطلق او باشد که حتی عشق را نیز در بر می‌گیرد.

بیخود شده‌ی آنم سرگشته و حیرانم گاهی‌م بسوزد پر گاهی سر و پر سازد

من از (عشق) آن (معشوق) بی‌خود شده و سرگشته و حیران هستم.” “گاهی پر (هستی و توان) مرا می‌سوزاند و گاهی (از نو) سر و پر (وجود کامل) می‌آفریند.” این بیت به فنا و بقای متناوب عاشق در پرتو عشق معشوق اشاره دارد؛ عشق هم او را فانی می‌کند و هم از نو زنده می‌سازد.

فیض الهی و زایش گوهرهای معنوی

مولانا به فیض الهی و زایش گوهرهای معنوی می‌پردازد:

دریای دل از لطفش پُر خسرو و پُر شیرین وز قطره اندیشه صد گونه گهر سازد

دریای دل (عاشق) از لطف و کرم او (معشوق)، پر از (داستان‌های) خسرو و شیرین (عشق‌های شورانگیز) می‌شود.” “و از (حتی) قطره‌ای از اندیشه‌ی او (معشوق)، صدها گونه گوهر (معرفت و حقیقت) می‌آفریند.” این بیت به تأثیر فیض و لطف معشوق در پربار کردن دل و زایش معارف و حقایق بی‌شمار حتی از کوچکترین اشاره‌ی او اشاره دارد.

آن جمله گهر‌ها را اندر شکند در عشق وان عشق عجایب را هم چیز دگر سازد

آن همه گوهرها (معارف و حقایق) را در مسیر عشق از بین می‌برد (در عشق فانی می‌کند).” “و آن عشق، خود این عجایب (گوهرها و معارف) را نیز به چیزی دیگر تبدیل می‌کند (یعنی عشق از همه چیز برتر است و همه را در خود فانی می‌سازد).” این بیت به مقام والای عشق که حتی بر گوهرهای معرفت نیز برتری دارد و همه را در خود محو می‌کند، و سپس به چیزی والاتر تبدیل می‌نماید، اشاره دارد.

شمس تبریزی و مقام او

مولانا در پایان غزل، شمس تبریزی را می‌ستاید و به مقام او اشاره می‌کند:

شمس‌الحق تبریزی چون شمس دل ما را در فعل کند تیغی در ذات سپر سازد

شمس‌الحق تبریزی، مانند خورشید (شمس)، دل ما را” “در عمل و تأثیرگذاری، (مانند) شمشیری (برنده و قاطع) می‌کند، اما در ذات (و حقیقت)، سپر (حافظ و نگهدارنده) می‌سازد.” این بیت به تأثیر دوگانه‌ی شمس تبریزی اشاره دارد: او از یک سو باعث جدایی و بریدن از تعلقات می‌شود (شمشیر) و از سوی دیگر، ذات او محافظ و پناهگاه (سپر) است.


نکات مهم

  • برتری خالق بر مخلوق: این مضمون اصلی غزل است که در تمام ابیات ابتدایی تکرار می‌شود و بر عظمت و قدرت آفریننده در برابر ساخته‌هایش تأکید دارد.
  • محدودیت عقل: عقل جزئی در برابر قدرت آفرینشگری حق ناتوان است.
  • برتری مطلق عشق: عشق، قدرتی است که حتی بر آفرینش‌های خود نیز مسلط است و همه چیز را در خود فانی و دگرگون می‌کند.
  • فنا و بقا در عشق: عاشق در مسیر عشق هم فنا را تجربه می‌کند و هم حیات تازه می‌یابد.
  • فیض‌بخشی معشوق: حتی از اندک لطف معشوق، گوهرهای بی‌شمار معرفت در دل عاشق پدید می‌آید.
  • تسلط عشق بر معرفت: عشق چنان مقامی دارد که حتی بر معارف و حقایق نیز برتری می‌یابد و آنها را در خود محو می‌کند.
  • دو وجه شمس تبریزی: شمس هم عامل برش و رهایی (تیغ) و هم محافظ و پناهگاه (سپر) است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: