برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد
دل را ز خواب برکن هنگام رفتن آمد
تا کی اشارت آید تو ناشنوده آری
ترسم که عشق گوید کاین خواجه کودن آمد
رفتند خوشه چینان وین خوشه چین نشسته
کز ثقل و از گرانی چون تل خرمن آمد
غزل ۸۵۶ مولانا، غزلی بیدارکننده و هشدارآمیز است که به لزوم بیداری از خواب غفلت، درک اشارات عشق، و حرکت در مسیر سلوک میپردازد. مولانا در این غزل، با تصویرسازی از روز روشن و رفتن کاروان، به خطر از دست دادن فرصت و عواقب تنبلی در راه عشق اشاره میکند. این غزل در واقع دعوتی است به هوشیاری و اقدام فوری در مسیر معرفت.
مولانا غزل را با دعوت به بیداری آغاز میکند:
برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد دل را ز خواب برکن هنگام رفتن آمد
«از خواب (غفلت) برخیز و نگاه کن، که روز (روشن حقیقت و معرفت) فرا رسیده است،» «دلت را نیز از خواب (بیخبری و رخوت) بیدار کن، زیرا هنگام رفتن (سفر به سوی حق و سلوک) فرا رسیده است.» این بیت، دعوت صریح به بیداری روحانی و آغاز سفر معنوی، چرا که وقت تنگ است و فرصت از دست میرود.
مولانا به خطر نادیده گرفتن اشارات الهی اشاره میکند:
تا کی اشارت آید تو ناشنوده آری ترسم که عشق گوید کاین خواجه کودن آمد
«تا کی (باید) اشارات (الهی و ندای عشق) برای تو بیاید و تو آن را نادیده بگیری (ناشنوده آری)؟» «میترسم که (در نهایت) عشق (که خود هوشمند و درککننده است) بگوید که این خواجه (اشاره به انسان غافل و خودبین) کودن و نادان بوده است (چرا که اشارات واضح را درک نکرده).» این بیت، هشداری جدی به کسانی که به اشارات درونی و الهامات غیبی بیتوجهاند؛ عشق، غفلت را نادانی میشمارد.
مولانا به عواقب تنبلی و از دست دادن فرصت اشاره میکند:
رفتند خوشه چینان وین خوشه چین نشسته کز ثقل و از گرانی چون تل خرمن آمد
«خوشهچینان (جویندگان معرفت که از خرمن هستی بهره میبرند) رفتند و (اما) این خوشهچین (اشاره به انسان غافل یا خود مولانا از باب فروتنی) نشسته است،» «(چنان) از سنگینی و تنبلی (ثقل و گرانی) خود، مانند تپه خرمن (بیحرکت و سنگین) شده است (و از بهرهبرداری بازمانده).» این بیت، بیانگر حسرت از دست دادن فرصت؛ دیگران به سوی حقیقت رفته و بهره بردهاند، اما انسان غافل به دلیل سنگینی و رخوت در جای خود مانده و از فیض محروم شده است.
غزل ۸۵۶ مولانا، دعوتی صریح و بیدارکننده به رهایی از خواب غفلت و آغاز سفر درونی است. مولانا با بیان روشن و هشدارآمیز، به انسان گوشزد میکند که زمان برای درک حقیقت و بهرهبرداری از فیض الهی تنگ است. او خطر نادیده گرفتن اشارات عشق و پیامدهای تنبلی و سنگینی ناشی از غفلت را گوشزد میکند و انسان را به هوشیاری و حرکت فوری در مسیر معرفت فرا میخواند. این غزل تلنگری است به آنان که فرصتها را به دلیل بیخبری و سستی از دست میدهند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا