سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست
که هر چه بر سرِ ما میرود ارادتِ اوست
نظیرِ دوست ندیدم اگر چه از مَه و مِهر
نهادم آینهها در مقابلِ رخِ دوست
صبا ز حالِ دلِ تنگِ ما چه شرح دهد؟
که چون شِکَنجِ ورقهایِ غنچه تو بر توست
نه من سَبوکش این دیرِ رندسوزم و بس
بسا سَرا که در این کارخانه سنگ و سبوست
مگر تو شانه زدی زلفِ عنبرافشان را؟
که بادْ غالیهسا گشت و خاکْ عنبربوست
نثارِ رویِ تو هر برگِ گل که در چمن است
فدای قَدِّ تو هر سروبُن که بر لبِ جوست
زبانِ ناطقه در وصفِ شوق نالان است
چه جای کِلکِ بریدهزبانِ بیهُدهگوست؟
رخِ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
چرا که حالِ نکو در قَفایِ فالِ نکوست
نه این زمان دلِ حافظ در آتشِ هوس است
که داغدار ازل همچو لالهٔ خودروست
غزل 58 حافظ یکی از مشهورترین و محبوبترین غزلهای اوست که به موضوع عشق الهی، عرفان و رابطه انسان با خداوند میپردازد. این غزل با بیت آغازین “سر ارادت ما و آستان حضرت دوست” به وضوح بیان میکند که تمام ارادت و عشق انسان به سوی خداوند است.
در این غزل، حافظ با زبانی شاعرانه و عرفانی، به بیان عشق و ارادت خود به خداوند میپردازد. او از خداوند به عنوان محبوب و معشوق یاد میکند و خود را بندهای عاشق و دلداده میداند. شاعر در این غزل به زیباییهای طبیعت، عشق به خداوند و لذتهای معنوی اشاره میکند و به خواننده توصیه میکند که به دنبال آرامش درونی باشد.
هر بیت از این غزل، حاوی معانی ژرفی است که نیازمند تفسیر و تحلیل دقیق است. برخی از مفسران، این غزل را نمادی از عشق عرفانی و رابطه انسان با خداوند دانستهاند.
بیت اول: سر ارادت ما و آستان حضرت دوست:
بیت دوم: که هرچه بر سر ما میرود ارادت اوست:
بیت سوم: نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر:
بیت چهارم: نهادم آینهها در مقابل رخ دوست:
بیت پنجم: صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد:
بیت ششم: که چون شکنج ورقهای غنچه تو بر توست:
بیت هفتم: نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس:
بیت هشتم: بسا سرا که در این کارخانه خاک سبوست:
بیت نهم: مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را:
بیت دهم: که باد غالیهسا گشت و خاک عنبربوست:
بیتهای بعدی: در ابیات بعدی، حافظ به موضوعاتی همچون عشق، معرفت، دنیا و آخرت میپردازد.
این غزل به دلیل عمق معانی و زیبایی کلمات، یکی از محبوبترین غزلهای حافظ است و در بسیاری از موارد برای فال و تعبیر استفاده میشود. همچنین، این غزل به عنوان یک اثر ادبی ارزشمند در ادبیات فارسی جایگاه ویژهای دارد.